آیا مسکو می‌تواند گره مذاکرات ایران و آمریکا را باز کند؟

 گزارش‌ها نشان می‌دهد مذاکرات پشت‌پرده ایران و آمریکا بر یک روند مرحله‌ای متمرکز شده و محور نخست آن بازگشایی تنگه هرمز است. تهران هم‌زمان با تکیه بر دیپلماسی فرسایشی و خرید زمان، تلاش می‌کند فشار اقتصادی و محاصره دریایی را کاهش دهد و پرونده‌های پیچیده‌تر مانند موضوع هسته‌ای را به مراحل بعدی موکول کند. در این میان، سفرهای عباس عراقچی و چرخش به‌سوی روسیه، نشان‌دهنده تلاش ایران برای بین‌المللی‌سازی بحران و افزایش قدرت مانور در برابر واشنگتن است.

   شبکه « سی.ان.ان» به نقل از منابعی گزارش داد که تلاش‌های فشرده دیپلماتیک همچنان در پشت پرده میان واشنگتن و تهران ادامه دارد و گفت‌وگوهای جاری بر یک «فرایند مرحله‌ای» متمرکز شده است. منابع آگاه گفته‌اند دو طرف آن‌گونه که در ظاهر به نظر می‌رسد، از یکدیگر فاصله ندارند. به گفته این منابع، بخش نخست هر توافق احتمالی بر بازگشایی تنگه هرمز بدون هیچ محدودیت یا عوارض متمرکز خواهد بود. این منابع به شبکه یادشده تأکید کرده‌اند که میانجی‌ها بر دو طرف فشار می‌آورند تا به توافقی دست یابند؛ زیرا چند روز آینده از اهمیت بسیار تعیین‌کننده‌ای برخوردار است.
 این تحولات پس از آن رخ می‌دهد که گفت‌وگوهای صلح با ایران در پایان هفته با بن‌بست روبه‌رو شد. دونالد ترامپ روز یکشنبه از تصمیم خود برای لغو سفر فرستادگانش به پاکستان دفاع کرد و گفت مقام‌های ایرانی «می‌توانند تماس بگیرند» اگر چنین تمایلی داشته باشند. او بار دیگر تأکید کرد که جنگ با ایران ممکن است «خیلی زود پایان یابد.»

 عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از دیدارهایی در پاکستان و سلطنت عمان، به روسیه سفر کرد و با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه دیدار داشت. عباس عراقچی اعلام کرد که جنگ را به‌طور مفصل با ولادیمیر پوتین بررسی کرده است. او پیش‌تر فهرستی از «خطوط قرمز» را به مقام‌های پاکستانی ارائه کرده بود تا آن را به ایالات متحده منتقل کنند؛ خطوطی که شامل «موضوعات هسته‌ای و تنگه هرمز» می‌شود.

از سوی دیگر، امیرسعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، روز دوشنبه گفت تهران پیش از آنکه بتواند به تثبیت اوضاع در خلیج فارس و منطقه کمک کند، به تضمین‌هایی در برابر حمله‌ای دیگر از سوی آمریکا و اسرائیل نیاز دارد. ایروانی در سخنانی در نشست شورای امنیت گفت: «ثبات و امنیت پایدار در خلیج فارس و منطقه گسترده‌تر، تنها از طریق توقف دائمی تجاوز علیه ایران قابل تحقق است.» نماینده ایران در سازمان ملل تاکید کرد که این روند باید با تضمین‌های معتبر درباره تکرار نشدن چنین اقدامی و نیز احترام کامل به حقوق و منافع مشروع و حاکمیتی ایران پشتیبانی شود.

