آیا «لحظه سوئز» برای آمریکا فرا رسیده است؟

در روزهای اخیر، عبارتی قابل تأمل با عنوان «لحظه سوئز آمریکا» در رسانه‌های معتبر بین‌المللی از جمله پالیسی مگزین، گاردین و میدل ایست آی به مکرر مورد اشاره قرار گرفته است. این مفهوم که به پایان دوران سلطه و قدرت‌نمایی یک ابرقدرت اشاره دارد، هفت دهه پیش برای بریتانیا رقم خورد؛ زمانی که مصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد و لندن با غرور کامل اقدام نظامی انجام داد تا کنترل آن را بازپس گیرد. اما ایالات متحده تهدید کرد که در صورت عدم عقب‌نشینی، پوند را در بازارهای مالی نابود خواهد کرد و بریتانیا از بیم ورشکستگی، عقب‌نشینی تحقیرآمیزی را پذیرفت.

حالا مجله اسپکتاتور آمریکا را دقیقاً در موقعیتی مشابه بریتانیای پیش از بحران سوئز توصیف کرده است. نسبت بدهی عمومی آمریکا به تولید ناخالص داخلی به حدود ۱۲۰ درصد رسیده و از سال ۲۰۲۴، هزینه‌های پرداخت سود بدهی‌های این کشور از کل بودجه نظامی آن فراتر رفته است. این ارقام نشان می‌دهد حتی تأمین هزینه‌های دفاعی پایه برای این ابرقدرت نیز با چالش جدی مواجه شده است.

بدهی‌های فزاینده، زنگ خطر پایان هژمونی

نیکلاس نئوس، تحلیل‌گر سیاسی، اعلام کرده که وضعیت کنونی آمریکا به طرز نگران‌کننده‌ای شبیه بریتانیای پیش از افول است. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ۱۲۰ درصدی، رقمی است که معمولاً کشورهای در آستانه بحران مالی تجربه می‌کنند.

اما آنچه وضعیت آمریکا را از سایر کشورها متمایز می‌کند، این است که این بدهی‌ها به ارز ملی خودش (دلار) است و نه ارز خارجی. با این حال، این مزیت نیز زمانی از بین می‌رود که اعتماد جهانی به دلار به عنوان ذخیره امن کاهش یابد.

هزینه سنگین پرداخت سود بدهی‌ها که از بودجه نظامی پیشی گرفته، پیام روشنی دارد: آمریکا دیگر توان مالی حفظ حضور همزمان در چند جبهه نظامی جهان را ندارد. مجبور شدن این کشور به انتقال سیستم‌های دفاعی پیشرفته «تاد» از کره جنوبی و نیروهای خود از ژاپن به خاورمیانه، نشانه آشکاری از این واقعیت است.

همانند بریتانیا در دهه ۱۹۶۰ که مجبور به عقب‌نشینی از شرق سوئز شد، آمریکا نیز دیگر قادر به ایفای نقش «پلیس جهانی» نیست.

تنگه هرمز؛ تیر خلاص به دلار آمریکا

ری دالیو، بنیان‌گذار بزرگ‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری جهان، نبرد بر سر تنگه هرمز را «لحظه سوئز نهایی برای دلار آمریکا» توصیف کرده است. به اعتقاد دالیو، ناتوانی واشنگتن در حفظ جریان نفت از این آبراه حیاتی می‌تواند منجر به روی‌گردانی سریع جهانی از دلار شود — مشابه آنچه در سال ۱۹۵۶ برای پوند استرلینگ رخ داد.

بستن یا تهدید تنگه هرمز توسط ایران، اعتبار بدهی‌های آمریکا را به شدت تضعیف کرده و موجب فرار سرمایه از این کشور شده است.

لوک گرومن، یکی از برجسته‌ترین استراتژیست‌های مالی جهان، نکته کلیدی دیگری را مطرح می‌کند. وی معتقد است ایران نیازی به شکست مستقیم ارتش آمریکا ندارد؛ بلکه کافی است بازار اوراق قرضه دولتی آمریکا (یا همان اعتبار دلاری) را تحت فشار قرار دهد. گرومن این درگیری را «تیر خلاص به دلار آمریکا» می‌داند، زیرا در صورت ناتوانی واشنگتن در تأمین امنیت جریان انرژی جهانی، اعتماد جهانی به دلار به شدت کاهش خواهد یافت.

متحدان در حال فاصله‌گیری

ضعف یک قدرت امپراتوری معمولاً با فاصله‌گیری متحدان همراه است. گزارش‌ها حاکی از آن است که کشورهایی همچون فرانسه، ایتالیا و حتی هند، بدون انتظار مجوز از واشنگتن، مستقیماً با ایران وارد مذاکره شده‌اند تا امنیت کشتی‌رانی و منافع تجاری خود را تضمین کنند. این روند نشان‌دهنده کاهش اعتبار آمریکا حتی نزد متحدان سنتی خود است.

شان متیوز، تحلیل‌گر میدل ایست آی، یک واقعیت نظامی مهم را برجسته کرده است: آمریکا برای مقابله با تهدید موشکی ایران، ناچار شده سیستم‌های دفاعی پیشرفته «تاد» را از کره جنوبی و نیروهای خود را از ژاپن به خاورمیانه منتقل کند. این اقدام، نشانه‌ای آشکار از آن است که ایالات متحده دیگر قادر نیست همزمان نقش «پلیس جهانی» را در نقاط مختلف جهان ایفا کند، دقیقاً همانند بریتانیا که در دهه ۱۹۶۰ مجبور به عقب‌نشینی از شرق سوئز شد.

