وبسایت قطری العربی الجدید در ادامه تحلیلهای خود درباره تحولات مربوط به جنگ اخیر در منطقه، به باتلاق عمیقی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در جنگ با ایران در آن گرفتار شده است، پرداخته در مقالهای تحت عنوان «مخمصه ترامپ»، نوشت: بعد از گذشت چند ماه مشخص شده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران هیچگونه استراتژی مشخصی ندارند و شاید سردرگمی بهترین واژهای باشد که وضعیت آنها را توصیف کند.
نتایج معکوس جنگ علیه ایران برای آمریکا و اسرائیل
هیچکس نمیتواند پیشبینی کند این جنگی که توسط اسرائیل شعلهور شد و آمریکا هم با افتادن به دام تلآویو به آن کشیده شد، چگونه پایان خواهد یافت. ریشه این سردرگمی در رویکرد آمریکا و اسرائیل به جنگ، در درجهاول در دونالد ترامپ نهفته است، که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر او را بر اساس فرضیات نادرستی که مشاوران سیاسی، نظامی و اطلاعاتی ترامپ درباره آنها به او هشدار داده بودند، به این جنگ کشاند.
نتایج این جنگ همانطور که خود رسانههای اسرائیلی و آمریکایی هم اذعان دارند و صراحتاً در گزارش نیویورک تایمز در هفت آوریل 2026 به آن اشاره شد، چیزی نبود که واشنگتن و تلآویو میخواستند؛ به این صورت که با وجود خسارات بزرگی که ایران متحمل شد، اما نظام این کشور نه سقوط کرد، نه از درون تضعیف شد، و نه تسلیم شد، همچنین مردم ایران بهخلاف آنچه ترامپ تصور و تحریک کرده بود برای شورش علیه نظام به خیابانها نیامدند، بلکه برای حمایت از نظام وارد خیابانها شدند.
از طرف دیگر، عناصر تروریستی مسلح در مرز ایران و عراق نتوانستند آنگونه که آمریکا برنامهریزی کرده بود وارد خاک ایران شوند، اما فاجعه برای ترامپ به همین جا ختم نشد، بلافاصله بعد از آغاز جنگ، ایران تنگه هرمز را بست و باعث یک بحران اقتصادی فلجکننده جهانی شد که پیامدهای آن به ایالات متحده نیز رسید. ایران همچنین از همان روز اول شروع به هدف قرار دادن پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه کرد.
دروغهای نتانیاهو و بارنیا که ترامپ را وارد باتلاق جنگ با ایران کرد
در اینجا قابل توجه است که نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد بر مبنای همان ارزیابیهای اشتباه محافل سیاسی، امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی به ترامپ اطمینان داده بودند که ایران برای انجام هر یک از این اقدامات ـ چه حمله به تأسیسات و پایگاههای آمریکا در منطقه و چه بستن تنگه هرمز ـ بسیار ضعیف است و نمیتواند این کار را انجام دهد.
اما بعد از آغاز جنگ مشخص شد که نتانیاهو و بارنیا دروغ میگفتند و ترامپ که به هشدار مشاوران سیاسی، نظامی و اطلاعاتی خود درباره قدرت ایران توجهی نکرده بود، در دام باور دروغهای نتانیاهو افتاد و با این تصور که تاریخ او را بهعنوان قهرمانی که نظام انقلاب اسلامی ایران را بعد از 47 سال سرنگون خواهد کرد، معرفی میکند، وارد این جنگ شد.
ایران چگونه توازن قدرت را بهنفع خود مدیریت کرد؟
اما از دل این معضل، یا بهتر است بگوییم این دام، دست و پا زدن آمریکاییها در برخورد با جنگ بیرون آمد، نیروی عظیم آمریکایی ـ اسرائیلی نتوانست ایران را در هم بشکند یا نظام آن را به تسلیم وادار کند، همچنین سناریوی ونزوئلا که ترامپ ادعا میکرد در ایران هم اجرا خواهد شد، درباره نظام این کشور موفق نبود و آمریکاییها و صهیونیستها با رویدادهای شوکهکننده و متفاوت از آنچه تصور میکردند مواجه شدند.
