با توجه به اینکه دولت ترامپ دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا را بررسی میکند، شکست مذاکرات در پاکستان نگرانیهایی را ایجاد کرده است که آیا فرستادگانش میتوانند به توافق دست یابند.
دیپلماتهای سابق به تایم میگویند که جرد کوشنر و استیو ویتکاف، که همراه با معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، مذاکرات ایران را رهبری میکردند، تخصص و تجربه دیپلماتیک لازم برای حصول توافق را ندارند. این امر، به گفته آنها، خطر طولانیشدن جنگ و بیثباتی بیشتر اقتصاد جهانی را به همراه دارد.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین خاورمیانه در وزارت امور خارجه آمریکا که با شش وزیر خارجه همکاری داشته، گفت: «ایران و آمریکا تحت رهبری کوشنر و ویتکاف؟ شکست. آنها در دیپلماسی نمره قبولی نمیگیرند.»
میلر به سابقه کاری کوشنر و ویتکاف اشاره کرد و به مذاکرات ناموفق روسیه و اوکراین و بنبست مذاکرات اسرائیل و حماس در حالی که اسرائیل حملات خود را در غزه ادامه میداد، استناد کرد. او استدلال کرد که حتی باتجربهترین مذاکرهکنندگان نیز در چنین مناقشاتی با چالشهای بزرگی روبرو میشوند، اما کوشنر و ویتکاف نتوانستند به هیچ یک از طرفین حس فوریت مبنی بر قابلدسترس بودن یک توافق مطلوب را منتقل کنند—شرطی اساسی برای پیشبرد مذاکرات.
میلر گفت: «شما این ایده را میپذیرید که یک مذاکره موفق، اگر حس فوریت وجود داشته باشد، بر اساس یافتن تعادلی از منافع بین طرفین است. اگر میخواهید از این وضعیت خارج شوید، فکر میکنم آنها باید چیزی ارائه دهند که به ایرانیها اجازه دهد بگویند آنها هم چیزی به دست آوردهاند،» و پیشنهاد کرد که یک امتیاز ممکن، ارائه مسیری به ایران برای ازسرگیری غنیسازی اورانیوم در تاریخی بسیار بعدتر باشد.
تردیدها درباره تجربه دیپلماتیک کوشنر و ویتکاف
یک مقام کاخ سفید در پاسخ به سوالی درباره نقش آینده کوشنر و ویتکاف در بحث ایران به تایم گفت که ونس، مارکو روبیو وزیر خارجه، ویتکاف و کوشنر «در این مذاکرات با یکدیگر همکاری داشتهاند و به این کار ادامه خواهند داد.»
دیپلماتهای باتجربه میگویند اگر مذاکرات از سر گرفته شود، هیئت آمریکایی باید اهمیت «عمل به تکالیف» و تعیین اهدافی به وضوح تعریف شده را تشخیص دهد.
دیوید سترفیلد، سفیر پیشین آمریکا در ترکیه و دیپلمات حرفهای به مدت چهار دهه، هشدار داد که اگر دولت نتواند مجموعهای از اهداف راهبردی را—چه در داخل و چه در ملأ عام—به وضوح بیان کند، شانس رسیدن به توافق با ایران کاهش خواهد یافت.
سترفیلد گفت: «آمریکا نه تنها باید روشن کند اهدافش چه بوده و در داخل بداند کجا آماده امتیاز دادن است و کجا آماده نیست، خط قرمزها کجاست، بلکه باید درک واقعگرایانهای از داشتههای طرف مقابل داشته باشد.»
پیش از پیوستن به دولت ترامپ، کوشنر و ویتکاف هر دو تاجر املاک و مستغلات بودند و هیچ تجربه دولتی نداشتند. کوشنر که به عنوان فرستاده ویژه صلح در کاخ سفید خدمت میکند، رویکرد دیپلماتیک خود را که بر یافتن منافع مشترک متمرکز است، میستاید.
کوشنر در مصاحبهای مشترک با ویتکاف در سال ۲۰۲۵ توضیح داد: «انعقاد قرارداد و به دنیا درس ندادن. گاهی اوقات تمرکز بر منافع به جای ارزشها، و تشخیص اینکه کجا منافع مشترک با کشورهای دیگر داریم و دنبال کردن آن منافع مشترک.»
او همچنین متهم شده است که اهمیت زمینه تاریخی در مذاکرات را کماهمیت جلوه میدهد. در طول جنگ اسرائیل و حماس در سال ۲۰۲۳، کوشنر در مصاحبهای با لکس فریدمن گفت که به فرستادگان پیشین در خاورمیانه گفته بود: «من به سردرد نیاز ندارم و به درس تاریخ نیاز ندارم.»
کوشنر گفت: «من یک چیز بسیار ساده میخواهم... نتیجهای که شما میپذیرید چیست؟»
در اجلاسی که دو هفته پیش توسط صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی میزبانی شد، کوشنر گفت که «صلح تفاوت چندانی با کسبوکار ندارد» و او توانسته است از روابط تجاری در دیپلماسی استفاده کند.
