پارلمان اروپا با رد قاطع درخواست سخنرانی ربع پهلوی در بروکسل، پیام روشنی درباره بیاعتباری این چهره و پروژهای که نمایندگی میکند به جهان مخابره کرد. نتیجه رایگیری که با ۳۸۷ رای مخالف در مقابل تنها ۱۳۲ رای موافق و ۹۶ رای ممتنع همراه بود، به وضوح نشان داد حتی در پارلمان اروپا که اتفاقا از جمله حامیان سرسخت اغتشاشات تروریستی اخیر در ایران بود، هیچ اجماعی برای مشروعیت بخشیدن به پهلوی وجود ندارد. این رای در واقع تأییدی است بر این واقعیت که دیکتاتورزاده پهلوی نهتنها در داخل ایران پایگاه مردمی ندارد، بلکه در محافل سیاسی غرب نیز به عنوان یک بازیگر جدی و معتبر شناخته نمیشود.
تحلیل این تصمیم نشان میدهد اروپاییها بتدریج پرده از ماهیت واقعی این پروژه برداشته و دریافتهاند رضا پهلوی یک مهره طراحیشده و هدایتشده توسط رژیم صهیونیستی و به طور خاص موساد است. این شناخت زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در جریان حوادث تروریستی اخیر در ایران که مستقیما از اسرائیل و آمریکا هدایت میشد، ربع پهلوی در ظاهر لیدر این اتفاقات بود. وابستگی پهلوی به رژیم صهیونیستی زمانی آشکار شد که در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه ایران که با شهادت بیش از ۱۰۰۰ نفر از ایرانیان همراه بود، او و حلقه سلطنتطلبان به جای محکومیت تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان و کشتار مردم عادی، به طور علنی از این حملات تجاوزکارانه و جنایتکارانه حمایت کرده و خود را به عنوان بخشی از پروژه جنگ روانی و عملیات براندازی و تجزیهطلبی رژیم تروریست صهیونیستی علیه ایران نشان دادند. همان موقع این موضع خیانتکارانه ثابت کرد این جریان کوچکترین ارتباطی با منافع ملی ایران و مردم آن ندارد و تنها ابزاری در دست رژیم صهیونیستی برای پیشبرد پروژه این رژیم در قبال ایران است.
ترویج رضا پهلوی به عنوان یک چهره محوری، قلب راهبرد اسرائیل برای کاهش حساسیتهای جامعه ایران و پیشبرد اهداف خود است. حمایت علنی رژیم حاکم بر تلآویو از پهلوی، چه در گزارش اورشلیمپست و چه در اظهارات گملیل، تلاشی برای معرفی او به عنوان یک رهبر معتبر ملیگراست که میتواند انتقال قدرت را به صورت مسالمتآمیز مدیریت کند اما ناگفته پیداست این تصویرسازی پوششی برای هدف اصلی است: استفاده از پهلوی به عنوان یک مهره دستنشانده برای پیشبرد منافع اسرائیل در ایران پس از فروپاشی نظام حاکم.
در سناریوی فروپاشی جمهوری اسلامی، پهلوی نقشی مشابه جولانی در سوریه ایفا میکند که پس از بیثباتی داخلی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خارجی معرفی شد. جولانی در سوریه به عنوان یک رهبر به ظاهر سوری مطرح شد اما در عمل، منافع قدرتهای خارجی را دنبال کرد. به همین ترتیب، پهلوی میتواند به عنوان چهرهای معرفی شود که به ظاهر برای منافع ملی ایران عمل میکند اما در عمل، مجری سیاستهای اسرائیل و متحدانش خواهد بود.
این استراتژی بویژه در پرتو تجربه جنگ ۱۲ روزه و البته حوادث تروریستی اخیر اهمیت مییابد. در طول جنگ ۱۲ روزه، به رغم تلاشهای اسرائیل و اعلام آمادگی گروهکهای تجزیهطلب تروریست، مردم ایران هیچ همراهیای با این گروهکها نشان ندادند و در دفاع از تمامیت ارضی کشور پشت حاکمیت ایستادند. در اغتشاشات تروریستی اخیر نیز مردم ایران با تظاهرات سراسری ۲۲ دی، انزجار خود را از رژیم صهیونیستی و ربع پهلوی نشان دادند. این مقاومت عمومی در برابر اسرائیل و پروژه این رژیم، نشاندهنده حساسیت بالای جامعه ایران نسبت به تهدیدات خارجی و تجزیهطلبی است که دیکتاتورزاده پهلوی به عنوان محور آن شناخته میشود.
تصمیم پارلمان اروپا در رد درخواست ربع پهلوی همچنین نشاندهنده شکست استراتژی سنگین رسانهای و لابیگری پرهزینهای است که سالها برای ساخت و تبلیغ این چهره بیمایه انجام شده بود. پارلمان اروپا به رغم تمام دشمنیها و خصومتی که با ایران دارد، عملا به این درک رسیده که سرمایهگذاری روی یک پروژه ساختگی و فاقد پشتوانه داخلی، نهتنها کمکی به سیاستهای ضدایرانی نمیکند، بلکه وجهه و اعتبار خود اروپا را نیز زیر سؤال میبرد. رای پارلمان اروپا در واقع ثابت کرد غربیها دیگر تمایلی به بازی در میدان پروژههای ساختگی و بیریشه ندارند.
بیتوجهی پارلمان اروپا به ربع پهلوی در حالی است که پیش از این نیز رئیسجمهور ایالات متحده در جریان اظهارات ضدایرانی خود، از عدم اطمینان آمریکا به پهلوی گفته بود. تحقیر پهلوی توسط ترامپ نشان داد سلطنتطلبان هیچ جایگاهی در برنامههای ضدایرانی آمریکا ندارند.
از سوی دیگر، شبکه آمریکایی سیانان نیز در یکی از گزارشهای خود در ارتباط با ایران اذعان کرد «شخصی مانند پهلوی چهرهای بسیار تفرقهانگیز است و ایرانیان را به طور قابل توجهی دچار تفرقه خواهد کرد».
این رسانه آمریکایی همچنین این واقعیت را به سلطنتطلبان و اوباش خیابانی ایران یادآور شد که «ربع پهلوی حتی کاندیدای مورد علاقه ترامپ برای حکومت بر ایران در فردای براندازی جمهوری اسلامی نیست».