چرا عربستان مخالف جنگ با ایران است؟

 هشام الغنام، تحلیل‌گر سعودی در یادداشتی نوشت: در ساعات اخیر متوجه ادعاهایی حساب‌شده به زبان‌های انگلیسی، عربی و عبری شدم که در صدر آن‌ها پلتفرم‌های راست‌گرای صهیونیستی مانند اسرائیل هیوم و دیگران، یا حتی سایت‌های خبری عبری مثل والا قرار دارند. این منابع ادعا می‌کنند که عربستان و امارات در روزهای اخیر به اصطلاح فشارهای عظیمی بر دولت ترامپ اعمال کرده‌اند تا عملیات نظامی علیه ایران از سر گرفته شود. به نظر من و حداقل از منظر عربستان، اظهارنظر درباره چنین ادعاهایی و نادیده نگرفتن آن‌ها مهم است. 

 

این پلتفرم‌ها رویکردی را دنبال می‌کنند که به طور سیستماتیک با دستور کار دولت راست‌گرای اسرائیل هماهنگ است. بنابراین لازم است که خروجی‌های آن‌ها در پرونده‌های حساس منطقه‌ای با نگاهی محافظه‌کارانه روش‌مند و بررسی انتقادی شدید خوانده شود، به‌خصوص زمانی که به توصیف موضع کشوری مانند عربستان به ویژه در چنین زمان حساسی مربوط می‌شود. وقتی این ادعاها را می‌خوانید که افراد مغرض و شاید افراد نادانی که فکر می‌کنند در کنار شما هستند، آن‌ها را منتشر می‌کنند بلافاصله مشخص می‌شود که این ادعاها فاقد هرگونه پشتوانه تحلیلی منسجمی هستند. زیرا عربستان از آغاز این جنگ و حتی پیش از آن، مدیریت این پرونده پیچیده را بر اساس سیستم‌واره‌ای از تعیین‌کننده‌های ساختاری ثابت پیش برده است. هر کس ادعا می‌کند که اینها تغییر کرده، باید برعکس حرف من را ثابت کند. به هر حال، به اختصار به آن‌ها اشاره می‌کنم: 

 ۱. فاکتور جغرافیایی و امنیتی: عربستان با ایران از طریق خلیج فارس مرزهای دریایی مشترکی دارد و صادرات حیاتی نفت آن در معرض مستقیم هرگونه پیامدهای نظامی احتمالی در منطقه قرار دارد. هرگونه تنش نظامی گسترده، پیش از آنکه تهدیدی برای دیگران باشد، تهدیدی مستقیم برای منافع اقتصادی و امنیتی عربستان محسوب می‌شود و ما می‌دانیم که ایران تنش‌افزایی خواهد کرد و توانایی آن را نیز دارد، که این امر انگیزه‌های عقلانی عربستان را برای تشدید تنش صفر می‌کند. عربستان در این بحران به همگان ثابت کرده است که در اوج عقلانیت عمل می‌کند. 

۲. فاکتور اقتصادی و توسعه‌ای: که با تحریک به رویارویی نظامی منطقه‌ای تناقضی بنیادین دارد. 

۳. فاکتور دیپلماتیک و رفتاری: و حمایت صریح عربستان از تلاش‌های میانجی‌گری پاکستان در حال حاضر، که امتداد طبیعی مواضع پکن است. عربستان با همگان (از جمله ایران) در ارتباط است. تنها طرفی که از ارتباط با عربستان طرد شده، اسرائیل است. اما محک واقعی، تنگه هرمز است؛ آبراهی غیرقابل جایگزین برای صادرات خود عربستان که سعودی بدون آن نمی‌تواند کار کند. بنابراین دعوت به اقدام نظامی، تناقضی آشکار و درونی با ساختار ذی‌نفعانه و عینی عربستان دارد که تفسیر آن در چارچوب هر مدل تحلیلی عقلانی یا حتی غیرعقلانی غیرممکن است. 

هدف روشن است: کشاندن پادشاهی به این کشمکش و لجاجت برای درگیر کردن آن در این جنگ به هر شکلی. این اولین و آخرین تلاش از سوی اینگونه ارگان‌ها و پلتفرم‌ها نیست.