آمریکا؛ دو شکست در یک هفته

حسن رشوند طی یادداشتی نوشت: در کمتر از یک هفته آمریکایی‌ها دو بار خواستند شانس خود را برای عبور از تنگه هرمز که نزدیک به یک ماه است توسط نیروهای مسلح قدرتمند ایران بسته شده است‌، بشکنند و به جهان اعلام کنند که دیگر نیازی به کسب اجازه بیش از ۱۶۰۰ نفتکش و کشتی تجاری به انتظار نشسته پشت تنگه هرمز برای عبور از این تنگه نیست و در هر دو بار، این آتش موشک‌های ایرانی بود که ناوهای آمریکایی را مجبور به فرار و طرح ترامپ را محکوم به شکست خفت‌بار کرد.

ترامپ بامداد چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت با طرح ادعاهای موهوم همچون گذشته، از توقف طرح نظامی در تنگه هرمز برای اسکورت کشتی‌ها، آن هم فقط یک روز پس از شروع این طرح، خبر داد.

او این عقب‌نشینی را این‌گونه در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی مطرح کرد: «با توجه به درخواست پاکستان و دیگر کشورها، موفقیت نظامی چشمگیری که در کارزار نظامی علیه کشور ایران داشتیم و این واقعیت که پیشرفت بزرگی به سمت یک توافق کامل و نهائی با نمایندگان ایران حاصل شده، ما به‌شکل دوجانبه توافق کردیم همزمان که محاصره [ایران] با قدرت سرجای خود می‌ماند، پروژه آزادی (حرکت کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شود تا ببینم بالاخره می‌شود توافق را نهائی و امضا کرد یا خیر.» به‌دنبال همین عقب‌نشینی بود که حجم اخبار ساختگی و دروغ تیم رسانه‌ای کاخ سفید مبنی بر دستیابی قریب‌الوقوع توافق ایران با آمریکا در روزهای چهارشنبه افزایش یافت.

اما این داستان مضحک چه زمان شروع و چرا در کمتر از یک هفته باز رئیس‌جمهوری که گفته بود به دلیل رسیدن در آستانه یک توافق کامل از «پروژه آزادی» یا همان شکستن حصر تنگه هرمز عقب‌نشینی می‌کند؟ و چرا بار دیگر در پنجشنبه شب ۱۷ اردیبهشت او تلاش کرد با عبور چند فروند شناور نظامی خود از تنگه هرمز - البته با شکست مفتضحانه‌تر از بار اول - عبور از تنگه هرمز را امتحان کند. مرور این گزاره‌ها به ما کمک می‌کند تا درک درستی از تشتت رفتار این روزهای ترامپ و کاخ سفید داشته باشیم:

۱- شامگاه یکشنبه بود که ترامپ از پروژه جدید خود تحت عنوان «پروژه آزادی» در تنگه هرمز خبر داد و مدعی شد که آمریکا عملیاتی نظامی را برای خروج کشتی‌های تجاری که در خلیج‌فارس گرفتار شده‌اند، آغاز خواهد کرد. اما پروژه آزادی او فقط چند ساعت آن‌هم با شکست غیرباوری دوام آورد و ترامپ ترجیح داد با دروغ‌های دیگر درباره توافق با ایران شناورهای خود را از حملات سربازان جان برکف سپاه و ارتش دور نگه دارد.

واقعیت ماجرای شکست «پروژه آزادی» ترامپ را باید محصول عملیات مشترک سپاه و ارتش در نیمه شب ۱۶ اردیبهشت دانست که نیروهای آمریکایی از این عملیات‌، شکست نظامی سنگینی خوردند. داستان از این قرار بود که این نبرد از نیمه‌شب تا صبح ادامه داشت و آمریکا با وجود ایجاد «چتر پروازی بزرگ» و ورود چند شناور رزمی از دریای عمان، تلاش داشت به هدف مورد نظر خود برسد اما سرانجام در کمتر از چند ساعت درگیری با از کار افتادن ۴ شناور و پناه گرفتن دو شناور دیگر در پشت جزیره «بوموسی» نه تنها نتوانست به هدف آزاد سازی ادعایی خود برسد، بلکه حقیرانه تسلیم اراده نیروهای نظامی کشورمان شد و این در حالی بود که او مکرر سخن از انتظار بالا بردن پرچم سفید از سوی ایران داشت. اما رئیس‌جمهور نابخرد آمریکا می‌خواست با این شکستی که در عدم موفقیت باز کردن تنگه هرمز برایش ایجاد شده است‌، بار دیگر با سناریوی ترجیح میز مذاکره و توافق با ایران‌، خود را از مخمصه‌ای که گرفتار آمده‌، نجات دهد.

