رئیسجمهور آمریکا برای مدیریت بازار نفت هر کاری میکند. حتی اگر در روزهای آتی پیامی در صفحه تروث سوشالش منتشر کرد و نوشت «میخواهم به ایران سفر کنم» نیز نباید چندان تعجب کرد؛ چراکه فارغ از اختلالات روانی او که موجب میشود هرچیز را در شبکههای اجتماعیاش منتشر کند، غرضش از انتشار پیامهای عجیب که با محتوای برقراری روابط دوستانه بین آمریکا و ایران منتشر میشود، مدیریت قیمت نفت و تلاش برای بهبود وضعیت دشواری است که جهان بعد از جنگ با ایران متحمل شد. از سمت دیگر، او همچنان به دنبال اثرگذاری بر جامعه ایران است تا با دستکاری جامعه ایران و ایجاد دودستگی، تصویر یکپارچه ایران در جنگ را برهم بزند و مسیرش برای گرفتن امتیاز از ایران راحتتر طی شود.
کارتهای برنده ایران کار میکند ترامپ هم لفاظی میکند
رئیسجمهور آمریکا ابتدا با هدف تجزیه و پس از آن فروپاشی و براندازی نظام سیاسی در ایران جنگ را آغاز کرد؛ اما حالا تمام رؤیایش بازگشایی تنگه هرمز است. فشاری را که رئیسجمهور آمریکا از مسدود بودن تنگه هرمز متحمل شد، میشود در اظهارنظر او پس از اعلام بازگشایی موقت و ۵ روزه تنگه مشاهده کرد. او نتوانست ذوقزدگیاش در مقابل بازگشایی تنگه را پنهان کند. تنگهای که میخواست آن را «تنگه ترامپ» نامگذاری کند، «تنگه ایران» نامید و از ایران تشکر کرد.
این اظهارنظر در حالی اتفاق میافتد که در روزهای گذشته ترامپ اعلام کرد محاصره دریایی ایران نتیجه داده و در نگاه او بهتر از محاصره نظامی است. واقعیت میدان و عملکرد ایران در این جنگ اما چیز دیگری را نشان میدهد؛ ایران از تنگه هرمز بهعنوان برگی برنده استفاده کرد و حاضر نشد تنگه هرمز را به پیش از جنگ باز گرداند. رفتار رئیسجمهور آمریکا در مواجهه با کنترل تنگه هرمز به دست ایران چند مرحله داشت.
۱- پس از کنترل تنگه هرمز توسط ایران و افزایش فشارها به ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تلاش کرد با جنگ رسانهای و گفتوگوهای متناقض و متعدد قیمت نفت را مدیریت کند تا مانع از افزایش قیمت انرژی در آمریکا شود. اظهاراتی که گاهی آنقدر عجیب بود که رسانههای آمریکایی از اختلالات روانی رئیسجمهور آمریکا گفتند. نقطه اوج این تناقضگوییها زمانی بود که ترامپ پیام وزیر خارجه ایران، همان ایرانی که میخواست آن را به عصر حجر بازگرداند را در صفحه تروث سوشالش منتشر کرد و زبان به تعریف و تمجید از ایران باز و تلاش کرد با استفاده از آتشبس تا جای ممکن قیمت نفت را به سمت ریزشی شدن ببرد.
۲- ایران این بار کارتهای برنده زیادی برای گرفتن امتیاز از آمریکا داشت. یکی از مؤثرترین آنها «تنگه هرمز» بود. رئیسجمهور آمریکا حتی در حین مذاکرات آتشبس نیز به دنبال آن بود که کارت ایران را خنثی کند، به همین منظور بود که چیزی تحت عنوان محاصره دریایی را علم کرد. اقدام ترامپ به محاصره دریایی از چند منظر قابل تحلیل است.
ترامپ میخواست امتیاز مسدودی تنگه هرمز را از آن خود کند تا ایران کارت برندهاش را از دست بدهد. از طرف دیگر نیز نمیخواست اجازه دهد ایران نفت بفروشد و مقصد اصلی فروش نفتهای ایران یعنی چین نیز تحت فشار قرار بگیرد و به ایران برای متوقف کردن فروش نفت فشار وارد کند.
فریبهای رسانهای ترامپ به امید پیروزی مقابل ایران
پس از اعمال محاصره چند اتفاق در کاخ سفید و چند اتفاق مهم در تنگه هرمز رخ داد که حائز توجه است.
۱- وزیر جنگ آمریکا نشستی خبری برگزار کرد و در جریان این نشست گزارشی از محاصره تنگه هرمز و متوقف کردن کشتیها ارائه داد با این هدف که در حال حاضر ورود و خروجها در تنگه، تحت کنترل آمریکا قرار دارد. در این نشست خبری، او تصویری از متوقف ماندن نفتکشها در خط محاصره دریایی آمریکا منتشر کرد و نهایتاً هم مدعی شد محاصره تنگه هرمز را تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهیم داد.