نظام ایران بعد از این جنگ قویتر شد و یک رهبری جوان (آیت الله سید مجتبی خامنهای) روی کار آمد که طبق گزارشهای ایرانی و غربی راه پدرش (شهید امام خامنهای) را ادامه خواهد داد. موضوع دیگری که ترامپ را بسیار شوکه و شگفتزده کرد این بود که ایرانیها متناسب با حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ آنها را میدادند و شدت آتش حملات ایران، بسیار بیشتر از چیزی بود که تصور میشد؛ حتی با وجود اینکه برابری در سطح تسلیحات نظامی میان آنها وجود نداشت.
اما ایرانیها توانستند عدمتعادل قدرت نظامی را با ظرفیت خود برای تحمل درد، انعطافپذیری و مقاومت کاهش دهند، حتی تهدید بزرگ ترامپ علیه ایران در تاریخ 7 آوریل که گفته بود «همه تمدن ایران امشب نابود خواهد شد»، که بهعنوان تهدیدی بالقوه شامل استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی علیه ایران تفسیر شد، نتوانست ایران را مجبور به تسلیم کند و ترامپ چند ساعت بعد از این تهدید، مجبور به اعلام آتشبس موقت با تهران شد.
طبق گزارش سیانان، از 23 مارس تا 9 ژوئن، ترامپ حداقل 38 بار در مورد توافق قریبالوقوع بین واشنگتن و تهران صحبت کرد. او از عبارات مختلفی در این زمینه استفاده کرد، از "توافق قریبالوقوع است" گرفته تا این ادعا که رهبران ایران "برای توافق التماس میکنند"!
کارت قدرت ایران در تنگه هرمز و درماندگی ترامپ
بر اساس اظهارات ترامپ، یا بهتر است بگوییم توهمات و دروغهای آشکار او، نظام ایران پس از ضربات خردکنندهای که متحمل شد، از جمله ادعاهای ترامپ مبنی بر شکست گسترده نیروهای هوایی، دریایی و موشکی ایران، بسیار ناامید شده بود! اما تقریباً دو ماه از زمان اجرای آتشبس بین دو طرف میگذرد و این آتشبس نه به توافق هستهای منجر شده است و نه به بازگشایی تنگه هرمز که ایران آن را مسدود کرده است.
در این مدت بهخلاف چیزی که آمریکا انتظار داشت، ایران پس از درک قدرت تنگه هرمز بهعنوان یک ابزار چانهزنی، سرسختتر شده است، به این ترتیب، رفتار شجاعانه ایران، ترامپ را که غرورش بهشدت جریحهدار شد، به دردسر انداخته است و او در سردرگمی کامل بهسر میبرد.
ترامپ گاهی تهدید میکند که تنگه را با زور بازگشایی خواهد کرد و گاهی اوقات، ادعا میکند که این تنگه نه به او مربوط است و نه به ایالات متحده، و کشورهای دیگری که به آن وابسته هستند باید خودشان بیایند و آن را بازگشایی کنند.
در برخی مواقع هم ترامپ بدون اینکه هیچ مدرکی ارائه دهد، با افتخار ادعا میکند که نیروی دریایی آمریکا موفق شده است در تنگه هرمز بر 200 کشتی که 100 میلیون بشکه نفت حمل میکردند مسلط شود. در بحبوحه این سردرگمی و دروغهای ترامپ، ادامه این وضعیت بدون هیچگونه استراتژی مشخص، نهتنها آمریکا بلکه کل منطقه و جهان را که زیر بار افزایش قیمت انرژی و تورم بالای ناشی از بسته بودن تنگه هرمز دستوپا میزنند، در بنبست بدی قرار داده است.
در این میان همه خواهان پایان این درگیری بیهوده هستند، بهجز رژیم صهیونیستی که بقای خود را مشروط به جنگهای ابدی میداند و میخواهد منطقه را همیشه درگیر جنگهایی نگه دارد که دیگران بار آن را بهدوش میکشند و هزینه آن را میپردازند.