وبگاه « دکرادل» با انتشار یادداشتی نوشت: در تصاویری که از منطقه ذباب در غرب عدن منتشر شده، یک خودروی زرهی از روی مردانی عبور میکند که گفته میشود از نیروهای اسیرشده وابسته به صنعا هستند. این صحنهها که با تحرکات تیپهای سلفی «العمالقه» مرتبط دانسته شده و رسانههای نزدیک به عربستان آنها را منتشر کردهاند، نگرانیها در یمن را درباره بازگشت شیوههای گروههای تکفیری برانگیختهاند؛ گروههایی که دیگر مسلمانان را کافر میخوانند. خبرگزاری رویترز صحت تصاویری را که در آنها خودروها از روی نیروهای جنگی، از جمله افراد غیرمسلح، عبور میکنند، تایید کرده و گزارش داده که تیپهای العمالقه تحقیقاتی را درباره این حادثه آغاز کردهاند.
این تحولات در شرایطی رسانهای شده که نیروهای مورد حمایت عربستان در برابر حملهای که صنعا آغاز کرده، در حال از دست دادن مواضع خود هستند.
تصرف مناطق ساحلی غربی از سوی نیروهای مسلح یمن همسو با انصارالله و پیشرویهای بعدی آنها در استان تعز، شکافهای نظامی ائتلاف را آشکار کرده است. از همین رو نیروهای مسلح یمن اعلام کردهاند که حدود ۹۵ درصد از قلمرو این استان را تحت کنترل دارند. واکنش ریاض نیز بیش از پیش به یکی از ابزارهای آشنای جنگ عربستان در یمن متکی شده است: دامن زدن به خصومتهای فرقهای علیه انصارالله.
به میدان آوردن دو شهر مقدس
از تابستان ۲۰۲۶ و همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ریاض با کمک گروههای سلفی که همچنان جایگاه برجستهای در میان نیروهای ائتلاف دارند، تحریکات فرقهای علیه انصارالله را از سر گرفته. این گروهها که امروز به جای امارات کنار عربستان قرار گرفتهاند، پایگاهی اجتماعی و نظامی در اختیار پادشاهی سعودی قرار میدهند که میتوان از دشمنی اعتقادی آنها با زیدیه برای بسیج نیرو در میدان نبرد بهره گرفت.
عربستان بیش از گذشته در پی آن است که به سیاستهای خود مشروعیت مذهبی ببخشد. روایت این کشور از حمله پهپادی در نزدیکی مکه در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ و سپس ادعای رهگیری یک موشک کروز در منطقه مدینه در ۱۵ اکتبر، زمینه لازم را برای کارزارهایی فراهم کرد که بر ضرورت دفاع از شهرهای مقدس اسلام تاکید دارند.
نیروهای یمنی هدف قرار دادن اماکن مقدس را رد کردند و ادعای مربوط به مدینه را ساختگی دانستند. در صنعا نیز مردم در تظاهراتی گسترده با شعار «در دفاع از مکه و اماکن مقدس» شرکت کردند.
رسانههای سعودی این ادعاها را برجسته کردند و رسانههای کشورهای حاشیه خلیج فارس و یمن که با ائتلاف همسو هستند، آنها را بازتاب دادند. این کارزارها میکوشند انصارالله را بیاعتبار کنند؛ جنبشی که بهواسطه عملیات نظامی در حمایت از غزه، جایگاه خود را تقویت کرده است. هدف دیگر این تبلیغات، بازتعریف رویارویی بهعنوان نبردی برای دفاع از مقدسات مسلمانان در برابر دشمنی فرقهگراست.
فتواهای سفارشی
همزمان با طرح این ادعاها، عربستان با صدور فتواهای «سفارشی»، واعظان مذهبی را برای مقابله با انصارالله بسیج کرده. این هماهنگی مجدد، نهادهای مذهبی و سیاسی پادشاهی سعودی را بار دیگر در کنار یکدیگر قرار میدهد؛ آن هم پس از آنکه محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، سالها برای تضعیف ساختارهای روحانیتی تلاش کرد که پیشتر بنیان ائتلاف میان این دو نهاد را تشکیل میدادند.
