در تاریخ معاصر ایران، شعبان جعفری موسوم به بیمخ بیشتر از هر شخصیتی نماد خشونت سازمانیافته و تحریک به ناآرامی تحت پوشش دولتهای خارجی است. شعبان جعفری به عنوان یک اراذل و اوباش شناختهشده در رویدادهای کلیدی مانند کودتای ۲۸ مرداد نقشآفرینی کرد. او با خشونت فیزیکی و دامن زدن به آشوبهای خیابانی به ابزاری برای بیثباتی و تحقق کودتا تبدیل شد. شعبان بیمخ و مدلهای نوین او، در هر بحرانی، مورد توجه دشمنان ایران و رسانههای همسو با دشمنان هستند. چهرههایی که جسارتی مثل شعبان بیمخ برای حضور در کف خیابان را ندارند، اما رفتارها و اظهاراتشان یادآور همان الگوی قدیمی است. افرادی مانند برزو ارجمند، حمید فرخنژاد، مهناز افشار، احسان کرمی، اشکان خطیبی و ارژنگ امیرفضلی، شعبان بیمخهای ۱۴۰۴ هستند و بیبیسی فارسی، منوتو و اینترنشنال رسانه کودتا با این تفاوت که در کودتا ۲۸ مرداد پنهانی و با کدهای «ساعت هم اکنون دقیقاً ۱۲ نیمه شب است» فرمان کودتا میدادند؛ اما اکنون کاملاً علنی و بدون روپوش به رسانه آشوب تبدیل شده و به آتش کشیده شدن ایران را با افتخار پوشش میدهند.
این عناصر مدرن مانند شعبان بیمخ، به تحریک خشونت، حمایت از مداخله خارجی و کاسبی از نابودی جامعه میپردازند، بدون اینکه خود در معرض خطر قرار گیرند بنابراین میتوان گفت حتی در قامت شعبان بیمخ نیز ظاهر نشده و شمایل ضعیفی از آن هستند که خشونت را نه با سرکردگی آشوبگران بلکه با کلمات و تصاویر از راه دورشان ترویج میدهند.
فراخوان به ویرانی خارجی
برزو ارجمند، اشکان خطیبی، حمید فرخنژاد، مهناز افشار و احسان کرمی از دونالد ترامپ درخواست کرده تا به ایران حمله نظامی کند و ایرانیها را به قتل برساند. شعبان بیمخ هم در دوران خود با حمایت از قدرتهای خارجی مانند انگلیس و آمریکا، دار و دستهاش را به خیابانها ریخت تا با خشونت، مسیر کودتا را هموار کند. شعبان جعفری خود وسط آشوب بود، اما این افراد با پستهای مجازی و مصاحبهها همان هدف را دنبال میکنند. شعبان بیمخ، به عنوان یک لات خیابانی، از حمایت مالی و سیاسی خارجی بهره میبرد تا آشوب ایجاد کند. سلبریتیهای خارجنشین نیز با درخواست حمله نظامی از سرویسهای اطلاعاتی غربی مواجب دریافت کرده و به دنبال آن هستند که ایران را به میدان جنگی تبدیل کنند که در آن خارجیها پیروز شوند. شعبان بیمخهای امروز نقش یک واسطه را بازی کرده که از بیرون مرزها، خشونت و بیرحمی را تئوریزه میکنند تا کشته بیشتری بگیرند؛ هر کشته از هر طرف برای آنان، ارزشمند است.
فدا شدن ۸۰ میلیون ایرانی برای فرزند فرخنژاد
شعبان در خیابانهای تهران تحت حمایت خارجی، خود را ایمن میدانست. سلبریتیهای خارجنشین هم از خارج کشور مردم را به مرگ دعوت میکند بدون اینکه خودشان کوچکترین گزندی در این میان ببینند. حمید فرخنژاد که قبلاً گفته بود حاضر است ۸۰ میلیون ایرانی را فدای پسرش کند همین رویکرد را ادامه میدهد. او بدون اینکه خود یا فرزندش به ایران بازگردند و در خیابان حاضر شوند از مردم میخواهد به خیابان بیایند تا عوامل موساد به جان آنها بیفتند و نظام عوض شود تا او بتواند عواید خانوادگی از نابودی ایران و ۸۰ میلیون ایرانی ببرد.