ایران و آمریکا در میدان فرسایش؛ صبر تهران در برابر شتاب ترامپ

دکتر محمد ابوالعینین، پژوهشگر روابط بین‌الملل معتقد است فلسفه مذاکره‌کننده ایرانی بر خرید زمان استوار است؛ در چارچوب همان صبر طولانی که از مهارت «قالی‌باف» الهام گرفته، در برابر ذهنیت مذاکره‌کننده آمریکایی که بر امضای سریع معامله‌ها تکیه دارد. ابوالعینین توضیح می‌دهد که ایران، در حالی که مذاکره را با صبر و فرسایش پیش می‌برد، به‌خوبی از نیاز شدید دونالد ترامپ برای دستیابی به توافق آگاه است؛ ترامپی که از نظر خاستگاه شخصی، اساساً تاجر و فعال حوزه املاک است و به معامله‌ها و انجام کارهای غیرپیچیده‌ای گرایش دارد که وارد جزئیات نمی‌شوند.

در مقابل، ایرانی‌ها در کار با جزئیات مهارت دارند، با آن‌ها تا مدت‌ها پیش می‌روند و هرگز از این روند خسته نمی‌شوند؛ مسئله‌ای که در پیشنهادی که اخیراً مطرح شده، به‌روشنی دیده می‌شود. ابوالعینین معتقد است اگر به ذهنیت کسانی نگاه شود که از سوی تهران از سال ۲۰۰۳ مذاکره کردند و این روند را تا توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ پیش بردند و سپس با اروپایی‌ها درباره سازوکار «اسنپ‌بک» وارد گفت‌وگو شدند، کاملاً روشن می‌شود که دیپلمات ایرانی صبری طولانی دارد، در جزئیات غرق می‌شود و به معامله‌های سریع تمایل ندارد.

 او گفت ذهنیتی که مذاکره‌کنندگان آمریکایی را هدایت می‌کند، چه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، چه استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و چه جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور، و در پشت سر همه آنان دونالد ترامپ، بر بستن سریع معامله‌ها استوار است؛ معامله‌هایی که بر این تصور تکیه دارند که مازاد و شدت قدرت ایالات متحده به آن اجازه می‌دهد همه را وادار به تبعیت کند. او ادامه داد ایرانی‌ها فشارهایی را که ترامپ در داخل با آن روبه‌روست، درک می‌کنند؛ در حالی که خود طی ۴۷ سال با محاصره و تحریم سازگار شده‌اند و در نهایت تلاش می کنند خود را به‌گونه‌ای نشان دهند که گویی روند مذاکره را مختل نمی‌کنند.

 علی بیگدلی، تحلیلگر ایرانی و کارشناس مسائل سیاست خارجی در اظهاراتی گفت مسیر منازعه میان تهران و واشنگتن شاهد تحولی چشمگیر بوده و از رویارویی مستقیم نظامی به جنگی با ماهیت اقتصادی تغییر یافته است؛ آن هم در شرایطی که ابزارهای فشار غیرنظامی در رأس آن‌ها محاصره دریایی اعمال‌شده علیه ایران، شدت گرفته است. بیگدلی توضیح داد راهبرد کنونی دونالد ترامپ به‌طور اساسی بر فشار اقتصادی متمرکز است. او این تحول را نشانه انتقال منازعه از میدان نظامی به ابزارهای اثرگذاری مالی و تجاری دانست؛ روندی که بارهای اقتصاد ایران را دوچندان می‌کند.

بیگدلی بر ضرورت آن تأکید کرد که ایالات متحده مسیر دیپلماسی را باز بگذارد. او یادآور شد که تحرکات منطقه‌ای عباس عراقچی به‌ویژه سفرهای او به شماری از کشورها از جمله پاکستان، سلطنت عمان و روسیه، به فعال‌سازی دوباره تلاش‌های دیپلماتیک کمک کرده است. این تحلیلگر ایرانی فرمولی مذاکراتی را پیشنهاد کرد که بر اصل «اقدامات متقابل» استوار باشد؛ به این معنا که تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی باز شود و سپس امکان ورود به بحث درباره پرونده‌های پیچیده‌تر دیگر فراهم آید. او در عین حال هشدار داد که رسیدن به توافق میان تهران و واشنگتن آسان نخواهد بود؛ زیرا محاصره دریایی ابزار اصلی فشار واشنگتن به شمار می‌رود.

