«هشدار! اینجا سرزمین اسرائیل و متعلق به یهودیان است. فوراً منطقه را ترک کنید.» پهپادها و بالنهایی که این اخطار به زبان عبری و عربی روی آنها نوشته شده بود، در لبنان پایین آمدند اما این ماجرا مربوط به روزهای اخیر و دستور تخلیههای ارتش اسرائیل به ساکنان مناطق جنوبی لبنان نیست.
به گزارش رسانه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت»، ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴، جنبش تازهتاسیس «اوری صافون» یا «برخیز ای شمال» که از اسکان یهودیان شمال فلسطین اشغالی در جنوب لبنان حمایت میکرد و به شهروندان لبنانی هشدار داد مناطق جنوبی این کشور را تخلیه کنند و به شمال رود لیتانی بروند. این جنبش باور داشت مرز جدید با لبنان باید در امتداد لیتانی ترسیم شود.
این همان هدفی است که «اسرائیل کاتس» وزیر جنگ اسرائیل، اخیرا در ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) به آن اشاره کرد و گفت تمام خانههای لبنانی نزدیک مرز اسرائیل پس از آنکه یک «منطقه حائل» تا رود لیتانی ایجاد شود، ویران خواهند شد. «بتصلئل اسموتریچ» وزیر دارایی رژیم صهیونیستی نیز، چند روز بعد در ۲۳ مارس این حرف را تکرار کرد: «مرز جدید اسرائیل باید رود لیتانی باشد.»
روزنامه «فایننشال تایمز» مینویسد، هرچند ایده تصرف جنوب لبنان تازگی ندارد اما رویکرد دولت نتانیاهو باعث شده راه برای شهرکنشینان افراطی و ملیگرا که مدتها در پی گسترش مرزهای اسرائیل بودهاند، هموار شود. به همین جهت آنان از شعار فراتر رفتند و به کنشگری روی آوردند. صفحه توییتر جنبش اوری صافون، ۲۰ می (۳۰ اردیبهشت) در پستی نوشت: «حمایت از شهرکنشینی در لبنان این بار در کنست؛ ما این هفته در کنست بودیم و با تعدادی از نمایندگان دیدار کردیم. ما معتقدیم در انتخابات آینده، رای دهندگان میتوانند از کسانی حمایت کنند که برای شهرکسازی در جنوب لبنان میکوشند.»
همانطور که «دونالد اس ویل» متخصص امور خاورمیانه سال ۱۹۸۰ نوشت، نقشههای منتشر شده آن زمان توسط اسرائیل نشان میداد جنوب لبنان در معرض خطر قرار دارد. دونالد اس ویل در مقالهای پیشبینی کرد که روند توسعهطلبی اسرائیل ادامه خواهد یافت و اگر صهیونیستها نتوانند به اهداف خود را در پوشش قانون به دست آورند، راههای دیگری را برای دستیابی به آن بیازمایند.
هدف صهیونیستها حالا در شرف تحقق است و اسرائیل با نقض آتشبس و تشدید حملات به جنوب لبنان در ۱۷ آوریل (۲۸ فروردین)، همزمان با صدور اخطار تخلیه، پیشروی در خاک این کشور را آغاز کرده است. بنیامین نتانیاهو نیز جمعه ۲۹ می (۸ خرداد) در جریان بازدید از مرزهای شمالی گفت نیروهای ما از رود لیتانی عبور کرده و بر مواضع راهبردی، کنترل دارند.
سلطهجویی اسرائیل بر لبنان، یک روند کهنه را پشت سر گذاشته است. این روند نه از زمان روی کار آمدن کابینه افراطی نتانیاهو آغاز شده و نه از زمان تشکیل حزبالله و سازمان آزادیبخش فلسطین، برخلاف آنچه رسانههای غربی امروز به طور گسترده عنوان میکنند، جنبش صهیونیستی حتی دههها پیش از تاسیس رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸، با هدف دستیابی به «اسرائیل بزرگ»، به لبنان و رود لیتانی چشم دوخته بود. با توجه به اهمیت این موضوع، قصد داریم طی روزهای پیش رو در قالب یک پرونده به «برنامه اسرائیل در لبنان» بپردازیم، قسمت اول را به تلاش صهیونیستها برای تصاحب لبنان اختصاص میدهیم و در قسمت بعد به آزادسازی لبنان به دست حزبالله و اخراج اسرائیل از این کشور خواهیم پرداخت.
قسمت اول: طمع همیشگی صهیونیستها به رود لیتانی
روزنامه «لو موند» فرانسه طی مطلبی درباره چشمداشت دیرینه اسرائیل به جنوب لبنان و لیتانی مینویسد، پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی نقشه تازهای از خاورمیانه شکل گرفت. هنگامی که فرانسه و بریتانیا مرزهای جدیدی در عثمانی ترسیم میکردند، جنبش صهیونیستی نیز خواستار تاسیس سرزمین یهودی شد که تا رود لیتانی امتداد داشته باشد.
