محسن مهدیان مدیر مسئول روزنامه همشهری طی یادداشتی نوشت:
مذاکرات شکست خورد.
این جنگ را ایران بهصورت ترکیبی با چهار ضلع پیش برد:
میدان، خیابان، اذهان و پیمان.
ضلع چهارم، مذاکره و پیمان بود. دشمن در هر ضلع بهدنبال تسلیم بود، اما مقاومت پاسخ داد.
صحنه جنگ ترکیبی را دقیقتر ببینید.
در میدان چه گذشت؟
میدان یعنی جنگ سخت؛ نظامی و اقتصادی.
در بخش نظامی، افسانه برتری تسلیحاتی شکسته شد؛
روشن است. فقط توجه کنیم که زدن اف-۳۵ یا عقب راندن ناو آبراهام لینکلن، فقط حذف یک ابزار نظامی نبود. آمریکا با «برند» این ادوات میجنگید؛ آن برند شکسته شد؛آنهم برای همیشه.
اما ماجرای اصلی، ارتقای راهبرد نظامی ما بود. ما از «تلافی میکنیم» در قبل جنگ رمضان، به راهبرد «چشم در برابر چشم» و در مرحله بعد به راهبرد «سر در برابر چشم» رسیدیم.
اواخر جنگ چهلروزه، سردار موسوی میگفت: تهدید هم که میکنیم، میزنیم؛ یعنی سر مقابل، ناخن.
اما در میدان اقتصادی چه گذشت؟
ایران میدان جنگ را منطقهای کرد، اما اثر آن را تا سفرههای اروپا و آمریکا کشاند.
تنگه هرمز و یادگار شهید تنگسیری برای همینجاست.
اینجا را دقیق شویم:
بسته شدن تنگه یعنی درآمدی حدود دو برابر درآمد فعلی ایران.
تنگه یعنی شکستن تحریم. اصل ماجرا فروش نفت بود که میسر میشود.
برای اولین بار، ایران نفتش را گرانتر از برنت فروخت؛ در حالی که همیشه ۱۰ تا ۱۵ دلار زیر قیمت برنت میفروختیم.
تحریم سپاه هم حتی شکسته شد؛ چون کشتیها برای عبور باید با نهادی هماهنگ میکردند و عوارض میدادند که آمریکا آن را تروریستی دانسته بود.
برویم جلوتر، در خیابان:
تصمیم داشتند با شعار «مرگ بر دیکتاتور» مردم را به خیابان بکشانند، اما اینجا مردم در دفاع از نظام آمدند و معجزهآسا یکدست شدند. درباره بعثت مردم حرف بسیار است. در مقابل، در خیابانهای آمریکا و اروپا، علیه ترامپ، اتفاقاً با همان شعار «مرگ بر دیکتاتور» به خیابان آمدند.
در اذهان چه خبر شد؟
حتماً واکنشهای عصبی ترامپ علیه سیانان، واشنگتنتایمز و انبیسی را دیدهاید. همه را دروغگو دانسته است. اما ماجرا فقط این چند رسانه آمریکایی نیست. مطابق دادهکاوی رسانهای، ۸۵ درصد رسانههای دنیا، ایران را پیروز میدان دانستند. از این جالبتر، حداقل ده نظرسنجی معتبر از آمریکاییها، ترامپ را جنگطلب معرفی کردند.
این بخش بسیار مهم است. بخشی از تلاشهای دیپلماتیک، اثرش را اینجا نشان داد.
اما در پیمان چه گذشت؟
اول رفتند با عاملیت بحرین، اجماع جهانی درست کنند که با نقشآفرینی روسیه و چین نتوانستند.
بعد رسیدند به مذاکره.
در گام اول، با حمله به لبنان پیمانشکنی کردند که تدبیر درست جمهوری اسلامی در فشار دیپلماتیک باعث شد اجماع جهانی، از اروپا تا منطقه، علیه آمریکا شکل بگیرد و حداقل در ظاهر عقبنشینی کنند.
در مذاکره اصلی اما ماجرا به شکل دیگری رقم خورد. آنچه را در سه میدان قبلی از کف داده بودند، میخواستند در مذاکره بهدست آورند که اینجا هم شکست خوردند.
امتداد مقاومت از میدان و خیابان تا اذهان و دیپلماسی و پیمان، یعنی همین.
پس شکست مذاکره، بازگشت به قبل نیست؛ کاملاً پیش رفتهایم. شکست دشمن کامل شد. به تعبیر امام شهیدمان، پیروزی در مقاومت تضمینی است.
حالا چه میشود؟
جنگ را ترکیبی و با این چهار ضلع ببینید.
و حالا آمریکا امیدش ناامید شد و تنها یک راه دارد: عقبنشینی کند؛ و میکند. خواهیم دید.