علی بیگدلی در ادامه اظهاراتش تاکید کرد که تداوم وضعیت کنونی ممکن است در مدتی کوتاه به بحران‌هایی در بازارها منجر شود؛ در نتیجه اختلال در زنجیره‌های تأمین، که پیامدهای منفی آن هم تولیدکنندگان و هم مصرف‌کنندگان را دربر خواهد گرفت. او تأکید کرد تهران اکنون حساسیت این مرحله را درک کرده و در پی دستیابی به نوعی فرمول تفاهم است. به گفته او، شکستن محاصره دریایی در شرایط فعلی بر دیگر مسائل از جمله پرونده هسته‌ای، اولویت دارد؛ پرونده‌ای که ممکن است بعداً در چارچوب یک مسیر مذاکراتی گسترده‌تر مطرح شود. او در پایان گفت ایران ممکن است آمادگی خود را برای بحث درباره پرونده‌های اضافی از جمله توقف موقت عملیات غنی‌سازی اورانیوم نشان دهد.

تردید ونس در روایت پنتاگون از جنگ ایران

نشریه «آتلانتیک» به نقل از مقام‌های ارشد در دولت دونالد ترامپ، گزارش داد که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، درباره دقت اطلاعاتی که پنتاگون درباره جنگ در ایران ارائه کرده، پرسش‌هایی مطرح کرده است. بر اساس گزارش این نشریه، جی دی ونس بارها ارزیابی وزارت جنگ آمریکا از جنگ در ایران را زیر سؤال برده و درباره این موضوع تردید کرده است که آیا پنتاگون شدت آنچه را به نظر می‌رسد فرسایشی جدی در ذخایر موشکی آمریکا باشد، کمتر از واقعیت نشان داده است یا نه.

چند فرد مطلع نیز به این روزنامه گفته‌اند که ونس در گفت‌وگوهای خود با ترامپ، نگرانی‌هایی را درباره میزان دسترسی آمریکا به برخی سامانه‌های موشکی مشخص مطرح کرده است. به نوشته «آتلانتیک»، پیامدهای برداشت گسترده از ذخایر مهمات، از نظر راهبردی سنگین و خطرناک است؛ زیرا نیروهای آمریکایی برای دفاع از تایوان در برابر چین، کره جنوبی در برابر کره شمالی و اروپا در برابر روسیه، به همین ذخایر نیاز خواهند داشت.

در همین حال، این نشریه فاش کرد که ایران همچنان دو سوم نیروی هوایی، بیشتر توانمندی‌های موشکی و بخش عمده قایق‌های تندروی خود را حفظ کرده است. همچنین در این گزارش آمده است که ایران هر روز سکوهای پرتاب موشک خود را دوباره عملیاتی می‌کند و پس از آتش‌بس، نیمی از این سکوها بار دیگر در دسترس قرار گرفته‌اند. در مقابل، این نشریه نوشته است که کمبودی جدی در برخی سلاح‌های کلیدی، توانایی ایالات متحده برای ورود به جنگ‌های آینده را تضعیف کرده است.

چرخش تهران به‌سوی مسکو؛ عبور از مذاکره دوجانبه با واشنگتن

در شرایطی که کانال مستقیم مذاکره میان واشنگتن و تهران به‌تدریج شتاب خود را از دست می‌دهد، ایران به‌سوی مسکو متمایل شده است تا رویکرد مذاکره را از نو صورت‌بندی کند و آن را از چارچوب دوجانبه فراتر ببرد. بر اساس گزارش مجله «نیوزویک»، این اقدام «تلاشی آشکار برای تجزیه بحران به مسیرهای متعدد است؛ مسیرهایی که می‌توان هر یک را جداگانه مدیریت کرد، به‌جای آنکه در شرایط کنونی برای دستیابی به یک توافق جامع تلاش شود.