این دیدگاه اکنون با تردید روبرو شده است. میلر گفت: «چطور میتواند چنین حرفی بزند؟ او اجاره یک ساختمان آپارتمانی در خیابان پنجم را با مذاکره بر سر یک مناقشه تاریخی که ناشی از امنیت، درد و ضربه روحی است، مقایسه میکند.»
او افزود: «نمیگویم حتماً باید دیپلمات باشید تا مذاکرهکننده خوبی باشید. هنری کیسینجر دیپلمات نبود. جیمز بیکر، رئیس سابق من، دیپلمات نبود. اما باید تا حدی حس تاریخ داشته باشید و باید جغرافیا بدانید.»
نبود تخصص هستهای مذاکرات را پیچیده میکند
رابرت آینهورن، مقام پیشین وزارت خارجه که از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ در مذاکرات هستهای ایران شرکت داشت، گفت برخلاف معاملات تجاری—که در آن مذاکرهکنندگان ممکن است اختیار نهایی کردن توافق را در لحظه داشته باشند—مذاکرات دیپلماتیک درباره موضوعاتی مانند برنامه هستهای توسط سیاستهای داخلی هر دو طرف محدود میشود.
آینهورن گفت: «مذاکرهکننده پشت میز باید فکر کند که مخاطبان داخلی چگونه بر نتیجه تأثیر میگذارند. و به نظر من مذاکرهکننده در یک موضوع هستهای بیشتر توسط بوروکراسی دولت خود و افکار عمومی محدود میشود.»
آینهورن همچنین خاطرنشان کرد که مذاکرات هستهای قبلی ایران یک «فرآیند بینسازمانی روشمند و تأملی بود که در تمام سطوح» دولت عمل میکرد و ورود کارشناسان برای دستیابی به اهدافی مانند «غنیسازی صفر اورانیومی» که ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال خواستار آن شد، حیاتی است.
آینهورن پرسید: « غنیسازی صفر به چه معناست؟ آیا به معنای نبود هیچ زیرساختی که پشتیبان غنیسازی باشد؟ آیا به این معناست که اورانیوم غنیشده از قبل موجود، از جمله ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا، باید صادر یا رقیق شود؟ باید کارشناسانی داشته باشید که ابعاد مختلف مسئله را درک کنند.»
نقاط اختلاف کلیدی حلنشده باقی مانده است
این موضوع که چگونه میتوان تواناییهای هستهای ایران را به صورت قابلباور محدود کرد، به عنوان مانع اصلی در مذاکرات صلح شناخته میشود. در مذاکرات آخر هفته، آمریکا بر حذف تمام اورانیوم با غنای بالا از ایران فشار آورد. مقامات ایرانی تنها با «یک فرآیند تحت نظارت کاهش غنا» موافقت کردند، همانطور که اکسیوس گزارش داد.
مدت زمان مهلت غنیسازی اورانیوم ایران یکی دیگر از نقاط اختلاف بود. آمریکا یک مهلت ۲۰ ساله برای غنیسازی اورانیوم ایران پیشنهاد کرد، در حالی که مقامات ایرانی با دوره کوتاهتر «یکرقمی» پاسخ دادند.
طبق گزارشهای متعدد خبری، این اختلاف نظر منعکسکننده دورهای قبلی مذاکرات غیرمستقیم در مسقط و ژنو در فوریه است. گفته میشود مقامات ایرانی زمانی که کاخ سفید بار دیگر کوشنر و ویتکاف را فرستاد—که هیچ یک سابقهای در سیاست هستهای ندارند—دچار سردرگمی شدند. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی امواج به نقل از منابع ایرانی ناشناس، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در چندین نوبت طی مذاکره در مسقط مراحل تولید سوخت هستهای و تفاوت بین تأسیسات غنیسازی و رآکتور را برای ویتکاف توضیح داده است.
میلر افزود، مهمتر از همه، مشاوران باید مایل باشند با رئیسجمهور درباره پیامدهای بالقوه تصمیماتش روبرو شوند—کاری که به گزارش بلومبرگ، مقامات فعلی دولت از زمان آغاز جنگ ایران در ۲۸ فوریه انجام ندادهاند.
میلر گفت: «بحثی وجود دارد که در آن مشاوران رئیسجمهور حقیقت را به قدرت میگویند و اساساً به او میگویند... "کنترل نهایی با شماست. اما اگر میخواهید این کار را بکنید، دقیقاً این چیزی است که احتمالاً اتفاق خواهد افتاد. و به قضاوت من... اگر این کار را بکنید، ممکن است شکست بخورید."»
او استدلال کرد که چنین بحث داخلی صریحی به مشاورانی بستگی دارد که مایل باشند عواقب آن را بپذیرند.
میلر گفت: «ترامپ در دوره اول چهار وزیر دفاع داشت. او در طول دو دوره خود شش مشاور امنیت ملی داشته است. آنها میدانند اگر رئیسجمهور را شرمنده کنند یا مشکلی ایجاد کنند، چه اتفاقی میافتد.»