صالح الفوزان، مفتی اعظم عربستان که در اکتبر ۲۰۲۵ این سمت را بر عهده گرفت، بیانیهای صادر کرد و مستقیما انصارالله را محکوم کرد؛ اقدامی که به کارزار علیه این جنبش، پشتوانه مذهبی بخشید. مداخله بالاترین مرجع مذهبی پادشاهی را در کنار نیروهای درگیر با صنعا قرار داد و ماموریت آنها را دفاع از اماکن مقدس مسلمانان و اطاعت از حاکمان مشروع قلمداد کرد.
فوزان در بیانیه خود، انصارالله را به شیطان نیز منتسب کرد و مقاومت در برابر حاکمیت این جنبش را وظیفهای دانست که خداوند بر عهده مسلمانان گذاشته است.
فوزان به توصیه محمد بنسلمان منصوب شد و سابقه مواضع خصمانه علیه اخوانالمسلمین و شیعیان دارد. رسانههای عربی در آوریل ۲۰۲۶ گزارش دادند که وبسایت او و آرشیو فتاوایش از دسترس خارج شده؛ موضوعی که گمانهزنیهایی درباره حذف یا بازبینی مطالب گردآوریشده طی چند دهه برانگیخت. مداخله اخیر او علیه انصارالله، به این مرجعیت مذهبی نقشی برجسته در تلاش تازه ریاض برای پیشبرد جنگ بخشیده است.
این روحانی سعودی در ۲۵ سپتامبر گفت: «گروه حوثی بر پایه فساد در عقیده و انحراف در روش شکل گرفت؛ ازاینرو، علیه حاکمان خود شورید و کشور و مردم آن را دچار تفرقه کرد.» او این گروه را «فرقهای گمراه و گروهی منحرف» توصیف کرد که به گفتهاش، صحابه پیامبر را تکفیر میکند، ریختن خون مسلمانان را مباح میداند و تخریب و ویران کردن مساجد آنان را مجاز میشمارد. او تاکید کرد که برقراری مجدد امنیت در یمن تحت رهبری بهرسمیت شناختهشده این کشور، «از جمله واجبترین وظایف» است.
خطابه مذهبی در خدمت جبهه جنگ
همسویی میان مبلغان سلفی یمن و گفتمان وهابی عربستان در استفاده از احکام و فتواهای مذهبی برای مشروعیتبخشی به جنگ علیه انصارالله آشکار است. احمد بن حسن المعلم، رئیس انجمن علمای یمن، خواستار بسیج نیروها شد و این اقدام را وظیفهای دینی و ملی خواند. محمد ناصر الحازمی الادریسی، نماینده حزب اصلاح در پارلمان و سخنگوی این انجمن نیز با بهکارگیری ادبیات مذهبی، در تحریک نیروها به جنگ علیه انصارالله نقش داشته و از درخواست کمک عربستان حمایت کرده است.
همزمان با پیشروی نیروهای صنعا در استان تعز، منابع بلندپایهای که با مذاکرات این نیروها با قبایل و گروههای مسلح ارتباط دارند، به وبگاه «کرادل» گفتهاند که عربستان بهشدت در تلاش است از شکافهای فرقهای در این استان بهرهبرداری کند. هدف مذاکرات یادشده، جلوگیری از درگیری و خونریزی است؛ درحالیکه ریاض میکوشد نیروهای مخالف پیشروی صنعا را بسیج کند.
این منابع از تشدید تحریکات فرقهای در مساجد به دست حزب اصلاح، وابسته به اخوانالمسلمین، و گروههای سلفی خبر میدهند؛ تحریکاتی که با هدف ترغیب مردم به جنگ علیه انصارالله صورت میگیرد. در چنین شرایطی، علی العماد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، هشدار داده که عربستان گروههای تکفیری را تحت عناوین نظامی بسیج میکند.
چندین منبع محلی به «کرادل» گفتهاند که ادبیات مشابهی در مساجد و مدارس مذهبی استانهای جنوبی نیز گسترش یافته است. در استان لحج، آگهیهای جذب نیرو که «کرادل» به دست آورده، از تشکیل یک تیپ سلفی برای پشتیبانی از جنگ عربستان علیه نیروهای صنعا خبر میدهند.
