برجسته‌سازی تهدید ایران؛ راهبرد انتخاباتی نتانیاهو برای جبران ناکامی‌ها

 اظهارات بنیامین نتانیاهو در یک هفته اخیر نشان می‌دهد که ایران در آستانه انتخابات پارلمانی این رژیم، به یکی از محورهای اصلی پیام امنیتی و انتخاباتی او تبدیل شده است. نتانیاهو با انتشار دکترین به‌روزشده امنیت ملی، تأکید بر آمادگی برای حملات پیش‌دستانه، طرح از پیش شکست‌خورده تغییر نظام سیاسی ایران و برجسته‌سازی حمایت دونالد ترامپ، تلاش کرده است خود را رهبر برخوردار از اراده نظامی و پشتوانه راهبردی آمریکا معرفی کند.

دکترین امنیت ملی؛ از مهار تهدید تا تأکید بر اقدام پیش‌دستانه

یکی از مهم‌ترین رویدادهای این ایام، انتشار و تشریح دکترین به‌روزشده امنیت ملی اسرائیل از سوی نتانیاهو در ۱۸ اکتبر (۲۶ مهر)، تنها ۹ روز پیش از انتخابات پارلمانی است.

نتانیاهو در نشست توجیهی خود با خبرنگاران اسرائیلی، با ارائه روایتی از تحولات امنیتی پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، بر ضرورت بازنگری در اصول سنتی امنیتی این رژیم تأکید کرد. در چارچوب اعلام‌شده از سوی وی، اولویت دادن به پیشگیری و حمله بر مهار و دفاع، آمادگی برای حملات پیش‌دستانه با هدف خنثی‌سازی تهدیدهای در حال شکل‌گیری، تقویت دفاع از جبهه داخلی، افزایش استقلال در تأمین مهمات و تجهیزات نظامی، حفظ برتری نظامی و فناوری رژیم صهیونیستی در منطقه‌ از جمله محورهای اصلی دکترین جدید عنوان شد.

نتانیاهو همچنین از ضرورت ایجاد فرصت برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای سخن گفت و مقابله با آنچه که آن را موج جهانی یهودستیزی خواند، در زمره اولویت‌های خود قرار داد.

ایران در کانون دکترین جدید؛ تأکید بر استقلال نظامی از آمریکا

در بخش مربوط به ایران، نتانیاهو مدعی شد که حمله نظامی رژیم صهیونیستی خطر هسته‌ای قریب‌الوقوع را از میان برده و توان محور مقاومت را تضعیف کرده است. او در عین حال هشدار داد که ایران ممکن است برای بازسازی توانمندی‌های موشکی و هسته‌ای و احیای شبکه متحدان منطقه‌ای خود تلاش کند.

نتانیاهو در توضیح ارزیابی خود از میزان پیشرفت اقدامات علیه ایران، مدعی شد که «۹۰ درصد کار انجام شده است». او با تأکید بر ضرورت اقدام مستقل اسرائیل، ادعا کرد که این رژیم برای حمله پیش‌دستانه به ایران، حتی بدون کمک آمریکا، آمادگی دارد و تصمیم‌گیری درباره اهداف امنیتی خود را منوط به موافقت واشنگتن نمی‌داند.

در همین حال، میان تأکید بر استقلال عملیاتی و نمایش حمایت ترامپ، یک ملاحظه مهم در پیام سیاسی نتانیاهو دیده می‌شود. او از یک سو می‌کوشد نشان دهد که برای پیگیری اهداف خود به موافقت واشنگتن وابسته نیست و از سوی دیگر، حمایت رئیس‌جمهوری آمریکا را به‌عنوان امتیازی راهبردی و نشانه تداوم همکاری دو طرف برجسته می‌کند.

انتشار دکترین امنیتی در آستانه انتخابات نیز به نتانیاهو امکان می‌دهد خود را فراتر از یک سیاستمدار شکست‌خورده و درگیر بحران‌های جاری، به‌عنوان رهبری معرفی کند که مدعی «نجات اسرائیل» با ترسیم چارچوب امنیتی برای سال‌های آینده است. در این چارچوب، او می‌کوشد با تأکید بر آمادگی برای اقدام پیش‌دستانه تصویر «رهبر امنیتی» خود را ترمیم کند.

برجسته‌سازی و تأکید بر پشتوانه حمایتی آمریکا

در شرایطی که نظرسنجی‌های معتبر بین‌المللی از کاهش حمایت افکار عمومی آمریکا از اسرائیل حکایت دارند، نتانیاهو در واکنش به حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، از وی در انتخابات پیش‌روی اسرائیل، این حمایت را به‌طور برجسته در تبلیغات انتخاباتی خود بازتاب داد.

او با فراتر بردن موضوع از سطح روابط شخصی دو رهبر، حمایت ترامپ را به تداوم همکاری‌های امنیتی و نظامی دو طرف، به‌ویژه در قبال ایران، پیوند زد و آن را نشانه‌ای از هم‌سویی راهبردی واشنگتن و تل‌آویو معرفی کرد. از سوی دیگر، ترامپ نیز با پیوند دادن نتیجه انتخابات اسرائیل به ادامه مقابله با ایران، پرونده تهران را مستقیماً وارد موضع‌گیری انتخاباتی خود کرد.

