سالهاست که تصویر مقاومت را با صحنههای نبرد میشناسیم؛ با رزمندگانی که در جنوب لبنان، پای لانچرها در ایران، در کاروان های خودجوش کمکرسانی غزه یا در عراق مقابل اشغالگری و تروریسم ایستادهاند. اما هر پیروزی در میدان، یک نبرد دیگر هم دارد. نبردی که نه با موشک و پهپاد بلکه با روایت و اقناع و کنش سیاسی پیش میرود.جبهه مقاومت اگر بخواهد دستاوردهای خود را حفظ کند، باید همزمان در چند جبهه بجنگد. جبهه نظامی، جبهه رسانهای و جبهه سیاسی. در همین نقطه است که «دیپلماسی پارلمانی» معنا پیدا میکند. ظرفیتی که رهبر معظم انقلاب در پیام خودشان به مناسبت سالروز تاسیس مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم از آن نام بردند و آن را یکی از عرصههای مهم فعالیت مجلس شورای اسلامی دانستند.شاید در نگاه اول، دیپلماسی پارلمانی مفهومی تخصصی و اداری به نظر برسد اما واقعیت این است که این ظرفیت میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای حمایت از مقاومت تبدیل شود. ابزاری که گاه اثر آن کمتر از یک اقدام میدانی نیست.
دیپلماسی پارلمانی یعنی چه؟
در روابط بینالملل معمولاً دولتها و وزارتخانههای خارجه در مرکز توجه قرار دارند. اما جهان امروز فقط از مسیر قوای مجریه اداره نمیشود. پارلمانها و مجلسها نیز به بازیگران تأثیرگذار عرصه سیاست خارجی تبدیل شدهاند.دیپلماسی پارلمانی یعنی استفاده از ظرفیت نمایندگان، رؤسای مجالس، کمیسیونهای تخصصی و اتحادیههای بینالمللی مجالس جهان برای پیشبرد اهداف ملی و بینالمللی کشور.رهبر شهید انقلاب در سالهای مختلف بارها تأکید کردهاند که مجلس صرفاً یک نهاد قانونگذار نیست و میتواند در عرصه مسائل منطقهای و جهانی نیز نقشآفرین باشد. از همین منظر، ارتباط با مجالس کشورهای دیگر، حضور در مجامع بینالمللی و تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران بخشی از مأموریت نمایندگان ملت محسوب میشود. و به یقین یکی از ماموریتهای مهم مجلس شورای اسلامی نیز پیشبرد منافع ملی و ارزشی است که در مسیر مقاومت قرار دارند.
مقاومت فقط جبهه نظامی نیست
یکی از مهمترین ویژگیهای نگاه جمهوری اسلامی ایران به مقاومت این است که آن را صرفاً یک سازمان یا تشکیلات نظامی نمیداند. برای ما مقاومت یک گفتمان است. گفتمانی که از ایران تا لبنان و از عراق تا یمن امتداد پیدا کرده است و این روزها تقریباً به سبک زندگی مردم تبدیل شده است. رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردهاند که مقاومت یک اندیشه است و اندیشه با ترور و حذف فیزیکی از بین نمیرود. اگر مقاومت یک اندیشه است، پس دفاع از آن نیز فقط در میدان جنگ معنا پیدا نمیکند. این اندیشه نیازمند پشتوانه سیاسی، حقوقی و رسانهای است. و دیپلماسی پارلمانی دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد. جایی که باید از حقانیت مقاومت در برابر روایتسازیهای غربی دفاع کند. در تاریخ ایران پس از انقلاب، مجلس شورای اسلامی بارها از این موقعیت و ماموریت خود در خدمت به مقاومت استفاده کرده است.
