ترامپ در بن‌بست ایران؛ از سیگنال گفت‌وگو تا لغو سفر فرستادگان

تازه‌ترین مواضع ترامپ در دو روز اخیر و نیز گفت‌وگوی او با فاکس نیوز و اکسیوس در روز شنبه ۲۵ آوریل و همچنین پیامش در شبکه اجتماعی تروث سوشال، نشان می‌دهد کاخ سفید در مواجهه با پرونده ایران در حال ارسال پیام‌های متضاد است؛ از یک سو اعزام استیو ویتکاف و جرد کوشنر به پاکستان و و از سویی لغو سفر آنها و بی‌فایده بودن «گفت‌وگوهای طولانی»، و از سوی دیگر اشاره به امکان پیشرفت در مذاکرات و حتی ادعای دریافت پیشنهاد جدید از سوی ایران دارد.

ترامپ در گفت‌وگو با فاکس نیوز مدعی شد به فرستادگان خود گفته است از انجام سفر ۱۸ ساعته به پاکستان خودداری کنند، زیرا به ادعای او، این گفت‌وگوها «بیهوده» خواهد بود.

او در عین حال با تکید بر اینکه ایران می‌تواند «هر زمان بخواهد تماس بگیرد» تلاش کرد تصویر ابتکار عمل کامل واشنگتن را برجسته کند؛ تصویری که در آن مذاکره نه یک فرآیند دوطرفه، بلکه امکانی مشروط و از موضع برتری آمریکا تعریف می‌شود، موضوعی که عملا سطح گفت‌وگو را از یک تعامل سیاسی به یک رابطه یک‌جانبه تقلیل می‌دهد.

ترامپ در گفتگو با شبکه خبری فاکس نیوز و نیز تارنمای اکسیوس در حالیکه برای خروج از این بحران جنگ علیه ایران در جستجوی راه حلی دیپلماتیک است، مدعی شد: «به ویتکاف و کوشنر گفتم که برای یک گفتگوی بیهوده ۱۸ ساعت سفر نکنند.»

رئیس جمهوری آمریکا با بیان این ادعا که ایران برگ برنده‌ای در اختیار ندارد، مدعی شد: «مدتی پیش به افرادم گفتم که داشتند آماده رفتن می‌شدند، و گفتم نه، شما قرار نیست یک پرواز ۱۸ ساعته انجام دهید تا به آنجا بروید. ما همه کارت ها را در اختیار داریم. آن‌ها هر وقت خواستند می‌توانند با ما تماس بگیرند، اما شما دیگر هیچ پرواز ۱۸ ساعته‌ای انجام نمی‌دهید که فقط بنشینید و درباره هیچ صحبت کنید.»

ترامپ در ادامه همین موضع را در گفت‌وگو با اکسیوس نیز تکرار و بار دیگر ادعا کرد در شرایط فعلی ضرورتی برای سفر هیأت آمریکایی وجود ندارد و گفت‌وگوهای حضوری «اتلاف وقت» است.

با این حال او در همان مصاحبه در پاسخ به احتمال تشدید تنش‌ها گفت «نه، چنین چیزی مطرح نیست»، اما همزمان افزود که «هنوز تصمیمی در این‌باره گرفته نشده است»، عبارتی که نشان می‌دهد سیاست واشنگتن همچنان میان خروج از بحران خود ساخته او و تل آویو و تهدیدات و ادعاهایشان در حالت تعلیق قرار دارد و هیچ مسیر قطعی در قبال ایران در سیاست خارجی آمریکا به دلیل آشفتگی و دیدگاههای مختلف وجود ندارد.

در همین حال، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود نیز با تکرار ادعاهایش در گفتگو با فاکس نیوز و اکسیوس برای مقصر جلوه دادن ایران، مدعی شد سفر فرستادگانش به اسلام‌آباد را لغو کرده، زیرا به گفته او «سردرگمی شدیدی در رهبری ایران وجود دارد» و «هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی مسول است».

این ادبیات ترامپ که مسبوق به سابقه است، بیش از آنکه بازتاب واقعیات میدانی ناکامی او در میدان جنگ برغم ادعای برتری باشد، به نظر می‌رسد تلاشی برای انتقال بحران تصمیم‌گیری از داخل ساختار سیاست خارجی آمریکا به بیرون و فرافکنی مشکلات موجود در روند مواجهه با ایران است.

طرح ادعای «اختلاف در ایران» در شرایطی مطرح می‌شود که خود دولت آمریکا در تعیین مسیر مشخص میان تشدید تنش یا ورود به مذاکره، با نشانه‌های آشکار دوگانگی و بلاتکلیفی روبه‌رو است؛ وضعیتی که بیش از هر چیز پرسش‌هایی جدی درباره توان واشنگتن برای مدیریت خروج از بحران‌های ایجادشده در پی تشدید تنش با ایران ایجاد کرده است.

با این حال، این روایت ترامپ با روایت روز گذشته کاخ سفید و خودش در تضاد است که «کارولین لیویت» سخنگوی دولت آمریکا روز جمعه به وقت محلی در گفتگو با خبرنگاران گفت که ترامپ ویتکاف و کوشنر، فرستادگان خود را روز شنبه برای ادامه گفت‌وگوها با ایران به پاکستان اعزام می‌کند.

سخنگوی دولت آمریکا در پاسخ به اینکه آیا ایران پیشنهاد واحدی ارائه کرده است، ادعا کرد: «در روزهای اخیر قطعاً نشانه‌هایی از پیشرفت از سوی طرف ایرانی دیده‌ایم. رئیس‌جمهور تصمیم گرفته است استیو (ویتکاف) و جرد (کوشنر) را اعزام کند تا دیدگاه‌های ایران را بشنوند و باید دید در پایان این هفته چه مواردی مطرح خواهد شد.»

ترامپ نیز روز جمعه به وقت محلی در گفت‌وگویی با رویترز مدعی شده بود که ایران در حال آماده‌سازی یک پیشنهاد است، هرچند همزمان جزئیاتی از این ادعا ارائه نکرد و گفت «باید دید چه می‌شود».

همین رفت و برگشت میان ادعای پیشرفت در مذاکرات و لغو یا بی‌فایده دانستن آن، نشان می‌دهد سیاست خارجی دولت آمریکا در قبال ایران نه بر یک مسیر ثابت، بلکه بر مجموعه‌ای از تصمیم‌های مقطعی و بعضا متناقض استوار است که بیشتر تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و تاکتیکی شکل می‌گیرد تا راهبردی مشخص.

در مجموع، این اظهارات و تناقض‌ها نشانگر آن است که سیاست آمریکا در قبال ایران در وضعیتی از نوسان دائمی و حتی لحظه ای قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن پیام‌های تهدید آمیز، دعوت به مذاکره و انکار ضرورت گفت‌وگو همزمان صادر می‌شود؛ بدون آنکه سازوکار مشخصی برای تبدیل این پیام‌ها به یک روند دیپلماتیک پایدار وجود داشته باشد.

نتیجه چنین رویکردی، نه پیشبرد مذاکرات، بلکه تشدید فضای بی‌اعتمادی و قرار گرفتن پرونده ایران در وضعیت تعلیق سیاسی است؛ تعلیقی که بیش از آنکه نشانه ابتکار دیپلماتیک باشد، بازتابی از نبود انسجام در تصمیم‌گیری در کاخ سفید برای بحرانی خود ساخته محسوب می‌شود.