دکتر جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو و از نظریهپردازان حال حاضر عرصه روابط بینالملل مدعیست که رفتار انصارالله یمن را باید در منظومهای متشکل از عناصر و بازیگران متعدد فهم کرد که ایران در قالب «محور مقاومت» آن را سامان بخشیده است. او با اشاره به شکستهای پیشین آمریکا در مقابل مقاومت یمن و تجربه شکست سنگین در برابر ایران، توضیح میدهد که اگر واشنگتن دوباره بخواهد به انصارالله در یمن حمله کند، قطعا نتیجه متفاوتی نخواهد گرفت. به عقیده این استاد آمریکایی، نفوذ منطقهای یکی از منابع قدرت و ابزارهای راهبردی ایران است که نمیتوان آن را به یک انگیزه ایدئولوژیک تقلیل داد و باید در چارچوب توان بازدارندگی ایران، این نفوذ را فهم کرد. او تأکید میکند در محیط خصمانهای که آمریکا پیرامون ایران شکل بخشیده، طبیعیست که ایران بخواهد از این اهرم فشار خود صیانت کند.
نفوذ منطقهای، یکی از منابع قدرت و ابزارهای راهبردی ایران است
از نظر دکتر مرشایمر، ریشه اصلی بحران کنونی را باید در رقابت قدرتهای بزرگ و تلاش آمریکا و اسرائیل برای تحمیل ترتیبات امنیتی مطلوب خود بر ایران جستوجو کرد، در حالی که ایران نیز بر اساس منطق موازنه قدرت، به دنبال حفظ ظرفیتهای راهبردی و اهرمهای امنیتی خود است. مرشایمر بر این نکته تأکید میکند که نمیتوان رفتار ایران را صرفاً با انگیزههای ایدئولوژیک توضیح داد؛ تهران در درجه نخست میکوشد در محیطی خصمانه، توان بازدارندگی و قدرت چانهزنی خود را حفظ کند.
از همین منظر، فشار نظامی و سیاسی آمریکا و اسرائیل نهتنها الزاماً ایران را به عقبنشینی وادار نمیکند، بلکه میتواند انگیزه تهران برای حفظ یا تقویت قابلیتهای هستهای، موشکی و منطقهای را افزایش دهد. او تأکید میکند، شکاف میان اهداف حداکثری آمریکا و اسرائیل و واقعیت موازنه قدرت در منطقه، جدی است؛ یعنی واشنگتن و تلآویو درصدد محدود کردن توان ایران هستند، اما ایران حاضر نیست برای تأمین خواستههای آنان از ابزارهایی که امنیت و قدرت چانهزنیاش را تضمین میکنند، صرفنظر کند.
انصارالله عربستان را وادار به خرید انرژی از اروپا کرده است
این استاد دانشگاه توضیح میدهد حملات انصارالله به زیرساختهای انرژی و مسیر انتقال نفت عربستان، این کشور را با بحران جدی مواجه کرده است؛ بهگونهای که جریان انتقال نفت عربستان به دریای سرخ عملاً مختل شده و ریاض اعلام کرده است که در ماههای سپتامبر و اکتبر قادر به ارسال نفت به اروپا نخواهد بود. مرشایمر تأکید میکند که عربستان برای تأمین نیازهای انرژی خود حتی ناچار شده است در بازارهای اروپایی به دنبال خرید نفت و گاز باشد و در نتیجه، پیامدهای این حملات از سطح عربستان فراتر رفته و بازار جهانی نفت و حتی امنیت انرژی اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
آمریکا نمیتواند با حمله نظامی، مقاومت یمن را وادار به تسلیم کند
مرشایمر با اشاره به احتمال ورود آمریکا به جنگ علیه مقاومت یمن تأکید میکند که این کشور در موقعیت دشواری برای آغاز یک عملیات نظامی گسترده علیه انصارالله قرار دارد؛ زیرا از یک سو پنتاگون با کمبود شدید مهمات مواجه است و نمیخواهد ذخایر محدود خود را در عملیاتی دیگر مصرف کند و از سوی دیگر، تجربه حمله نظامی سال ۲۰۲۵ علیه انصارالله نشان داد که استفاده گسترده از مهمات نتوانست این گروه را شکست دهد و در نهایت واشنگتن به دلیل مصرف بالای مهمات و ناکامی در دستیابی به نتیجه مطلوب، جنگ را متوقف کرد.او این پرسش را مطرح میکند که چه چیزی قرار است در دور جدید متفاوت باشد و تأکید دارد که حوثیها نیرویی نیستند که بتوان با یک عملیات محدود یا صرفاً برتری نظامی آمریکا بهسادگی ایشان را وادار به تسلیم کرد؛ از این رو، تصور اینکه یک حمله جدید بتواند بهسرعت مشکل را حل کند، از نگاه او واقعبینانه نیست.