در یکی از این آگهیها، پیروی از «روش سلفی» شرط پذیرش متقاضیان اعلام شده و از جذب نیرو برای «تیپ توحید» با هدف مقابله با «موج رافضی حوثیها» سخن رفته؛ اصطلاح «رافضی» تعبیری تحقیرآمیز برای اشاره به شیعیان است. منابع محلی، تشکیلات پیشنهادی را گروهی تکفیری و الگوبرداریشده از داعش توصیف میکنند.
خریدن جبهه جنوب
عربستان همچنین از فرماندهان نظامی سلفی وفادار به خود در جنوب یمن حمایت مالی کرده تا تشکیلات آنها را تقویت کند و نقششان را در میدان نبرد گسترش دهد. به گفته منابع محلی، در میان نیروهای این تشکیلات، اعضایی از سازمانهای تکفیری نیز حضور دارند که ریاض پس از گسترش کنترل نیروهای صنعا در امتداد ساحل غربی تا بابالمندب، آنها را به جبهههای نبرد سوق داده است.
از جمله افرادی که گفته میشود این حمایتها را دریافت کردهاند، سرلشکر حمدی حسن محمد شکری، فرمانده منطقه نظامی چهارم، لشکر دوم تیپهای العمالقه و تیپ هفتم پیادهنظام؛ سرلشکر عبدالرحمن صالح حسن اللحجی، رئیس ستاد نیروهای «سپر میهن» و فرمانده تیپ چهارم پیادهنظام؛ همچنین رشاد الضالعی و قصی الدمانی هستند.
وبسایت «ایین الیوم» به نقل از منابع سیاسی گزارش داده که این فرماندهان و چند تن دیگر، در مجموع حدود ۶۰۰ میلیون ریال سعودی از «کمیته ویژه» عربستان دریافت کردهاند. بنا بر همین گزارش، محور تعز وابسته به حزب اصلاح از این پرداختها کنار گذاشته شده؛ موضوعی که اختلافات در اردوگاه مورد حمایت عربستان و اتهامزنیهای متقابل درباره عقبنشینیها و تسلیم شدن نیروها را آشکار میکند.
تلاش برای خرید وفاداری فرماندهان نظامی با گسترش شبکههای مذهبی همراه شده؛ شبکههایی که میتوانند به حفظ و تقویت نیروهای حاضر در میدان کمک کنند. در کنار تقویت تیپهای العمالقه تحت فرماندهی عبدالرحمن المحرمی، معروف به ابوزرعه، عادل الحسنی، فعال یمنی، گفته ریاض در دوره آتشبس ۶۲ مرکز مذهبی تاسیس کرده که از بابالمندب تا استان المهره امتداد دارند.
گزارشی جداگانه درباره ادعاهای او، نام فلاح الشهرانی، افسر سعودی، و محمد آلجابر، سفیر عربستان، را بهعنوان ناظران این شبکه مطرح میکند. گفته میشود بسیاری از این مراکز را پیروان یحیی الحجوری، واعظ سلفی، اداره میکنند و از مراجع مذهبیای چون ربیع المدخلی تاثیر میپذیرند.
از زمان تشدید رویارویی عربستان و امارات در اواخر سال ۲۰۲۵، ریاض تلاشهای خود را برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح جنوب و جلب حمایت فرماندهان آنها سرعت بخشیده است. این روند با بهرهگیری از کاهش نفوذ نظامی امارات پس از شکست نیروهای مورد حمایت ابوظبی در ژانویه ۲۰۲۶ دنبال میشود.
در فوریه گزارش شد که عربستان نزدیک به سه میلیارد دلار برای پرداخت حقوق نظامیان و کارکنان غیرنظامی یمنی اختصاص داده است؛ رقمی که حدود یک میلیارد دلار آن به نیروهای جنوبی تعلق میگیرد که پیشتر از امارات حقوق دریافت میکردند.