احسان کرمی و مزدک میرزایی هم دقیقاً همین منفعتطلبی را معنی میکنند. احسان کرمی در رویکردی دیکتاتورمآبانه روی آنتن اینترنشنال حاضر شده و در برنامه مزدک میرزایی به فوتبالیستها و هنرمندان حمله میکند که چرا فعالیتهایشان را تعطیل نمیکنند تا به پروژه کاسبی او و دیگران بپیوندند. او میخواهد در ایران همه چیز تعطیل شود تا اینترنشنالها و کرمیها پول بیشتری از کاسبی آشوب و مردمکشی عایدشان شود.
تحریک مستقیم به خشونت
اشکان خطیبی با پیامهایی مانند «دست خالی نرید تو خیابون، رحم نکنید.» و «مامور دستتون افتاد بهش رحم نکنید» تلاشش را برای تحریک جوانان به خشونت حداکثری متمرکز کرد. او بعد از اقدامات تروریستی، نوشت که «از میان مردم به نیروهای سرکوب تیراندازی شده» هرچند خطیبی این اعتراف را خیلی زود از صفحهاش پاک کرد، اما به قدر کافی رسانههای فارسی زبان ضد ایرانی این روزها روایت خشونت آشوبگران را با افتخار پوشش دادهاند که سند کافی برای دیدن واقعیت وجود داشته باشد. حتی اگر خطیبی چنین اعترافی نمیکرد هم تصاویر متعددی از مسلح بودن آشوبگران در خیابان وجود دارد. اشکان خطیبی پیش از اوجگیری آشوبها در ۱۸ دی هم مدعی شده بود ایلام محاصره شده و مردم در قحطی هستند. این در حالی است که حتی غزه نیز در سال ۲۰۲۳ با وجود محاصره گسترده چندهفته تا قحطی فاصله داشت؛ اما خطیبی که همواره مردم را به آشوب دعوت میکند با هدف تزریق خشم بیشتر به فضا چنین ادعایی را مطرح میکرد بدون اینکه اشاره کند رفتار کسانی که تحتتأثیر اظهارات خشونتطلبانه، فروشگاهها و اقلام غذایی را آتش میزدند، عامل مشهودتری در رخ دادن هرگونه کمبود ادعایی در مورد مواد غذایی است.
بیمخی شبه رسانهها
منوتو، بیبیسی و اینترنشنال بهعنوان زبان گویای شعبان بیمخهای ۱۴۰۴ قابل توصیف هستند. آنها ویدئوهایی از خشونت سازمانیافته مانند حمله به کلانتری، آتشزدن ساختمانها و ماشینها را با افتخار برای ترویج خشونت بیشتر منتشر میکنند.
مثلاً اینترنشنال خبری منتشر کرده که در هفتتیر مشهد «معترضان در آستانه کنترل کلانتری بودند اما با تیراندازی عقب نشستند.» این رسانه چنین اخباری را با افتخار نقل میکند در حالی که در همین روزها اعتراضات در مینیاپولیس آمریکا بدون اینکه تاکنون پلیسی کشته شده باشد به عرصه تقابل سخت پلیس با معترضان تبدیل شده و ۲ نفر نیز با گلوله پلیس کشته شدهاند. در مورد ایران اما این رسانهها حتی حمله به کلانتری را هم مشروعیتبخشی کرده و نهادهای حقوق بشری غربی نیز برای این روایتها مرثیه سر میدهند. منوتو نیز دقیقاً مشابه همین رویکرد تیتر میزند
«میدونه جنگه، بیاین حمله» یا در خبری دیگر به آتش کشیدن خیابان را با تیتر «خروش آریایی» ضریب میدهد تا به این طریق قربانیان تهاجم آتشبار اسکندر مقدونی به تخت جمشید را با خود اسکندر همانندسازی کرده باشد. این شبکه همچنین ویدئو به آتش کشیدن خودرو پلیس را نشان داده و صحبتهای آشوبگر حاضر در صحنه را اینگونه پوشش میدهد: «ماشین یگان ویژه را آتشزدهاند. دوستان زحمتش را کشیدهاند.» این تصاویر به قدر کافی گویای تصویر ایران ویرانی که شعبان بیمخهای مدرن رؤیایش را داشته و با افتخار فریادش میزنند نشان میدهد.