از انتفاضه فلسطین تا امروز
نقش مجلس شورای اسلامی در حمایت از فلسطین سابقهای طولانی دارد. از نخستین سالهای انتفاضه فلسطین، مجلس شورای اسلامی تلاش کرد از ظرفیت پارلمانها برای تبدیل مسئله فلسطین به یک مطالبه جهانی استفاده کند.در سال 1370، نخستین دوره کنفرانس بینالمللی حمایت از انتفاضه در بزرگداشت انتفاضه اول ملت فلسطین (انتفاضه استقلال) برگزار شد. این کنفرانس در راستای اجرای قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین که در سال ۱۳۶۹ توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد، تقریبا هر ساله برگزار میشود.برگزاری کنفرانسهای حمایت از انتفاضه فلسطین با حضور نمایندگان کشورهای مختلف و اساسا تبدیل آن به یک قانون، یکی از مهمترین جلوههای این رویکرد بود. این نشستها صرفاً مراسمهای نمادین نبودند بلکه بستری برای شکلگیری شبکهای از کنشگران سیاسی بودند که مسئله فلسطین را در مجالس و افکار عمومی کشورهای خود پیگیری میکردند.در واقع، مجلس شورای اسلامی تلاش داشت همان کاری را در عرصه سیاسی انجام دهد که مقاومت در میدان انجام میداد و آن هم شکستن محاصره سکوت و محاصره نظامی بود.
حاج قاسمِ میدان دیپلماسی!
در میان چهرههایی که دیپلماسی پارلمانی را در خدمت مقاومت قرار دادند، نام مرحوم حسین شیخالاسلام جایگاه ویژهای دارد.ایشان سالها در حوزه مسائل منطقه فعالیت کرد و در دوره حضورش به عنوان مشاور امور بینالملل رئیس مجلس، ارتباطات گستردهای میان مجلس شورای اسلامی و جریانهای مقاومت شکل گرفت. ایشان را معمار ارتباط با جریانهای مقاومت لقب دادهاند که به یقین توانسته مسیری را بسازد که تا امروز نه تنها سست و شکننده نشده، بلکه هر روز گستردهتر و مستحکمتر میشود. بسیاری از ارتباطات پارلمانی با گروههای مقاومت و شخصیتهای سیاسی منطقه در دوره فعالیت ایشان بود که تقویت شد.ایشان به خوبی میدانست که نبرد با رژیم صهیونیستی فقط در مرزها جریان ندارد. بخشی از این نبرد در اتاقهای مذاکره، نشستهای سیاسی و مجامع بینالمللی دنبال میشود. به همین دلیل تلاش کرد مجلس را به یکی از تریبونهای فعال دفاع از مقاومت تبدیل کند.
شهید امیرعبداللهیان؛ دیپلماتِ مقاومت
شهید حسین امیرعبداللهیان نیز از جمله چهرههایی بود که میان میدان و دیپلماسی پیوند برقرار کرد. او مقاومت را از پشت میزهای اداری و نامهها و گزارشها نمیشناخت. سالها در متن تحولات منطقه حضور داشت و با رهبران و جریانهای مقاومت ارتباط نزدیک داشت. سفرهای طولانی و پربار به کشورهای حوزه مقاومت داشت که حتی حاصل بعضی از این سفرها، کتب سفرنامهای شدهاند که امروزه قابل مطالعهاند.به همین دلیل، نگاه او به دیپلماسی فراتر از مناسبات رسمی بود. ایشان معتقد بود دستاوردهای مقاومت باید در عرصه سیاسی نیز تثبیت شوند. همین نگاه سبب شد ظرفیتهای مختلف کشور، از وزارت خارجه تا مجلس شورای اسلامی، در خدمت حمایت از مقاومت قرار گیرند.