این در حالی بود که هیچ اتفاق دیپلماتیکی در آن ساعات نیمه شب در اسلام آباد رخ نداده بود و ادعای ترامپ درباره توقف عملیات به‌دلیل مذاکرات، دروغی بیش نبوده است. چرا که از همان ابتدا که نیروهای آمریکایی محاصره دریایی ایران را در مقابل بستن تنگه هرمز انجام دادند این ایران بود که به صراحت هشدار داد؛ در صورت نزدیک ‌شدن کشتی‌های نظامی هر کشوری به تنگه هرمز یا تلاش شناورهای غیرنظامی برای عبور از مسیری غیر از مسیر تعیین‌شده توسط تهران، آنها را هدف قرار خواهد داد. جالب اینکه با اقدام آمریکایی‌ها برای ورود شناورهای نظامی خود به منطقه ممنوعه، آنها کار را برای خود سخت‌تر و دست ایران را برای هرگونه اقدام مقابله بازکردند تا آنجا که محدوده منطقه ممنوعه برای ورود و خروج کشتی‌ها دایره وسیع‌تری پیدا کرد.

۲-پس از این اقدام ایران بود که نشریه «‌فارن افرز» نوشت: «ایران نشان داده که قادر است هر زمانی که بخواهد، تنگه هرمز را حتی مقابل چشمان نیروی نظامی بزرگ آمریکا به روی کشتی‌ها ببندد.» و درگاه خبری «میدل ایست آی» به نقل از دو مقام آمریکایی گفت که عربستان سعودی دسترسی آمریکا به پایگاه هوائی «شاهزاده سلطان» و حریم هوائی خود را برای اجرای این عملیات قطع کرد. چراکه بر اساس این گزارش، اعلامیه ترامپ در مورد اجرای طرح موسوم به «پروژه آزادی» در بعدازظهر یکشنبه در شبکه اجتماعی خود، باعث ناراحتی و خشم مقامات عربستان شده است. ظاهرا عربستان به مقامات آمریکایی اعلام کرده بود که از این طرح حمایت نخواهد کرد.

میدل ایست آی همچنین به نقل از یک مقام دولت آمریکا گزارش داده که کویت نیز دسترسی آمریکا به پایگاه‌ها و حریم هوائی خود را قطع کرده است. وزیر خارجه قطر هم با شکست ترامپ در «پروژه آزادی»گفت: «ما و ایران کشورهای همسایه هستیم، جغرافیای مشترک و منافع مردمی درهم تنیده‌ای داریم و باید فرمولی برای همزیستی پیدا کنیم.» واقعیت این است که واکنش جدی و سختگیرانه ایران در تنگه هرمز در کنار ایجاد معادله « تنگه- فجیره» و افزایش محدوده بیشتر برای بسته ماندن تنگه هرمز موجب شد تا محدودیت‌های ترامپ برای ادامه این پروژه آشکار شود و این پیروزی بزرگ را باید محصول هماهنگی میدان و دیپلماسی و حمایت‌های بی‌وقفه خیابان از سیاست فشار بر آمریکا دانست.

۳- آسوشیتدپرس در گزارشی به سردرگمی محافل مختلف در پی پیام‌ها و مواضع متناقض دولت آمریکا به خصوص در ارتباط با تنگه هرمز پرداخت و نوشت که رویکرد دولت ترامپ در قبال جنگ با ایران طی ۲۴ ساعت گذشته میان اعلام برقراری یک آتش‌بس شکننده و پایان عملیات نظامی، تا تهدید دوباره به بمباران ایران در نوسان بوده است.

در این راستا «الیزابت دنت»، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک به آسوشیتدپرس گفت: دولت ترامپ در انتقال پیام‌های خود با مشکل مواجه شده زیرا این جنگ برنامه‌ریزی دقیقی نداشته است. در این میان دو مقام آمریکایی به آسوشیتدپرس گفتند که اعلام ناگهانی ترامپ مبنی بر توقف طرح «پروژه آزادی» غیرمنتظره بوده و تاکنون دستورالعمل دقیقی درباره پس گرفتن درخواست‌های کمک از کشتی‌ها دریافت نکرده‌اند.

۴-ترامپ اگر می‌توانست تنگه هرمز را با ابزار نظامی و نمایش شناورها و ناوهای جنگی خود با وجود دو اقدام چهارشنبه و پنجشنبه شب انجام داد، باز کند حتما در این نزدیک به یک ماه که این تنگه با اراده محکم نیروهای نظامی ایران بسته شده است‌، باز می‌شد. این موضوع را غالب استراتژیست‌های نظامی و دیپلمات‌های آمریکایی تاکید دارند.

«چاس فریمن»‌، دیپلمات سابق آمریکایی در همین رابطه می‌گوید: «روش نظامی برای باز کردن تنگه هرمز وجود ندارد. ایران چندین دهه خود را برای کنترل این تنگه تجهیز کرده است.»