«حییم وایزمن» یکی از رهبران وقت جنبش سال ۱۹۱۹ در نامهای به وزارت خارجه بریتانیا نوشت که رود لیتانی باید مرز طبیعی اسرائیل باشد. اما مرزی که چهار سال بعد تعیین شد طور دیگری رقم خورد و لیتانی به «لبنان بزرگ» ضمیمه شد و تحت قیمومت فرانسه درآمد. رود لیتانی هرگز به مرز تبدیل نشد اما اسرائیل همواره آرزوی این موضوع را داشت.
سلطهجویی اسرائیل در لبنان، پروژهای است که حدود یک قرن سابقه دارد. دههها پیش و پس از تأسیس رژیم اسرائیل، جنبش صهیونیستی رود لیتانی را به چشم یک منبع حیاتی برای تامین آب و همچنین مرزی قابل دفاع میدید و به آن طمع داشت. اسرائیل همچنین امیدوار بود دولتی مسیحی مارونی در لبنان روی کار بیاید که تابع منافع رژیم صهیونیستی باشد. با این حال، اسرائیل سالها در تحقق این چشمانداز ناکام ماند؛ ابتدا در سال ۱۹۴۸ و سپس در طول دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰.
در اواخر دهه ۱۹۶۰ و با ظهور «سازمان آزادیبخش فلسطین» و فعالیت آن در لبنان، برنامههای اسرائیل برای این کشور، شکل روشنتری یافت و به حملات زمینی رژیم صهیونیستی در دهههای ۶۰ تا ۸۰ انجامید که در نهایت باعث شد اسرائیل نزدیک به دو دهه حدود ۱۰ درصد از خاک لبنان را اشغال کند.
اقدامات اسرائیل موجب توقف فعالیتهای سازمان آزادیبخش فلسطین در لبنان شد اما در پی آن حزبالله شکل گرفت و چرخه تهاجم، بمباران، کشتار، ویرانی گسترده و سپس عقبنشینی رژیم صهیونیستی تا همین امروز بارها تکرار شد. اگرچه اهداف اسرائیل در لبنان، تاکتیکهایش و همچنین متحدان و دشمنان رژیم در طول زمان متغیر بوده اما میل به اشغال، الحاق و کنترل لبنان همچنان پابرجا مانده است.
جنبش صهیونیستی و لبنان پیش از ۱۹۴۸
وبسایت «فلسطین نکسس» در مطلبی مینویسد، بسیاری از رهبران اولیه صهیونیسم به رودخانه لیتانی چشم دوخته بودند. در نگاه آنان لیتانی منبع آبی مهمی به شمار میرفت، میتوانست مرزی قابل دفاع فراهم کرده و مرز شمالی گستردهای نیز ایجاد کند. در همین راستا، برخی سران رژیم صهیونیستی مانند «داوید بنگوریون» اولین نخستوزیر اسرائیل در سال ۱۹۱۸ و بیش از سی سال پیش از تاسیس اسرائیل، در این خصوص ادعا کردند، «سرزمین ما» از رود لیتانی تا دامنههای کوه حرمون و منطقه «وادی الاعوج» در جنوب دمشق، امتداد دارد.
تا سال ۱۹۱۹، جنبش صهیونیستی به این باور رسیده بود که کنترل لیتانی، حیاتی است. نقشه «خانه ملی یهود» که توسط سازمان صهیونیستی تهیه شد، تا جنوب شهر صیدا امتداد داشت و دامنههای کوهستانهای لبنان را تا رود لیتانی دنبال میکرد. حتی «حییم وایزمن» در سال ۱۹۱۹ به «دیوید لوید جورج» نخستوزیر بریتانیا گفت که لیتانی برای لبنان بیارزش اما برای آینده خانه ملی یهود ضروری است. با این حال، امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه نظر دیگری داشتند و مرز را در «رأسالناقوره» ترسیم کردند.
در همین حین، یهودیان در طول دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ روابط رو به رشدی با مسیحیان لبنان، بهویژه «مارونیها» برقرار کردند. برخی از نخستین تماسها در رابطه با خرید زمین انجام گرفت زیرا بسیاری از خانوادههای مسیحی لبنانی مانند «خاندان سرسق» مالک بخشهای وسیعی از اراضی شمال فلسطین بودند.
اما این تلاش فقط به همگرایی در مسائل اقتصادی محدود نشد و بخشی از آن از دشمنی مشترک با مسلمانان و نیز علاقه به پس گرفتن دوباره و بازسازی سرزمینهای خیالی کتاب مقدس با شهرکسازی در آنها ریشه میگرفت. دانستن این زمینه به وضوح اهمیت دارد. دونالد اس ویل در مقاله «ایدئولوژی شهرکسازی صهیونیستی» مینویسد، از آنجا که «فتح سرزمین» از دیرباز بخشی ذاتی از صهیونیسم بوده است، شهرکنشینانی که در این روند مشارکت داشتند از نفوذ ویژهای برخوردار بودهاند.
