۱. ماهیت شناسی جنگ: هدف اصلی دشمن از ابتدا یک هدف وجودی و راهبردی، یعنی «براندازی نظام» بوده است. این هدف، علت هزینههای کلان و تلاشهای همهجانبه آنها در جنگ اخیر است. اما عامل تعیینکنندهای که معادلات را به هم ریخت، تلفیق دو عنصر «حضور آگاهانه مردم» و «رشادتهای رزمندگان» بود که صحنه نبرد را کاملاً به ضرر دشمن تغییر داد.
۲. وضعیت کنونی دشمن: دشمن با اذعان به شکست راهبردی خود در دستیابی به اهداف، اکنون در موقعیت انفعالی و درماندگی قرار دارد. مقامات آمریکایی به وضوح به پشیمانی و ناکامی در جنگ اعتراف می کنند. این شکست، آنها را به سمت اجرای آخرین سناریوهای طراحی شده توسط موساد سوق داده است.
۳. سناریوی جدید: در آخرین تلاشها، دشمن تمام توان خود را بر دو روز حساس (۲۶ و ۲۷ اسفند) متمرکز کرده است. یعنی از تمام ظرفیتهای رسانه ای و غیررسانه ای خود برای ایجاد ناامیدی و القای شکست استفاده می کند.
دشمن به خوبی دریافته است که نقطه قوت نظام، «روحیه و حضور مردم» است. بنابراین، هسته مرکزی نقشه جدیدش، «تضعیف روحیه مردم و ایجاد شکاف و القای ناامیدی» است.
۴. اهمیت دو روز (۲۶ و ۲۷ اسفند): این دو روز به عنوان یک «نقطه عطف» در جنگ روانی جاری تلقی میشود. دشمن با فراخوان و فضاسازی رسانهای و عملیاتی، به دنبال خلق رویدادی علیه نظام است تا شکست میدانی خود را به یک پیروزی رسانه ای تبدیل کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند موفقیت یا شکست آنها در این دو شب، تا حد زیادی «سرنوشت نهایی این مرحله از جنگ» را رقم خواهد زد.
مطمئنا حضور آگاهانه و قاطع مردم در روزهای آینده، نه تنها این آخرین سناریو را بی اثر میکند، بلکه یک شکست راهبردی دیگر را به کارنامه دشمن اضافه خواهد نمود.