۲- رئیسجمهور آمریکا هم در ادامه این نمایش که بیشتر وجهه رسانهای داشت بر این مفهوم که این ایران نیست که تنگه هرمز را کنترل میکند، بلکه آمریکاست، مدعی شد که تازه متوجه شده که محاصره ایران بهتر از حمله نظامی است و گفت: «محاصره شاید از بمباران هم قدرتمندتر باشد.» او البته در حالی این ادعا را مطرح میکند که هدف اولیهاش از جنگ با ایران، تجزیه ایران و براندازی نظام سیاسی بود؛ اما اکنون هدف اصلی او به بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد اختلال در فرایند فروش نفت ایران محدود شده است. ادعایی که البته از سمت دیگر اثباتکننده این واقعیت نیز است که آمریکا در جنگ با ایران، بدون استراتژی مشخص وارد جنگ شده و مدام در حال تست اهداف مختلف است.
۳- ترامپ در ادامه اظهاراتش مدعی شده همهچیز با ایران خوب پیش میرود و گروهی در ایران وجود دارد که میتوان با آنها توافقی امضا کرد! این ادعا نیز بیش از آنکه پایی در واقعیت داشته باشد بخشی از خدعه و فریبهای ترامپ به آرزوی به دست آوردن دست برتر در این جنگ است. رئیسجمهور آمریکا در حال تست روشهای مختلف است با این هدف که بالاخره یکی از آنها کارگر بیفتد و او را به اهدافش برساند.
طرح این موضوع که گروهی در ایران وجود دارد که ترامپ میتواند با آنها کار را تمام کند تعمداً و با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی ایران طرح میشود. به نظر میرسد او نسبت به شرایط اجتماعی داخل ایران در مورد مواجهه با آمریکا و استفاده از کارت مذاکره آگاه است و این اظهارات را تعمداً و با هدف اثرگذاری بر افکارعمومی در ایران و دستکاری اجتماعی مطرح میکند به این منظور که آن قشری که بدبینی کامل به آتشبس فعلی دارد، مذاکرهکنندگان را به سازشگری محکوم کند، جامعه به سمت شکاف و قطبیسازی حرکت کند و با چنددستگی در جامعه، ایران کارت همبستگی و اتحاد مردمیاش را از دست بدهد.
تمام اظهارات ترامپ در این قالب از محاصره دریایی تا ادعای محاصره تنگه هرمز و رسیدن به توافق خوب با ایران، کمپینی رسانهای از جانب ترامپ است به این منظور که تا جای ممکن تصویر شکستخورده آمریکا در این جنگ را ترمیم کند و از طرف دیگر با اظهارات متناقض و غیرمنتظره بازار انرژی را به سمت نزولی شدن ببرد.
پیروز میدان را واقعیت تعیین میکند نه لافهای رسانهای
فارغ از اظهارات ترامپ در مورد توافق با ایران و محاصره دریایی، واقعیت میدان چیز دیگری میگوید.
۱- برخلاف ادعای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر آنکه گروهی در ایران وجود دارد که میشود با آنها توافق امضا کرد، در تمام ۴۹ روز گذشته، دیپلماسی، نیروهای نظامی و مردم از یکدیگر جدا نشدند، بلکه شبیه به یک ارتش واحد که هرکدام بخشی از جنگ را برعهده گرفتند، پیش میروند. در این مدت هیچکدام از سطوح حکمرانی صدایی مخالف از آنچه در میدان در حال وقوع است، بلند نکرد.
مقامات رسمی نظام سیاسی ایران در مورد جنگ و مقابله با دشمن همان موضعی را گرفتند که نیروهای نظامی در بیانیههایشان به آن اشاره میکردند. پس از آنکه دستگاه دیپلماسی به سمت مذاکره و گفتوگو برای پایان جنگ رفت نیز صدایی مخالف از سمت نیروهای نظامی بلند نشد. مواردی که نشان میداد تمام سطوح حکمرانی در ایران در هماهنگی با یکدیگر پیش میرود و همانطور که عملیات نظامی بخشی از جنگ است، آتشبس و گفتوگو هم به عنوان بخشی از استراتژی ایران در جنگ برای کامل شدن پیروزی اتخاذ شده است، با نگاه به واقعیت آنچه در تصمیمگیریها در حکمرانی میگذرد، ادعای ترامپ در مورد وجود گروهی که میتواند با آنها هدفش را محقق کند، یعنی ایجاد افتراق در جامعه ایرانی، خود به خود بلاموضوع میشود.
باید در مواجهه با این اظهارات این گزاره را مدنظر قرار داد که ترامپ هنوز از تلههای رسانهای و اظهارات متناقض برای تأثیرگذاری بر جامعه ایران استفاده میکند.
