بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره با توجه به پیچیدگی های رابطه ایران با آمریکا به ویژه در برهه فعلی نوشت:در عرصه روابط بین‌الملل معاصر، رابطه بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین معادلات امنیتی قرن بیست و یکم به شمار می رود. هرگونه بحثی در مورد چشم‌انداز تدوین «توافق» بین این دو قدرت باید از منظر «توازن استراتژیک» و فراتر از چارچوب‌های دیپلماسی متعارف بررسی شود.

عدم وجود هرگونه چارچوب قانونی قوی برای اداره این رابطه در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که هر دو طرف در حال حاضر بر اساس اصول و استراتژی‌های موازی عمل می‌کنند که در حوزه «مدیریت تنش» و ایجاد «سیستم‌های بازدارندگی متقابل» قرار می‌گیرند، بدون اینکه لزوماً هیچ نشانه‌ای واقعی از «نزدیکی استراتژیک» قریب‌الوقوع را منعکس کنند.

از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، به‌ویژه در چارچوب «رئالیسم ساختاری»، هرگونه تلاشی برای ایجاد یک توافق جامع بین تهران و واشنگتن با موانع ساختاری ریشه‌داری روبرو است که می‌توان آنها را در دو نکته اصلی خلاصه کرد:

بحران اعتماد با حاصل جمع صفر: دهه‌ها مداخله سیاسی، تحولات انقلابی و تحریم‌های اقتصادی پی‌درپی، اعتماد متقابل را به صفر یا حتی کمتر از آن کاهش داده است. در این زمینه، هرگونه توافق بالقوه - طبق بدبینی غالب در هر دو پایتخت - به یک مانور تاکتیکی صرف برای خرید زمان تقلیل می‌یابد، نه مسیری به سوی یک راه‌حل پایدار.

منافع استراتژیک متضاد: منافع آمریکا در خاورمیانه حول محور حفظ سلطه ژئوپلیتیکی خود، تضمین جریان تأمین انرژی و تضعیف نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای رقیب (در درجه اول محور مقاومت) می‌چرخد. در مقابل، دکترین امنیت ملی ایران بر ستون‌های «استقلال استراتژیک»، «بازدارندگی مؤثر» و «تقویت نفوذ منطقه‌ای» استوار است. در نتیجه این تفاوت اساسی، مسائل منطقه همچنان عرصه‌ای برای برخورد اجتناب‌ناپذیر بین این دو پروژه است که در تمام نقاط تماس برابرند.

عربی ۲۱ در گزارشی به اختلافات داخلی آمریکا در قبال مساله ایران اشاره کرد و نوشت: در ۲۱ مه، کیگان در مقاله دوم خود در مجله آتلانتیک، پس از مقاله «کیش و مات در ایران»، به انتقاد بیشتر از جنگ دولت ترامپ پرداخت. عنوان مقاله این هفته «جنگ ترامپ با تسلیم به پایان می‌رسد» است.

کیگان در هر دو مقاله، «کیش و مات» و «تسلیم»، بر یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده تأکید می‌کند. در این جنگ در نتیجه محاسبات و قضاوت‌های اشتباه، حتی اگر رئیس جمهور ترامپ «حملات نهایی و نمایشی» را انجام دهد، واقعیت این است که او ترجیح می‌دهد با اعلام پیروزی تصنعی و تحت پوشش یک توافق آبرومندانه، عقب‌نشینی کند. این نشان دهنده یک عقب‌نشینی قابل توجه پس از شکست در دستیابی به اهداف اعلام شده یا اعلام نشده جنگ علیه ایران است.

از این بدتر، جنگ آمریکا و اسرائیل موقعیت و نفوذ ایران را تقویت کرده است، به طوری که سپاه پاسداران ناوبری تنگه هرمز را کنترل می‌کند. ایران حتی جرأت کرده است که مرجعی برای مدیریت، تنظیم و اعمال هزینه برای عبور از تنگه هرمز ایجاد کند و مرزهای دریایی خود را به مناطقی گسترش دهد که حاکمیت آب‌های سرزمینی امارات فجیره را تهدید می‌کند. این امر همچنین مانع استفاده امارات متحده عربی از خط لوله نفتی استراتژیک حبشان-فجیره می‌شود که روزانه ۱.۸ میلیون بشکه نفت - نیمی از صادرات نفت امارات - را با دور زدن تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل می‌کند.

المنار در مقاله ای در رابطه با اقدامات اسرائیل علیه ایران و کشورهای منطقه و مقاومت نوشت: تلاش‌های نتانیاهو برای تغییر شکل خاورمیانه نتیجه معکوس می‌دهد. ارتش اسرائیل بیش از حد تحت فشار است و محبوبیت اسرائیل در ایالات متحده رو به کاهش است.

اسرائیل حتی به امنیت مطلقی که نتانیاهو به دنبال آن است، دست نیافته است. حماس با وجود اشغال بیش از نیمی از نوار غزه توسط اسرائیل، هنوز بیشتر جمعیت غزه را کنترل می‌کند. حزب‌الله با وجود حملات اسرائیل به رهبری آن، همچنان یک تهدید قوی است. در همین حال، نیروهای اسرائیلی در برابر حملات پهپادی حزب‌الله آسیب‌پذیر هستند. رژیمی با جمعیت تقریبی ۱۰ میلیون نفر نمی‌تواند بر منطقه‌ای با بیش از ۵۰۰ میلیون نفر جمعیت تسلط داشته باشد و تلاش برای دستیابی به این هدف واهی تنها قدرت و امنیت اسرائیل را کاهش می‌دهد.