اردوگاه چندپاره سلفیها
عقبنشینی نیروهای مورد حمایت عربستان، تنها نتیجه شکستهای میدانی نیست؛ بلکه از رهبری پراکنده و اهداف سیاسی متعارض این نیروها نیز حکایت دارد. در درون جنبش سلفی یمن، برخی رهبران تلاش ریاض برای شعلهور کردن اختلافات داخلی را نپذیرفتهاند.
چهرههای مذهبی شمال یمن، از جمله شیخ محمد الامام، جنگ علیه انصارالله را درگیری داخلی میان مسلمانان دانستهاند و توافقهایی برای همزیستی و کاهش تنش در مناطقی از جمله صعده، ذمار و مَبار امضا کردهاند.
این توافقها باعث شدهاند گروههایی از نیروهای مسلح از ورود به جنگ خودداری کنند. مخالفت این چهرهها با معرفی رویارویی بهعنوان یک تکلیف دینی، اجرای برنامهای را که ریاض برای دیگر گروههای سلفی در نظر گرفته بود، دشوار کرده؛ برنامهای که بر تامین مالی و تسلیح این گروهها و سپس اعزام آنها به میدان نبرد استوار بود.
اختلافات نهتنها در میان تشکیلات نظامی تحت حمایت عربستان، بلکه در شبکههای مذهبی مورد اتکای این کشور نیز جریان دارد. برای آن دسته از رهبران سلفی که توافقهای محلی را امضا کردهاند، همزیستی با انصارالله راهی برای دور نگه داشتن جوامع خود از جنگ بوده؛ رویکردی که مستقیما با بسیج نیروهایی که ریاض در مناطق دیگر تشویق میکند، در تضاد قرار دارد.
در میان نیروهای همسو با ابوظبی نیز برخی چهرههای نزدیک به شورای انتقالی جنوب هشدار دادهاند که اتکای دوباره ریاض به نیروهای جنوبی، بیش از آنکه نشانه تغییر موضع سیاسی عربستان باشد، بازتاب مشکلات نظامی این کشور است.
این نیروها نگراناند که عربستان تا زمانی که تهدید فوری برطرف شود از آنها استفاده کند و سپس بار دیگر به حاشیه براند. از نگاه آنها، فراخوان ریاض برای همراهی نیروهای جنوب هیچ تضمینی نمیدهد که پادشاهی سعودی پس از پایان ماموریت نظامی این نیروها، مطالبات سیاسیشان را بپذیرد.
صنعا نیز در کنار عملیات نظامی خود، دامنه ارتباطات قبیلهای را گسترش داده و از اختلافات میان مخالفانش بهره برده است. گزارشها حاکی است که این مذاکرات، نفوذهای امنیتی و حمله به انبارهای تسلیحاتی، به تضعیف تشکیلات رقیب و فراهم شدن زمینه پیشرویهای بیشتر کمک کردهاند.
احمد الحسنی، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی، فرقهگرایی را یکی از ابزارهای اصلی عربستان برای بسیج نیرو در یمن میداند. بااینحال، او میان مدارس سلفی مرتبط با ریاض، گروههای وابسته به ابوظبی و جریانهایی که تا اندازهای استقلال خود را حفظ کردهاند، تمایز قائل میشود.
او توضیح داد که مکتب محمد الامام در ذمار، جنگ را نزاعی داخلی میداند؛ درحالیکه عربستان همچنان در تلاش است چهرههایی از مکتب الفیوش در عدن را به خود نزدیک کند، اما تاکنون نتوانسته آنها را وارد میدان نبرد کند؛ این وضعیت با وجود صدور فتواهای روحانیون سعودی، از جمله فتوای فوزان، ادامه دارد.
الحسنی به «کرادل» گفت خطابههای تحریکآمیز در مساجد گسترش یافتهاند، اما گروههای تکفیری نزدیکتر به داعش خارج از ساختارهای سنتی مساجد و مدارس مذهبی فعالیت میکنند. این گروهها بیشتر در مناطق روستایی و پیرامون خطوط مقدم متمرکزند و در جبهههایی از جمله بیضا و مأرب حضور دارند.
نیروهای «سپر میهن» همچنان در امتداد خطوط تماس در استانهای مارب، جوف، شبوه، بیحان و ابین مستقرند و در حالت آمادهباش برای مقابله با انصارالله به سر میبرند؛ بااینحال، در حال حاضر عملیات گستردهای در این مناطق جریان ندارد.