سفری که فقط یک سفر نبود
پس از شهادت شهید سید حسن نصرالله، بسیاری از تحلیلگران غربی تلاش کردند این اتفاق را نشانه تضعیف محور مقاومت معرفی کنند. در چنین فضایی، سفر آقای محمدباقر قالیباف به لبنان که ریاست مجلس را به عهده داشت، صرفاً یک سفر سیاسی نبود. این سفر حامل یک پیام روشن بود و آن اینکه جمهوری اسلامی ایران در کنار مقاومت ایستاده است و فشارها و ترورها نمیتواند این پیوند را قطع کند. گاهی یک حضور سیاسی میتواند به اندازه یک اقدام میدانی و حتی بیشتر از آن پیام داشته باشد. دیپلماسی پارلمانی دقیقاً چنین کارکردی دارد؛ انتقال پیامهای راهبردی بدون شلیک حتی یک گلوله.و یا در سفر ایشان به همراه هیئت پارلمانی که به ژنو انجام شد، مشاهده شد که گفت و گوها در دیدارها با مقامات کشورهای مختلف برای تبیین مواضع کشورمان و محور مقاومت و افشای جنایتهای رژیم صهیونیستی عمده فعالیتهای ایشان بود. رئیس مجلس در عین رساندن صدای مظلومیت مردم فلسطین و لبنان، از صدای قدرتمند محور مقاومت سخن گفت که همچنان زنده و پرقدرت است و اینکه ایران از تصمیمات دولت و مقاومت لبنان و فلسطین برای آتش بس در لبنان حمایت و پشتیبانی میکند.
چرا امروز دیپلماسی پارلمانی مهمتر شده است؟
جنگ غزه نشان داد که نبرد اصلی فقط در میدان رخ نمیدهد. چرا که همزمان با بمباران غزه، یک جنگ بزرگ رسانهای و سیاسی نیز در جریان بود. رژیم صهیونیستی تلاش میکرد اقدامات خود را مشروع جلوه دهد و مقاومت را متهم تمام این اتفاقات بداند. در مقابل، افکار عمومی جهان به تدریج گوش به روایت دیگری سپرد. روایتی که از طریق رسانهها، دانشگاهها، جنبشهای مردمی و همچنین پارلمانها منتقل شد و درست روایتی عکس آن چه از زبان آنها گفته میشد، رقم خورد. امروز بسیاری از نمایندگان مجالس دنیا علیه جنایتهای رژیم صهیونیستی موضعگیری میکنند و این ظرفیت بزرگی است که میتواند در خدمت ملت مقاومت قرار گیرد و دیپلماسی پارلمانی جمهوری اسلامی ایران نیز باید از آن بهره ببرد.
یک سنگر تعیینکننده در جنگ ارادهها
رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که آنچه امروز در منطقه جریان دارد، صرفاً جنگ سلاحها نیست؛ جنگ ارادههاست. در چنین جنگی، هر سنگری اهمیت خود را دارد. همانگونه که رزمندگان مقاومت در میدان از امنیت و عزت امت اسلامی دفاع میکنند، فعالان سیاسی و پارلمانی نیز وظیفه دارند از روایت مقاومت دفاع کنند.دیپلماسی پارلمانی در حقیقت پلی میان میدان و سیاست است. این دیپلماسی میتواند پیروزیهای میدانی را به دستاوردهای سیاسی تبدیل کند و آنها را به طور ساختارمند تثبیت کند، افکار عمومی جهان را با حقیقت مقاومت آشنا سازد و صدای ملتهای مظلوم را به گوش دنیا برساند. شاید به همین دلیل باشد که امروز دیپلماسی پارلمانی دیگر یک فعالیت تشریفاتی نیست بلکه به یکی از ضرورتهای جبهه مقاومت تبدیل شده است. در روزگاری که نبرد روایتها گاه به اندازه نبرد موشکها سرنوشتساز است، مجلس نیز میتواند سنگری برای مقاومت باشد. سنگری که مأموریت آن، دفاع از حقیقت در عرصه سیاست جهانی است. امروز دیپلماسی پارلمانی باید روایتگر اقتدار جمهوری اسلامی ایران و ملت استوارش باشد و جایگاه تازه ایران را در منطقه و جهان تثبیت کند.