تله‌ اسرائیلی که ترامپ در آن گرفتار شد

 رسانه مستقر در لندن در یادداشتی تحلیلی درباره اینکه چرا آمریکا و رژیم صهیونیستی در مورد تغییر نظام در ایران مرتکب اشتباهی مهلک شدند، خاطرنشان کرد که تل‌آویو به همراه اندیشکده‌های آمریکایی، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا را برای آغاز جنگ با ایران متقاعد کرد.

«میدل ایست آی» با این مقدمه که رژیم صهیونیستی با استفاده از همان شبکه‌ای از خبرچین‌های‌ بومی و اندیشکده‌هایی که راه را برای باتلاق عراق هموار کردند، بالاخره رئیس‌جمهوری در آمریکا را برای جنگ با ایران متقاعد کرد، نوشت: صهیونیست‌های آمریکایی به‌رغم ارزیابی تحلیلگران مستقل مبنی بر اینکه جنگ منجر به تغییر نظام در ایران نمی‌شود، با کمک اسرائیلی‌ها، به رهبری «بنیامین نتانیاهو» جنایتکار جنگی و فراری، ترامپ خودخواه را به استفاده از قدرت ارتش آمریکا علیه ایران و بمباران ایران، تخریب مدارس و دانشگاه‌های آن، هدف قرار دادن کودکان بی‌گناه ، آسیب رساندن به میراث فرهنگی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های مدنی آن بر اساس یک فرض فریبکارانه که می‌توانند نظام ایران را تغییر دهند، ترغیب کرد.

رسانه انگلیسی همچنین سهم بسزایی از این فریبکاری را متوجه اندیشکده‌هایی همچون موسسه بروکینگز، موسسه هووِر و بنیاد هریتیج دانست و با تاکید بر اینکه «ایرانیان این شخصیت‌های خائن را به خوبی می‌شناسند» افزود: اما دیگر وقت آن رسیده که جهان به‌طور کلی - به‌ویژه آمریکایی‌هایی که مشتاق بازپس‌گیری سرزمین مادری خود از لابی‌های اسرائیلی هستند - نیز این افراد را بشناسند و آنها را به خاطر ویرانی‌هایی که با اصرار بر اینکه آمریکایی‌ها باید فرزندان خود را به خطر بیندازند، ایجاد کرده‌اند، پاسخگو بدانند.

 میدل ایست آی در ادامه با اشاره به مقاله‌ای با عنوان «کدام مسیر به سوی ایران؟» در سال ۲۰۰۹ نوشت: این سند توسط یک نهاد ارتجاعی بدنام، یعنی «مرکز سیاست خاورمیانه سابان» در موسسه بروکینگز سفارش داده و تأمین مالی شده است. از همان صفحه اول، مشخص می‌شود که این سند توسط سازمان سیا سفارش داده شده است.

این مقاله با طرح این فرضیه که کل وجود ایران به عنوان یک مشکل، یک مسئله، یک تهدید و یک خطر است که باید به هر طریقی خنثی شود، آغاز می‌شود. مطلب فوق، سپس سه گزینه «برای مقابله با ایران» مطرح می‌کند که عبارتند از دیپلماتیک، نظامی - با اشاره ویژه به اسرائیل به عنوان رهبر این گزینه - و در نهایت، تغییر نظام که شامل گزینه‌های انقلاب مخملی، شورش و کودتا می‌شود.

این یادداشت مربوط به سال ۲۰۰۹ است، مدت‌ها قبل از وقایع سال‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۶، زمانی که همه این گزینه‌های خرابکارانه در حال اجرا بودند، زمانی که روزنامه نیویورک‌تایمز به همان عوامل جنگ‌طلب، عوامل تغییر نظام در خارج از کشور و امثال آنها ستون‌های پشت سر هم زیادی می‌داد تا همچنان خواستار تغییر نظام در ایران شوند.

میدل ایست آی به مقایسه این الگو با مدل عراق پرداخته و در ادامه آورده است: نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس موساد در اتاق وضعیت کاخ سفید رئیس‌جمهور ایالات متحده را متقاعد کردند که می‌توانند جمهوری اسلامی را تنها در چهار روز از بین ببرند. این اسرائیلی‌ها اطلاعات خود را از کجا می‌آورند؟ آنها وانمود می‌کنند که دانای کل، قدرت مطلق و حاضر در همه جا هستند اما اینطور نیست. آنها در واقع اطلاعات فاسد خود را از اندیشکده‌های آمریکایی دریافت می‌کنند که نیویورک‌تایمز با صدای بلند و واضح آنها را تبلیغ می‌کند. آنها این اطلاعات را از متخصصان حوزه ایران که در اندیشکده‌های آمریکایی مطلب تولید می‌کنند، دریافت می‌کنند. این اطلاعات فاسد از آنجا سرچشمه می‌گیرد. یک الگوی بسیار ساده و نخ‌نما برای خیانت وجود دارد، همان‌طور که برای عراق وجود داشت.

این رسانه در پایان خاطرنشان کرده است: این اندیشکده‌ها عمیقا درگیر جهلِ تائیدشده، خیال‌پردازی‌های پوچ و حماقتِ شگفت‌انگیز خود هستند. خیانت‌کاران فعال در این اندیشکده‌ها نیز که همگی بی‌شرمانه‌ در حال خیانت هستند، مسئولِ مشارکت در دسیسه‌ اسرائیلی هستند که ترامپ را به این جنگ کشاند.