اردوگاه «حداقلگرایان» صهیونیست از نظر تاریخی بر تثبیت یک دولت یهودی در سرزمینهای تحت کنترل خود تاکید دارد درحالیکه «حداکثرگرایان» خواستار اسرائیل بزرگ بر پایه بیشترین گستره پادشاهیهای باستانی یهودیان هستند.
«خلیل نصرالله» تحلیلگر لبنانی میگوید: «نگاه اسرائیل به جنوب لبنان و رودخانه لیتانی، یک نگاه تاریخی است. صهیونیستها این منطقه را بخشی طبیعی از سرزمین موعود میدانند. اسموتریچ درباره لزوم گسترش مرز اسرائیل تا لیتانی، اغراق نمیکند بلکه از هدفی سخن میگوید که پیش از این بارها تکرارش کرده و پیش از او نیز درباره آن صحبت شده است. اسموتریچ سال ۲۰۱۶ نیز از ضرورت تحقق رویای یهودی گفته بود و از حق تاریخی بر سرزمینهایی تا عربستان که لبنان نیز بخشی از آنها بود.»
سال ۱۹۳۳، «ویکتور جاکوبسون» سیاستمدار صهیونیستی با گروه «فنیقیهای جوان» در بیروت دیدار کرد و آنها با او درباره هدفشان برای احیای روابط تاریخی میان «فنیقیها» و دولت یهودی سخن گفتند.
«فرانک سلامه» طی پژوهشی در دانشگاه «بریل»، مینویسد: در لبنان شکلی از ملیگرایی وجود دارد که نخستین بار توسط مسیحیان لبنانی به ویژه مارونیها مطرح شد و به آن «فنیقیگرایی» میگویند. به دلایل روشن، پاسداران ارتدوکس عربی، فینیقیگرایی را پدیدهای مسئلهساز تلقی میکنند زیرا آنها «عرب بودن» را نه یک ذات و هویت بنیادین، بلکه صرفاً دورهای گذرا از تاریخ لبنان میدانند.
جریان فکری فنیقی اوایل قرن بیستم توسط گروهی از جوانان فرانسویزبان لبنانی که با عنوان فنیقیهای جوان شناخته میشدند و عمدتا از مسیحیان بودند، بسط و گسترش یافت. آنها هویت مردم این کشور را با قوم سامیتبار فنیقیهای باستان که سالها قبل در غرب لبنان میزیستند و خود را «کنعانیان» مینامیدند، یکی میدانستند.
اسرائیل بزرگ و لبنان
سال ۱۹۳۶، «امیل اده»، رئیسجمهور لبنان، با مأموران صهیونیست دیدار و با پیشنویس «پیمان دوستی» لبنان و یهودیان موافقت کرد. بعدها پسرش «ریمون اده» بخش عمدهای از زندگی سیاسی خود را صرف هشدار دادن نسبت به جاهطلبیهای سرزمینی اسرائیل در لبنان کرد.
رسانه «میدلایست آی» مینویسد، ریمون اده طی بیانیهای در ۲۲ آوریل ۱۹۹۸، با اشاره به ایده اسرائیل بزرگ گفت: « در یادداشتهای تئودور هرتسل از سال ۱۹۰۲، سرزمینی را که صهیونیسم در پی تصاحب آن بود فراتر از اسرائیل کنونی است، سرزمینی که از نهر مصر تا رود فرات امتداد دارد و لبنان نیز قرار است بخشی از آن باشد.» در سال ۱۹۴۷ «خاخام فیشمن» نماینده رسمی آژانس یهود نیز در کمیته تحقیق سازمان ملل سخنان هرتسل را تکرار کرد و گفت سرزمین موعود شامل بخشهایی از سوریه و لبنان نیز خواهد شد.
هرچند معاهده دوستی لبنان با صهیونیستها آن زمان در نهایت از سوی فرانسه (به عنوان قیم لبنان) رد شد اما فلسطین نکسس مینویسد، تا سال ۱۹۳۷، مسیحیان لبنان به نزدیکترین متحد جنبش صهیونیستی در منطقه تبدیل شده بودند.
تلاش اسرائیل برای جذب و همراهسازی مسیحیان لبنان با کوشش برای کنترل رود لیتانی و مناطق پیرامون آن همسویی داشت. در سال ۱۹۴۲ صهیونیستها با آلفرد نقاش، رئیسجمهور وقت لبنان دیدار کردند تا زمینه اجرای پروژه سدی بر رود لیتانی بیش از ۷۰ درصد آب این رود را به فلسطین منتقل کنند. نقاش از مسیحیان مارونی و همپیمان یهودیان بود.
صهیونیستها چه پیش از تاسیس اسرائیل و چه پس از آن، نه تنها به رود لیتانی بلکه به تمام لبنان چشم طمع داشته و بعد از ناکامی از تصاحب خاک لبنان، به دنبال تصاحب آب رود لیتانی بوده است. امروز نیز بعد از تشکیل حزبالله، آزادسازی لبنان و اخراج اسرائیل، صهیونیستها مقابله با حزبالله را بهانهای برای اشغال لبنان و تصاحب خاک و آب این کشور قرار دادهاند.