نتانیاهو در اظهارات خود پس از حمایت ترامپ، از صهیونیست‌ها خواست سخنان رئیس‌جمهوری آمریکا را در نظر بگیرند و به او رأی دهند. به این ترتیب، حمایت ترامپ به یکی از مؤلفه‌های آشکار استدلال انتخاباتی نخست‌وزیر اسرائیل تبدیل شد؛ هرچند میزان تأثیرگذاری آن بر تصمیم رأی‌دهندگان، با توجه به نتایج نظرسنجی‌های داخلی، نزدیک به صفر بود.

تأکید بر «کار ناتمام» در ایران و نمایش آمادگی نظامی

نتانیاهو در ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر)، در تماس تلفنی با ترامپ، بار دیگر بر ادامه همکاری دو طرف در پرونده ایران تأکید کرد و گفت: «ما در ایران کاری برای به پایان رساندن داریم و آن را با هم به پایان خواهیم رساند.»

او همچنین در این گفت‌وگو بر ادامه تلاش‌ها برای گسترش توافق‌های ابراهیم تأکید کرد. ترامپ نیز نتانیاهو را جنگجویی توصیف کرد که می‌خواهد در کنار خود داشته باشد و از او حمایت کرد.

تکرار عبارت «کار ناتمام» از سوی نتانیاهو، در امتداد مواضع روزهای پیشین او، بیانگر تلاش برای توجیه ازسرگیری اقدامات نظامی علیه ایران است؛ این در حالی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲روزه و رویارویی۴۰روزه، در تحقق اهداف راهبردی موردنظرشان با شکست سنگین مواجه شدند. اکنون نیز وی بار دیگر بر پیگیری طرح شکست‌خورده تغییر نظام سیاسی تأکید می‌کند.

نتانیاهو در همان روز، هنگام بازدید از یک پایگاه نیروی هوایی اسرائیل، مدعی آمادگی و توانایی این نیرو برای حمله به دشمنان در صورت لزوم شد و هشدار داد که دشمنان اسرائیل در صورت آزمودن اراده این رژیم، با ضرباتی شدیدتر از گذشته روبرو خواهند شد.

تأکید بر طرح از پیش ‌شکست‌خورده

صریح‌ترین بخش اظهارات نتانیاهو در این روزها، در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه کریات‌شمونه ـ تل‌حای در شمال فلسطین اشغالی در ۲۰ اکتبر (۲۸ مهر) بیان شد. او در این مراسم گفت: «ما متعهد هستیم کار مربوط به از میان بردن نظام ایران را تکمیل کنیم. من این موضوع را با رئیس‌جمهور ترامپ مطرح کرده‌ام. هم‌زمان، از میان بردن حزب‌الله و نیز صلح با لبنان محقق خواهد شد.»

نتانیاهو در ادامه، نظام ایران را «سرِ اختاپوس سمی» توصیف کرد و مدعی شد که تکمیل مأموریت مورد نظر او به‌معنای تغییر نظام سیاسی ایران است.

تلاش نتانیاهو برای پیوندزدن ایران به امنیت شمال فلسطین اشغالی

نتانیاهو در سخنرانی کریات‌شمونه، حمله به ایران را به آینده حزب‌الله و امکان دستیابی به صلح با لبنان پیوند زد. او مدعی شد که اقدامات نظامی اسرائیل، حزب‌الله را عقب رانده و شرایط امنیتی شمال فلسطین اشغالی را تغییر داده است.

این پیوند از نظر سیاسی به نتانیاهو امکان می‌دهد موضوع ایران را به مسائل ملموس‌تری برای افکار عمومی رژیم صهیونیستی، از جمله امنیت مرزهای شمالی، وضعیت مناطق آسیب‌دیده و آینده روابط با لبنان، مرتبط سازد. این رویکرد به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که در پی آسیب‌های واردشده به مناطق شمالی فلسطین اشغالی بر اثر حملات موشکی ایران، نتانیاهو با انتقادهای جدی درباره عملکرد امنیتی کابینه خود مواجه شده و بر اساس نظرسنجی‌های انتخاباتی، جایگاه او در میان رأی‌دهندگان این منطقه تضعیف شده است.

بدین ترتیب، مقایسه اظهارات نتانیاهو در یک هفته اخیر، چهار محور به‌هم‌پیوسته را آشکار می‌کند: نخست، برجسته‌سازی تهدید ایران و حفظ گزینه نظامی؛ دوم، صورت‌بندی این رویکرد در قالب دکترین امنیت ملی با تأکید بر پیشگیری و حمله پیش‌دستانه؛ سوم، استفاده از حمایت علنی ترامپ برای نمایش پشتوانه آمریکا و پیوند دادن پرونده ایران به ادامه نخست‌وزیری خود؛ و چهارم، مرتبط ساختن تحولات ایران با آینده حزب‌الله و امنیت شمال اسرائیل.