۳ روز است ارتش ایالات متحده از همه ظرفیتهای متعارف خود در جنگی به نیابت از رژیم اشغالگر قدس استفاده میکند. در جنگی که بیمارستانها، مدارس، اماکن مسکونی، انتظامی و نظامی ایران را مورد حمله قرار داده است.
جنگی که به نظر میرسد برپایه این تحلیل آغاز شده باشد که تضعیف قدرت نظامی ایران در کنار حذف رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی آن زمینهساز تسلیم فوری جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد شد. این اما تنها ظاهر جنگ نامشروعی است که اسرائیل با کمک ارتش آمریکا به ما تحمیل کرده است.
وقتی با دقت بیشتری به واقعیت میدان نبرد نگاه میکنیم، برای ما معلوم میشود پشت حملات رژیم اشغالگر صهیونیستی به ایران هیچ برنامه یا هدف معلومی وجود ندارد. از این جهت، تنها ۳ روز بعد از تهاجم ارتش صهیونی به ایران میتوانیم تأیید کنیم آنچه در میدان نبرد اتفاق افتاده تنها بر یک جور اعتماد متکبرانه به برتری فناورانه ارتش آمریکا و باور به نفوذ سیاسی دولت ایالات متحده در سازمانهای بینالمللی استوار بوده است.
یعنی آمریکاییها و اسرائیلیها که با اعتمادی متکبرانه به برتری فناورانه در حوزه نظامی فکر میکردند، با شروع جنگ و بعد از به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب در موقعیتی قرار میگیرند که بعد از آن میتوانند هر چیزی را به ایران تحمیل کنند. موضوعی که به نظر میرسد بهرغم به شهادت رسیدن امام شهید انقلاب و فرماندهان عالیرتبه نظامی، حتی بخش اندکی از آن نیز محقق نشده باشد.
ایران و فرزندانش همچنان در حال دفاع از خود هستند؛ دفاعی مقتدرانه که همه منافع ایالات متحده در منطقه غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است. اکنون برای آمریکا و اسرائیل معلوم شده است در جنگی تمامعیار علیه مردمی با قدرت و تابآوری ایرانیان باید روی چیزی به جز برتری فناوری نظامی حساب میکردند.
برای ایرانیان این جنگ ارادههاست. جنگی که بیشتر از اینکه بر قدرت مادی نظامی متکی باشد، از میلی جمعی و ارادهای عمومی برای دفاع از ایران استوار شده است. این موضوعی است که بیش از ۴۰ سال است در تحلیلهای شبهعلمی دشمنان ایران نادیده گرفته شده.
* از کودتا تا تجاوز خارجی؛ نبرد برای اشغال خیابان
با طولانیتر شدن روند تهاجم نامشروع ارتش آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، بعد از مقاومت شجاعانه نیروهای مسلح ایران و حضور حماسی مردم در دفاع از ایران و سوگواری و محکومیت ترور بزدلانه رهبر معظم انقلاب، روند حملات هوایی ارتش صهیونیستی به تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران خطوط کلی طرحی را برجسته میکند که برای به دست آوردن درک روشنی از آنچه در میدان در حال رخ دادن است باید به آن توجه کنیم.
حمله به مراکز مرزبانی و پاسگاههای مرزی در مناطقی که در معرض نفوذ گروههای تجزیهطلب در غرب کشور قرار دارند در کنار حمله بیسابقه به پاسگاههای انتظامی و کلانتریهای محلی در تهران به این تحلیل قوت میبخشد که ارتش صهیونیستی در حال فراهم کردن زمینههای مادی لازم برای تصاحب خیابان توسط تیمهای تروریستی از پیش تعبیه شده در شهرهای بزرگ میباشد؛ سیاستی که کمتر از ۲ ماه پیش در تهران و دیگر شهرهای ایران با شکست مواجه شد.
در حالی که دولت ایالات متحده نتیجه محاسبات غلط خود درباره رفتار ایران بعد از ترور رهبر معظم انقلاب را در مقابل زیادهخواهیهای خود در ساعات اولیه پس از اقدامی که علیه ایشان و مجموعه فرماندهان نظامی کشور انجام داده بود مشاهده کرد؛ اکنون بر اساس محاسبه غلطی که ۲ ماه پیش زمینهساز بروز آشوبهای داخلی در ایران شده بود، دوباره شانس خود برای تصاحب ایران از طریق ایجاد یک جور آشوب داخلی در کشور را امتحان میکند.