۵- از همان ابتدا که ترامپ طرح «پروژه آزادی» را مطرح کرد و در طول ۵ روز دو بار شانس خود را برای عبور شناورهای نظامی از تنگه هرمز امتحان کرد کاملا روشن بود بر فرض محال که این شناورها از تنگه عبور می‌کردند باز عبور از مسیر اعلام‌شده توسط آمریکا ریسک بسیار بالایی دارد؛ بنابراین بیمه‌گران کشتی‌ها، حاضر به پوشش کامل خسارات نبودند و همین موضوع هزینه بیمه را به‌شدت افزایش می‌داد. این یعنی حتی با اسکورت نظامی نیز بازار جهانی حمل‌ونقل دریایی، طرح را غیرقابل اعتماد می‌کرد.

پیش از این بارها تحلیلگران نظامی هشدار داده بودند که ادامه این طرح می‌تواند آمریکا را مجدداً وارد درگیری نظامی با ایران کند و علاوه‌بر افزایش هزینه‌های نظامی و سیاسی بر واشنگتن، متحدان آمریکا در منطقه را نیز در معرض خطر قرار دهد. تلاش برای عبور در دو مرحله و شکست خفت بار در هر دو مرحله نشان داد که آمریکا هم در طراحی، هم اجرا شکست سنگینی خورده است. هرچند ترامپ در پیام‌های خود تلاش می‌کند توقف طرح را «موفقیت» جلوه دهد و آن را به «درخواست پاکستان» یا «پیشرفت مذاکرات» نسبت دهد، اما تحلیلگران این اظهارات را تلاشی برای پوشاندن شکست طرح ارزیابی کردند.

عقب‌نشینی ترامپ از عملیات «پروژه آزادی» و اقدام خودسرانه دیگر او در پنجشنبه شب برای عبور شناورهای نظامی خود از تنگه هرمز را می‌توان نتیجه شکست عملیاتی، فشارهای میدانی، عدم همراهی جهانی، هزینه‌های احتمالی درگیری و... دانست. همه برنامه‌هایی که اکنون آمریکا برای فشار به ایران انجام می‌دهد، در نهایت، اقتدار ایران در کنترل تنگه هرمز را اثبات کرده است.

۶- اکنون که آمریکا وارد کارزار خودخواسته تنگه هرمز شده است‌، این سؤال مطرح است؛ وضعیتی که در دهه ۱۹۶۰ در رابطه با «کانال سوئز» برای بریتانیا پیش آمد آیا قرار است این بار برای آمریکا در تنگه هرمز رخ دهد و آیا «لحظه سوئز» برای آمریکا فرا رسیده است؟ در روزهای اخیر، عبارتی قابل تأمل با عنوان «لحظه سوئز آمریکا» در رسانه‌های معتبر بین‌المللی، از جمله «پالیسی مگزین»، «گاردین» و «میدل ایست آی»، به طور مکرر مورد اشاره قرار گرفته است. این مفهوم که به پایان دوران سلطه و قدرت‌نمایی یک ابرقدرت اشاره دارد، نیازمند بررسی دقیق تاریخی و تحلیلی است.

حدود هفت دهه پیش، بریتانیا به عنوان قدرت برتر جهانی شناخته می‌شد. هنگامی که مصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد، لندن با غرور کامل اقدام نظامی انجام داد تا کنترل آن را بازپس گیرد. با این حال، برای ایالات متحده- که در آن زمان رقیب بریتانیا محسوب می‌شد- تهدید کرد که در صورت عدم عقب‌نشینی، ارز ملی بریتانیا (پوند) را در بازارهای مالی به فروش خواهد رساند و آن را نابود خواهد کرد. بریتانیا، از بیم ورشکستگی مالی، عقب‌نشینی تحقیرآمیزی را پذیرفت. این رویداد که به «لحظه سوئز» معروف شد، نقطه‌ای تاریخی بود که جهان دریافت که امپراتوری بریتانیا دیگر ابرقدرت جهانی نیست و دوران سلطه آن به پایان رسیده است.

صاحبنظران و کارشناسان معتقدند اتفاقات دهه ۱۹۶۰ در حال تکرار است با این تفاوت که آن روز با ملی اعلام شدن کانال سوئز، مصر توان مقابله در برابر بریتانیا را نداشت و دست به دامان یک قدرت دیگر شده بود ولی امروز سازوکار جدید تنگه هرمز توسط ایران قدرتمند که در طول یک سال‌، دو جنگ فراگیر ۱۲ روزه و رمضان را نه تنها با آمریکا، بلکه با رژیم صهیونیستی و دنباله‌های آنها در کشورهای حوزه خلیج‌فارس با پیروزی سپری کرده است.

واقعیت این است که آمریکا با وجود تلاش زیادی که در روایت‌سازی‌های دروغین اعم از مذاکره و توافق و یا عبور یک یا دو شناور نظامی خود به جهان مخابره می‌کند، علاوه‌بر اینکه در میدان نظامی دچار شکست شده است‌، در جنگ روایت‌ها هم شکست خورده است؛ زیرا حتی نزدیک‌ترین متحدان او دیگر آمریکا را به عنوان ابرقدرت بی‌رقیب پیشین به رسمیت نمی‌شناسند و صدای شکستن استخوان‌های او توسط یک ابرقدرت جدید به نام ایران بر سر زبان‌ها افتاده است.