جذب نیرو از خارج یمن
با ازدسترفتن مواضع راهبردی از سوی نیروهای متحد عربستان، ریاض برای تقویت جبهههای خود به خارج از یمن روی آورده است. وبسایت آکسیوس از گفتوگوهای عربستان و سوریه درباره اعزام نیرو به یمن خبر داده؛ این گزارش در شرایطی منتشر شد که گزارشهای جداگانهای نیز از تلاش برای جذب نیروهای تکفیری دارای سابقه جنگ در سوریه حکایت داشتند.
این تحرکات همزمان با فعال شدن توافق دفاع مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان صورت گرفت. با وجود گزارشهایی درباره تجمع نیروهای پاکستانی در نزدیکی مرز یمن، اسلامآباد اعلام کرد که نیروهایش وارد خاک یمن نخواهند شد و ماموریت آنها صرفا به دفاع از قلمرو عربستان محدود است.
بسیج مذهبی نیز به خارج از یمن گسترش یافته است. صفحات و حسابهای کاربری سوری در دمشق، ادلب و حماه تحولات جنگ را دنبال کردهاند. همزمان، منابع یمنی به روزنامه «الاخبار» گفتهاند که نیروهایی از سوریه از طریق خاک عربستان به یمن منتقل شدهاند و ترکیه نیز به انتقال شماری از آنها به جبهههای مارب، جوف، عدن و حضرموت کمک کرده است.
باقر جبر الزبیدی، وزیر کشور پیشین عراق، گفته پس از ناکامی کارزارهای نظامی کشورهای خلیج فارس، یک پل هوایی برای انتقال نیروهای سوری به یمن سازماندهی شده است.
انجمن علمای مسلمان در عراق، سازمانی روحانی متعلق به اهل سنت، با انتشار بیانیهای خواستار حمایت سیاسی، رسانهای، فکری و میدانی از نیروهای مخالف انصارالله شد. این انجمن همچنین عبور خودرو از روی مردانی را که سلاحهای خود را زمین گذاشته بودند، محکوم کرد و آن را نقضی جدی از موازین دینی دانست و خواستار برخورد اصلاحی با مسئولان این اقدام شد.
هادی قبَیسی، مدیر مرکز پژوهش و مطالعات «یوفید» و پژوهشگر حوزه سیاست و اسلام سیاسی، در اینباره استدلال کرد:«اتکا به انتقال نیرو از سوریه به یمن، بیش از هر چیز بر بهرهگیری از تعداد نیروها استوار است، نه احیای یک پروژه که بتواند شمار زیادی از افراد را جذب کند. اگر واقعا با بسیجی روبهرو بودیم، بازتاب آن را در طرابلس و اردوگاههای فلسطینی میدیدیم. اما جذابیت این گفتمان کاهش یافته؛ بهویژه پس از جنگ غزه که شکاف میان شعارها و مواضع عملی را آشکار کرد».
قبَیسی در گفتوگو با «کرادل» افزود که عربستان بخشی از توان خود برای بسیج مذهبی را از دست داده؛ درحالیکه مقامهای سوریه بر گفتمان مذهبی نظارت میکنند و در حال بازسازی محتوای آموزشی هستند. بنابراین، اعزام شمار محدودی از نیروها با راهاندازی یک کارزار گسترده برای جذب نیرو تفاوت دارد.
در یمن نیز حزب اصلاح و متحدانش در رویارویی با انصارالله از ادبیات مذهبی و تکفیری استفاده کردهاند. بااینحال، توانایی آنها برای تبدیل این تبلیغات به جذب گسترده نیرو همچنان محدود مانده؛ هرچند تلاش میکنند مشارکت در جنگ را بهعنوان یک تکلیف دینی معرفی کنند.
قبَیسی معتقد است انتقال نیرو به یمن با موانع قابلتوجهی روبهروست؛ از جذابیت محدود حضور در این میدان نبرد و نبود مشوقهای مالیای که در برخی مناطق دیگر ارائه میشود، تا اختلافات و درگیریهای داخلی میان نیروهای مسلح جنوب.