حمید عبدالقادر عنتر، مشاور ریاست وزرای دولت یمن، نویسنده و تحلیلگر سیاسی اهل یمن است. با ایشان درباره پرونده بازدارندگی، تحولات بزرگ در موازنه قدرتها و همچنین موضوع ایران گفتوگو کردیم.
جناب مشاور، اجازه دهید از «مرکز» آغاز کنیم. موضع کنونی یمن را در سایه تشدید تنشهای منطقهای چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا یمن از کشوری که صرفاً از مرزهای خود دفاع میکرد، به یک «قدرت بازدارنده» منطقهای تبدیل شده که اراده خود را در دریاها تحمیل میکند؟
در پاسخ به سؤال شما باید بگویم یمن در معرض وحشیانهترین تجاوز «جهانی» قرار گرفت که کره زمین تاکنون به خود دیده است؛ تجاوزی که ۱۷ کشور عربی و ۶۰ کشور اروپایی با پشتیبانی لجستیکی مستقیم، به رهبری واشنگتن و رژیم غاصب و با اجرای رژیمهای سعودی و اماراتی در آن مشارکت داشتند.
بیش از نیم میلیون حمله هوایی علیه یمن انجام شد و انواع سلاحهای مرگبار و ممنوعه بینالمللی علیه ما به کار گرفته شد. سرزمین ما به میدان آزمایش تمام تسلیحات شرکتهای بزرگ اسلحهسازی تبدیل شد. اما نتیجه شگفتانگیز بود؛ یمن توانست ستون فقرات نیروهای اشغالگر بینالمللی را درهم بشکند و از میان ویرانهها و خاکسترها، به یک «کارخانه نظامی» و قدرت واقعی بازدارنده تبدیل شود.
امروز یمن در صنایع نظامی نهتنها به خودکفایی رسیده است از تپانچه تا موشک، بلکه ما بزرگترین ذخیره راهبردی «موشکهای فراصوت» را در اختیار داریم؛ موشکهایی که هیچ کشور دیگری در خاورمیانه از آن برخوردار نیست. این همان سلاح بازدارندگی است که هر متجاوزی را که بخواهد به یمن حمله یا علیه ما تنشآفرینی کند، به شدیدترین شکل مجازات خواهد کرد.
ائتلاف یمن با جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از ارکان اصلی «محور مقاومت» شناخته میشود. پاسخ شما به کسانی که معتقدند این موضع، بارهایی فراتر از توان یمن بر دوش این کشور میگذارد، چیست و پیام یمن به جهان از خلال ایستادگی در کنار تهران چیست؟
موضع یمن از قبال تجاوز آمریکایی - صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی، موضعی روشن و اصولی است؛ چه در سطح رسمی و چه مردمی. سید بدرالدین الحوثی، رهبر انقلاب یمن صراحتاً ایستادگی ما در کنار تهران را اعلام کرده و میلیونها نفر از مردم ما در حمایت از ایران و لبنان به خیابانها آمدند.
یمن تنها به موضعگیری سیاسی بسنده نکرد، بلکه با هدف قرار دادن عمق رژیم اسرائیل وارد میدان نظامی شد تا جایی که در نهایت آتشبس میان واشنگتن و ایران برقرار شد. ما بخشی جداییناپذیر از این نبرد هستیم و پیام ما به جهان این است که در یک سنگر واحد برای مقابله با نیروهای استکبار قرار داریم.
اکنون به رویدادی میپردازیم که محافل سیاسی را تکان داد؛ شهادت رهبر، آیتالله سید علی خامنهای. نبود این کاریزما چه تأثیری بر محور مقاومت خواهد داشت و انتخاب رهبر جدید و استمرار رویکرد «ولایت» را چگونه میبینید؟
پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی محاسبات خود را بر این اساس بنا کرده بود که ترور رهبر عالی و سرنگونی نظام سیاسی ایران از طریق شبکههای «موساد» منجر به هرجومرج گسترده و فروپاشی کشورهای محور شود اما این پروژه با شکستی سنگین مواجه شد. پس از شهادت آیتالله خامنهای، رهبر جدید انتخاب شد و شبکههای جاسوسی شناسایی، بازداشت و عناصر مستحق مجازات نیز تصفیه شدند. آنچه رخ داد دقیقاً برعکس خواسته دشمن بود؛ مخالفان و مردم حول محور رهبری جدید برای مقابله با استکبار متحد شدند.
پاسخ ایران نیز قاطع بود؛ هدف قرار دادن پایگاهها و منافع آمریکا در خلیج فارس، فلج کردن توان نظامی رژیم صهیونیستی و بستن تنگه هرمز که بحران جهانی انرژی را در پی داشته و واشنگتن مسؤول آن است. شوکت استکبار در هم شکست و محور مقاومت ثابت کرد رویکرد «ولایت»، نهادی ریشهدار است که با رفتن اشخاص از بین نمیرود.
آیا اکنون با یک «معادله» روبهرو هستیم که نقشه قدرت جهانی را بازترسیم میکند؛ چگونه از اهرمهای هرمز و بابالمندب در توافقات آینده استفاده خواهد شد؟
بله، ما اکنون در برابر واقعیتی جدید قرار داریم. تسلط ایران بر «هرمز» و یمن بر «بابالمندب» این توانایی را به ما میدهد که قدرتهای متجاوز را به زانو درآوریم.
امروز مذاکره از موضع قدرت انجام میشود و آمریکا ناچار خواهد شد در حالی که تحقیر شده و شکست خورده پای میز مذاکره بیاید و شروط ایران و محور مقاومت را بپذیرد. ترامپ اکنون حتی در داخل آمریکا و از سوی کنگره نیز منزوی و تحت فشار است، زیرا کشورش را وارد جنگی بیهوده کرد که اقتصاد آمریکا را ویران کرد، بیآنکه هیچ پیروزی قابل ذکری به همراه داشته باشد.
جناب مشاور، آیا منطقه به سوی انفجاری فراگیر حرکت میکند یا به سمت تولد یک نظام منطقهای جدید که در آن صنعا و تهران محور اصلی خواهند بود؟
نقشه آینده خاورمیانه به گونهای خواهد بود که یمن و ایران قدرت بازدارنده و فشارآور اصلی آن باشند. در صورت هر گونه تشدید تنش علیه ایران، این «نبرد سرنوشتساز و نهایی» خواهد بود که تمام کشورهای محور در آن مشارکت خواهند کرد. توان نظامی رژیم صهیونیستی از بین خواهد رفت، تمام منافع و پایگاههای آمریکا هدف قرار خواهد گرفت و تنگهها به طور کامل بسته خواهند شد.
برخی دولتهای خلیجی «عادیساز» از نقشه سیاسی محو خواهند شد و این نبرد با نابودی رژیم صهیونیستی و خروج کامل آمریکا از منطقه پایان خواهد یافت؛ مقدمهای برای برپایی «دولت عدالت الهی» که در آن صلح سراسر جهان را فرا خواهد گرفت.
سخن پایانی؟
سخن پایانی من این است: کشورهای عربی و اسلامی را به اتحاد صفوف و قرار گرفتن در «جبهه حق» در کنار ایران دعوت میکنم. همچنین بر ضرورت یکپارچهسازی گفتمان رسانهای برای مقابله با جنگ روانی و حمایت از «رسانه ملی مردمی» و انتشار مقالات نخبگان و نویسندگان مخالف پروژه صهیونیسم در تمام پلتفرمهای رسمی کشورهای محور تأکید دارم.