تحرکات اخیر ایران را نمی‌توان از این درک فزاینده در تهران جدا دانست که مذاکره دوجانبه با ایالات متحده دیگر برای مدیریت بحرانی چندبُعدی کافی نیست؛ بحرانی که در آن پرونده‌های هسته‌ای با ملاحظات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی درهم آمیخته است. در همین چارچوب، نیوزویک به نقل از حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر روابط بین الملل می‌نویسد تهران در حال حرکت به‌سوی «بین‌المللی‌سازی» روند مذاکره است؛ به این معنا که طرف‌های مختلفی را وارد فرایند کند تا هر طرف رسیدگی به بخشی مشخص از مناقشه را بر عهده بگیرد، نه اینکه تلاش شود از طریق یک کانال واحد، توافقی جامع به دست آید. این رویکرد، تعدد مقصدهای دیپلماتیک عراقچی در دوره اخیر را توضیح می‌دهد. هدف از این رفت‌وآمدها، ایجاد شبکه‌ای از میانجی‌گری‌های موازی است که امکان توزیع فشار و مذاکره در چند سطح را فراهم کند؛ امری که به ایران در برابر فشارهای آمریکا، فضای مانور گسترده‌تری می‌دهد.

در چارچوب این رویکرد، روسیه به‌عنوان طرفی مطرح می‌شود که توان مداخله در حساس‌ترین پرونده را دارد؛ یعنی پرونده اورانیوم با غنای بالا که نقطه اصلی اختلاف در مذاکرات به شمار می‌رود. بر اساس ارزیابی‌هایی که مجله نقل کرده است، مسکو ممکن است مدلی مشابه آنچه را در توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ اجرا شد، دوباره احیا کند؛ زمانی که اورانیوم غنی‌شده به روسیه منتقل شد و در مقابل، ایران سوخت هسته‌ای برای استفاده غیرنظامی دریافت کرد. چنین راه‌حل میانه‌ای می‌تواند از شدت اختلاف کنونی بکاهد.

با این حال، این گزینه با پیچیدگی‌های سیاسی آشکاری روبه‌روست؛ در صدر آن‌ها، مخالفت ایران با تحویل مستقیم مواد هسته‌ای خود به ایالات متحده قرار دارد. علاوه بر این، محیط ژئوپلیتیکی نیز به‌طور بنیادین تغییر کرده است؛ زیرا روسیه دیگر نه یک میانجی سنتی، بلکه طرفی درگیر در تقابلی آشکار با غرب به شمار می‌رود. در همین زمینه، ووک ووکسانوویچ،پژوهشگر روابط بین الملل معتقد است مسکو از مزیتی نادر برخوردار است؛ اینکه همچنان کانال‌های ارتباطی خود را با همه طرف‌ها حفظ کرده است. اما در عین حال، روسیه بر اساس محاسبات راهبردی خود حرکت می‌کند؛ محاسباتی که هرگونه نقش میانجی‌گرانه را بخشی از موازنه‌های گسترده‌تر می‌سازد نه صرفاً یک مداخله فنی و محدود.

نقش احتمالی روسیه را نمی‌توان از محاسبات قدرت در سطح بین‌المللی جدا کرد. بر اساس گزارش نیوزویک، مسکو ممکن است ورود خود به پرونده ایران را فرصتی برای بازگشایی مذاکره با غرب درباره پرونده‌های دیگر بداند؛ در رأس آن‌ها جنگ اوکراین و تحریم‌های اقتصادی اعمال‌شده علیه روسیه قرار دارد. این بدان معناست که میانجی‌گری روسیه، اگر تحقق یابد، کاملاً بی‌طرفانه نخواهد بود، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر برای معامله و بده‌بستان سیاسی خواهد بود.