رسانه های چین و روسیه

خبرگزاری شینهوا چین در گزارشی با عنوان «تأثیر حملات نظامی آمریکا بر روند مذاکرات صلح با ایران چیست؟» به بررسی پیامدهای حملات اخیر آمریکا بر گفت‌وگوهای صلح میان تهران و واشنگتن پرداخته است.

در این گزارش آمده است که با وجود برقراری آتش‌بس میان دو کشور، حملات هوایی آمریکا به اهدافی در جنوب ایران در روز دوشنبه، بار دیگر نگرانی‌ها درباره شکننده بودن توافق آتش‌بس و احتمال تضعیف روند اعتمادسازی را افزایش داده است. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) مدعی شده این حملات در چارچوب «دفاع از خود» و علیه سایت‌های پرتاب موشک و قایق‌های مین‌گذاری انجام شده است. با این حال، وزارت امور خارجه ایران این اقدامات را «نقض آشکار آتش‌بس» خوانده و محکوم کرده است.

در ادامه گزارش آمده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرده یک پهپاد آمریکایی MQ-۹ را در حریم هوایی ایران سرنگون کرده و تأکید کرده است که حق پاسخ متقابل به هرگونه تجاوز را برای خود محفوظ می‌داند.

شینهوا یادآور می‌شود که این نخستین مورد از تنش‌های نظامی در دوره آتش‌بس نیست و پیش‌تر نیز درگیری‌های محدودی در اطراف تنگه هرمز و حملات متقابل دو طرف گزارش شده بود. این تحولات نشان می‌دهد سطح بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن همچنان بالا است.

در بخش تحلیلی گزارش، کارشناسان منطقه‌ای تأکید کرده‌اند که ادامه حملات آمریکا می‌تواند روند مذاکرات را با اختلال جدی مواجه کند، زیرا ایران این اقدامات را نشانه‌ای از نبود اراده واقعی واشنگتن برای حل سیاسی بحران تلقی می‌کند.

در جمع‌بندی گزارش شینهوا آمده است که اگرچه مذاکرات همچنان در جریان است، اما اختلافات اساسی از جمله موضوع غنی‌سازی اورانیوم و وضعیت تنگه هرمز حل‌نشده باقی مانده و آینده گفت‌وگوها به دلیل تداوم بی‌اعتمادی و تنش‌های میدانی همچنان مبهم و شکننده است.

خبرگزاری راشاتودی روسیه در گزارشی با تیتر «آیا ایران می‌تواند اینترنت جهان را قطع کند؟» به بررسی نقش کابل‌های اینترنت زیر دریا در تنگه هرمز و امکان استفاده ایران از این زیرساخت به‌عنوان ابزار فشار ژئوپلیتیکی پرداخته است.

در این گزارش آمده است که مقامات نظامی و رسانه‌های ایران اخیراً از احتمال دریافت هزینه برای عبور کابل‌های ارتباطی از تنگه هرمز سخن گفته‌اند و حتی این منطقه را تحت چارچوب نظارتی و حاکمیتی خود تعریف کرده‌اند. این رویکرد نشان می‌دهد تهران تنگه هرمز را نه‌تنها یک مسیر حیاتی انرژی، بلکه یک گلوگاه مهم در زیرساخت ارتباطی و دیجیتال جهانی می‌داند.

راشاتودی یادآور می‌شود که بحث آسیب‌پذیری کابل‌های زیردریایی در این منطقه سابقه‌دار است و برخی کارشناسان ایرانی در سال‌های گذشته ادعا کرده‌اند که اختلال در این مسیر می‌تواند بخش بزرگی از ترافیک اینترنت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، گزارش تأکید می‌کند که اهمیت اصلی موضوع در وابستگی شدید کشورهای حاشیه خلیج فارس به این کابل‌ها است؛ به‌طوری‌که هرگونه آسیب به آن‌ها می‌تواند موجب کاهش سرعت اینترنت، اختلال در خدمات ابری، بانکداری دیجیتال، ارتباطات و سامانه‌های دولتی شود. حتی قطع هم‌زمان چند کابل می‌تواند فشار قابل توجهی بر شبکه منطقه‌ای وارد کند، بدون آنکه به فروپاشی کامل اینترنت جهانی منجر شود.

از نظر فنی، تنگه هرمز به دلیل عمق کم و حجم بالای تردد کشتی‌ها، یکی از نقاط آسیب‌پذیر برای کابل‌های زیر دریا محسوب می‌شود و بسیاری از خرابی‌ها نیز به‌صورت غیرعمدی و بر اثر لنگر یا تجهیزات دریایی رخ می‌دهد.

در سطح سیاسی، گزارش بیان می‌کند که ایران این زیرساخت‌ها را بخشی از حوزه قابل کنترل خود در آب‌های نزدیک ساحل می‌داند و تلاش برای اعمال مقررات یا حتی تهدید به استفاده از آن‌ها را بخشی از راهبرد فشار منطقه‌ای خود تلقی می‌کند. با این حال، هرگونه اقدام عمدی برای تخریب کابل‌ها می‌تواند پیامدهای سیاسی و امنیتی سنگینی به همراه داشته باشد و واکنش آمریکا و کشورهای منطقه را برانگیزد.

در جمع‌بندی، راشاتودی نتیجه می‌گیرد که محتمل‌ترین سناریو برای ایران استفاده از «تهدید کنترل کابل‌ها» به‌عنوان اهرم فشار است، نه اقدام عملی برای قطع فیزیکی آن‌ها، زیرا هزینه و خطر چنین اقدامی بسیار بالا خواهد بود.