این قماری خطرناک است. از این جهت که ممکن است زمینهساز بروز جنگ داخلی در ایران شده و ایرانیان را با سلایق سیاسی مختلف در مقابل هم قرار دهد. تلاش رئیسجمهور ایالات متحده برای تزریق این باور به فعالان سیاسی، مردم و نخبگان قدرت که بخشی از مسؤولان ایرانی در ارتباط مستقیم با دولت ایالات متحده، کارگزار چیزی به نام دوران گذار در ایران میشوند را باید به همین اعتبار فهمید.
بر این اساس دونالد ترامپ که با وحدت مثالزدنی ایرانیان حول محور پرچم و پشت سر نیروهای مسلح ایرانی مواجه شده، تلاش میکند با تبلیغ رسانهای درباره شکافی خیالی میان بخشی از نخبگان قدرت در ایران، زمینهساز ایجاد شکاف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران شود. شکافی که مهمترین ابزار دفاع ملی ایرانیان که به فرموده مجاهد شهید سیدعلی خامنهای، وحدت کلمه ایرانیان حول محور پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران است را از دست ما خارج کند.
از این جهت پرواز پرندههای آمریکایی نهایتاً تصاحب خیابان توسط اشرار تروریست و وابستگان به رژیم صهیونیستی را هدف قرار گرفته است. چیزی که جز در سایه خالی شدن خیابان توسط نیروهای حافظ ایران، یعنی مردم در میانه آشوب سیاسی در کشور ممکن نخواهد بود.
در این معنا لازم است درک روشنی از این برنامه خطرناک داشته باشیم. این سیاستی است که ۲ هدف مطلوب برای دشمن را دنبال میکند. برای دشمن متجاوز کودتا یا آشوب داخلی پایدار، هر ۲ گزینههای مطلوب هستند.
هر بار خیابان به عرصه نزاع قدرت در میان نخبگان قدرت و طرفداران آنها تبدیل شود، یعنی هر بار تمرکز نیروهای نظامی و انتظامی از دشمن خارجی به خیابان معطوف شود، آنگاه با کمک پیادهنظامی که سالها در کمین وحدت ایران نشسته است، میشود هدف غایی رژیم صهیونیستی برای تجزیه، فروپاشی و نابود کردن ایران تاریخی را محقق کرد.

* در خیابان باشید؛ در کنار هم برای ایران
بر اساس چنین تحلیلی است که باید به خیابان رفت. باید با رویی گشاده نسبت به هموطنان خود به خیابان رفت. امروز پرچم ایران ستون خیمه وحدت ما را فراهم میکند. پرچمی چنان وسیع و آغوشی چنان گشوده و مهربان که میتواند همه ما را در کنار هم قرار داده و سایبان همه ما در زیر آتش دشمنان ایران باشد.
ما امروز بیش از همیشه فرصتی تاریخی برای تبدیل شدن به مردمی واحد و کثرتی موحد را زیر نام ایران داریم. این آزمون بلوغ سیاسی برای ماست؛ برای مردمی که بیش از ۱۰۰ سال در مسیر دست یافتن به استقلال و آزادی در مقابل همه انواع دشمنی از بیرون کشور جنگیدهاند؛ استقلال و آزادی خاصی که امروز میتوان زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران به آن دست پیدا کرد.
حضور در خیابان با نمادهایی عام که بیانگر وحدت سیاسی همه هستند، نمادهایی که در کنار هم فرش زیبای چهلتکه ایرانی را میسازند، امروز عالیترین صورت از مشارکت سیاسی برای ما در ایران معاصر است.این اقدامی است که قدرت موشکهای ایرانی و دقت پدافند ایرانی را بیشتر از قبل میکند.
نباید این مساله را از نظر دور داشته باشید که تصرف خیابان از تصرف پایگاههای نظامی اهمیبت بیشتری دارد. دشمن ایران، امروز تلاش میکند کاری را که در کودتای صهیونیستی نتوانسته بود انجام دهد، با تجاوز آمریکایی به سرانجام برساند.
این همان روایتی است که برای پاسخ دادن به سوالاتی که درباره ما و کاری که میتوانیم برای ایران انجام دهیم، باید در مرکز توجه قرار گیرد. مردم صاحبان ایرانند؛ نباید کوچههای ایران را خالی بگذارند.