۲- ایران در جنگ ۴۰ روزه برگ برندهای رو کرد که علاوه بر آنکه در عملیات نظامی توانست دست برتر را به دست بیاورد و به طرف متخاصم آسیب وارد کند، در میز مذاکره هم از امتیاز نقد هرمز استفاده کرد تا هم از طرف مقابل امتیاز بگیرد هم اثر تحریم را خنثی کند. استفاده هوشمندانه ایران از اهرم تنگه هرمز آنقدر تمرکز رئیسجمهور آمریکا را در جنگ برهم زد که عملاً او را به بنبست در ادامه جنگ کشاند و مجبورش کرد تا به پیش از جنگ با ایران بازگردد و دوباره پای میز مذاکره بنشیند، این بار اما آنکه از موضع قدرت وارد این مذاکره میشد آمریکا نبود.
۳- ضعف ترامپ در مذاکره و جنگ با ایران موجب شد تا او دنبال راهحلهای خلقالساعه برای مدیریت میدان جنگ بگردد. محاصره دریایی تنگه هرمز از این نوع است. او اگرچه مدعی شده محاصره دریایی از عملیات نظامی بهتر است؛ اما واقعیت آن است که ترامپ اگر میتوانست محاصره دریایی را در همان دوران جنگ اعمال میکرد و تن به آتشبس و مذاکره با ایران نمیداد. ادعای اعمال محاصره بر تنگه هرمز بازی باخت باختی برای آمریکا بود؛ چراکه اصل موضوع یعنی مدیریت قیمت در بازار انرژی را تغییر نمیداد، بلکه آن را تشدید نیز میکرد.
۴- از طرف دیگر برخلاف ادعای وزارت جنگ آمریکا مبنی بر آنکه اجازه عبور هیچ نفتکشی داده نشده، آمار و اطلاعات رسانههای بیطرف چیزهای دیگری میگویند. الجزیره اعلام کرد از زمان شروع محاصره دریایی ۴۰ نفتکش از تنگه هرمز عبور کردند. رسانههای دیگر نیز مکرراً خبرهایی از عبور نفتکشهای تحت تحریم آمریکا منتشر میکردند. رسانه تانکرترکرز که مشخصاً بر خرید و فروش نفت، سوخت و انرژی متمرکز است در گزارشی که به تازگی منتشر کرده به این موضوع اشاره کرده که ایران از زمان آغاز محاصره دریایی تاکنون ۹ میلیون بشکه نفت فروخته است. این رسانه مدعی شد که ۴ روز گذشته ایران ۲ میلیون بشکه نفت صادر کرده است.
اظهار نظر تانکرترکرز که مشخصاً در حوزه انرژی متمرکز است و اخبارش هم بدون جانبداری از ایران منتشر میشود نشان میدهد اظهار نظر دیگر ترامپ مبنی بر آنکه ایران نتوانسته نفت بفروشد نیز صحت ندارد. تانکرترکرز برای اثبات ادعای خود تصاویر ماهوارهای از عبور و مرور کشتیها در سه روز گذشته را نیز منتشر کرد. به گزارش این رسانه، بسیاری از نفتکشهای تحت تحریم آمریکا در ۳ روز گذشته محاصره دریایی را شکستند و توانستند از تنگه هرمز عبور و وارد آبهای آزاد شوند. تصاویر سامانه« AIS» نشان میدهد این نفتکشها از خط محاصره بین دماغه شرقی عمان و مرز ایران و پاکستان به راحتی در حال عبورند. به این منظور این بخش از اظهارات آمریکا در مورد اعمال محاصره آمریکا، خود به خود بلاموضوع و صرفاً یک شوی رسانهای تلقی میشود.
در ادامه مواضع غیرواقعی ترامپ و وزارت جنگ آمریکا، اظهارنظرهایی که رئیسجمهور آمریکا در مورد بازگشایی تنگه هرمز منتشر کرد، اثباتکننده این واقعیت است که آنچه آمریکا در چند روز گذشته انجام داده نتوانسته آنها را به دستاوردی برساند. ذوقزدگی غیرقابل انکار ترامپ که در آن از لفظ تنگه ایران استفاده کرده نشان میدهد که با وجود همه نمایشها، ایران همچنان دست برتر را در تنگه هرمز حفظ کرده و کارتهای برندهاش برای توقف کامل جنگ به خودش را حفظ کرده است.
با این حال تنگه هرمز تنها کارت ایران برای بازی نیست. ایران هنوز تمام برگهای برندهاش را رو نکرده است. تنگه بابالمندب برگ برنده دیگر ایران است که به محض فعالسازی آن دیگر نه فقط بازار انرژی بلکه صادرات و واردات در جهان به طور کامل مختل خواهد شد.