«تسلیم بنزینی» و فروپاشی روایت قدرت آمریکایی

در نقطه اوج این تحولات، پدیده‌ای تحت عنوان «تسلیم بنزینی» مشاهده می‌شود. شبکه سی‌بی‌اس نیوز گزارش داد که دولت آمریکا در میانه درگیری، ناچار به تسهیل یا لغو موقت برخی تحریم‌های نفتی ایران شد تا بتواند قیمت بنزین داخلی را کنترل کند. این در حالی است که واشنگتن از ابتدای جنگ مدعی بود فشار حداکثری بر ایران را حفظ خواهد کرد. پاسخ ایران اما کنایه‌آمیز بود: «نفتمان را پیش‌فروش کرده‌ایم و چیزی برای عرضه نداریم، متأسفیم».

روزنامه گاردین با بیانی دقیق نوشت که فوریه ۲۰۲۶، فصل پایانی «قرن آمریکایی» را رقم زد. واقعیت آن است که ایالات متحده پیش از آنکه در میدان نظامی دچار کمبود شود، در جنگ روایت‌ها شکست خورده است؛ زیرا حتی نزدیک‌ترین متحدانش نیز دیگر آمریکا را به عنوان ابرقدرت بی‌رقیب پیشین به رسمیت نمی‌شناسند.

از بدهی ۱۲۰ درصدی و فرار سرمایه گرفته تا عقب‌نشینی از شرق آسیا و تسلیم در برابر ایران برای کنترل قیمت بنزین، همگی نشانه‌هایی از یک «لحظه سوئز» تمام‌عیار برای آمریکا هستند.

ایران به یکی از قطب‌های جهان تبدیل می‌شود

کامران رحیمی، کارشناس اقتصادی گفت: شباهت‌های وضعیت کنونی آمریکا با بریتانیای پیش از بحران سوئز بسیار عمیق و ساختاری است. این کارشناس اقتصادی ادامه داد:

بریتانیا در دهه ۱۹۵۰ با دو مشکل اساسی مواجه بود:

بدهی‌های سنگین پس از جنگ جهانی دوم و ناتوانی در حفظ امپراتوری خود.

وی افزود: آمریکا امروز نیز با بدهی ۱۲۰ درصدی و ناتوانی در حفظ حضور همزمان در چند جبهه مواجه است. رحیمی تاکید کرد: تفاوت اصلی این است که بریتانیا پس از سوئز به تدریج نقش خود را به آمریکا واگذار کرد، اما امروز جانشین مشخصی برای آمریکا وجود ندارد. جهان احتمالاً وارد دوره‌ای از بی‌قطبی و چندقطبی خواهد شد.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: تنگه هرمز برای آمریکا همان چیزی است که کانال سوئز برای بریتانیا بود. یک نماد و یک واقعیت استراتژیک همزمان.

وی ادامه داد: وقتی بریتانیا نتوانست کانال سوئز را حفظ کند، پیام به جهان این بود که دوران امپراتوری بریتانیا به پایان رسیده است. حالا آمریکا هم نمی‌تواند تنگه هرمز را باز کنید که همان پیام با قدرت بیشتری به جهان مخابره می‌شود. ری دالیو درست می‌گوید: این لحظه سوئز نهایی برای دلار آمریکاست.

رحیمی افزود: ما در آستانه یک تغییر پارادایم تاریخی هستیم. نظام تک‌قطبی مبتنی بر دلار و قدرت نظامی آمریکا در حال فروپاشی است. این استاد دانشگاه تاکید کرد: جهان به سمت یک نظام چندقطبی با چندین مرکز قدرت حرکت می‌کند: چین، روسیه، اتحادیه اروپا و ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مسلط بر انرژی.

وی تصریح کرد: این فرایند سال‌ها طول خواهد کشید، اما فوریه ۲۰۲۶ نقطه عطف آن خواهد بود. همانطور که گاردین نوشت، این ماه فصل پایانی «قرن آمریکایی» را رقم زد.

پایان قرن آمریکایی

تحلیل‌های متقن از رسانه‌ها و تحلیلگران برجسته جهانی نشان می‌دهد آمریکا در آستانه یک «لحظه سوئز» تاریخی قرار دارد. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ۱۲۰ درصدی، پیشی گرفتن هزینه سود بدهی‌ها از بودجه نظامی، ناتوانی در حفظ حضور همزمان در چند جبهه، و در نهایت عقب‌نشینی در برابر ایران برای کنترل قیمت بنزین، همگی نشانه‌هایی از افول قدرت آمریکایی است.

در مرکز این تحولات، تنگه هرمز قرار دارد. همانطور که کانال سوئز نماد پایان امپراتوری بریتانیا بود، تنگه هرمز نیز به نماد پایان «قرن آمریکایی» تبدیل شده است.

ناتوانی واشنگتن در تأمین امنیت این آبراه حیاتی، اعتماد جهانی به دلار را به شدت تضعیف کرده و موجی از فرار سرمایه از آمریکا را به دنبال داشته است.

ری دالیو، لوک گرومن و دیگر تحلیلگران برجسته هشدار داده‌اند که اگر این روند ادامه یابد، جهان شاهد روی‌گردانی سریع از دلار خواهد بود، مشابه آنچه در سال ۱۹۵۶ برای پوند استرلینگ رخ داد. در آن سوی میدان، فاصله‌گیری متحدان سنتی آمریکا و مذاکره مستقیم آنها با ایران، نشان می‌دهد که حتی نزدیک‌ترین شرکای واشنگتن نیز دیگر آمریکا را به عنوان ابرقدرت بی‌رقیب پیشین به رسمیت نمی‌شناسند. فوریه ۲۰۲۶، به تعبیر گاردین، فصل پایانی «قرن آمریکایی» را رقم زد.