آمریکا در برابر ایران شکست خورد، در برابر متحد یمنی او نیز شکست میخورد
استاد دانشگاه شیکاگو مدعیست گزینه نظامی آمریکا همانطور که در مقابل ایران راه به جایی نبرد، در برابر انصارالله نیز با محدودیتهای جدی مواجه است و حمله نظامی، بحران پیشروی متحدین آمریکا را حل نخواهد کرد.او تأکید میکند چنین اقدامی حتی ممکن است پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهتری ایجاد کند. علاوهبر کمبود شدید مهمات، واشنگتن در حملات پیشین نیز تجربیات ناکامی را در مواجهه با مقاومت یمن ثبت کرد؛ حملات آمریکا علیه این گروه نشان داد که قدرت هوایی، نمیتواند آنها را به عقبنشینی وادار کند.
این همان دشواری است که در مورد ایران نیز وجود داشت و آمریکا نتوانست با اتکا به حملات نظامی، تهران را وادار به تسلیم کند و با همین منطق، در برابر مقاومت یمن نیز راه به جایی نخواهد برد. به باور مرشایمر تلاش برای باز کردن همزمان تنگههای بابالمندب و هرمز و تأمین امنیت جریان انرژی در هر دو منطقه، مستلزم صرف هزینههای نظامی بسیار سنگین است و ممکن است به جای مهار بحران، با تشدید اختلال در جریان انرژی و تجارت جهانی، وضعیت اقتصادی جهان را وخیمتر کند. بنابراین اتکای بیش از حد به ابزار نظامی در شرایط کنونی نهتنها تضمینی برای دستیابی به اهداف آمریکا ایجاد نمیکند، بلکه میتواند بحران منطقهای را به یک بحران اقتصادی گستردهتر تبدیل کند.
افزایش فشار بر تهران به افزایش کنترل انصارالله در دریای سرخ میانجامد
این نظریهپرداز روابط بینالملل معتقد است در شرایطی که آمریکا از طریق محاصره دریایی و فشار اقتصادی تلاش میکند ایران را وادار به عقبنشینی نماید، انصارالله به عنوان متحد ایران، تشدید فشار علیه این کشور را با افزایش فشار متقابل از علیه آمریکا و متحدانش در دریای سرخ، پاسخ میدهد. در این چارچوب، هرچه واشنگتن فشار اقتصادی و نظامی بیشتری بر تهران وارد کند، احتمال آن وجود دارد که انصارالله با افزایش حملات خود به کشتیرانی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای انتقال نفت، هزینههای این سیاست را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرند.
بنابراین، بحران دریای سرخ بخشی از بحرانیست که آمریکا در برابر ایران برای خود به وجود آورده است؛ زیرا فشار بر تهران بهجای محدود کردن دامنه رویارویی، آن را به جبهههای دیگری از منطقه، بهویژه دریای سرخ و بابالمندب، گسترش داده و فشار اقتصادی و راهبردی بیشتری بر آمریکا و متحدانش وارد میکند.