سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفتوگویی با عنوان ماجرای جنگ دوم درباره مذاکرات با آمریکا پیش از جنگ ۴۰ روزه گفت: درخواست آنها برای مذاکرات مجدد مطرح شد و این درخواست باز هم با غنیسازی صفر بود و دوباره برگشتند که غنیسازی صفر را قبول دارید یا بزنیم و در نهایت جمع بندی شد ما مذاکره را شروع کنیم، عمدتا برای اتمام حجت که بعداً کسی نگوید که اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد. وی گفت: من مطمئن بودم جنگ میشود. نیروهای نظامی ما مطمئن بودند و خود ما مطمئن بودیم و چون مطمئن بودیم گفتیم باید یکی دو دور مذاکره انجام شود حالا یا طرف از موضع غنیسازی صفر کوتاه میآید که بعید است یا اگر کوتاه نیاید ما حجت داریم. چه در جامعه بینالملل و چه در داخل کسی به ما نخواهد گفت که تقصیر خودتان است و میخواستید مذاکره کنید. این فلسفه ورود به مذاکره بود.
* نیروهای مسلح به امید من مذاکره کننده ننشیند
عراقچی اضافه کرد: مصاحبهها و صحبتهای من در مجلس و تلویزیون هست که هدف مذاکرات مشخص است و اهداف نظامی دشمن نیز کاملاً مشخص است. فکر میکنید مذاکره فریب است؟ فریب نخورید. راهش آسان است. کسی فریب نخورد، نیروهای مسلح به امید من مذاکره کننده ننشیند، من مأموریتی دارم انجام میدهم یا موفق میشوم یا نمیشوم. نیروهای مسلح به امید من ننشیند دولت به امید من در تأمین معیشت مردم ننشیند، هر انباری که باید پر کند و هر ذخیرهای باید صورت بدهد، همه را انجام دهد.
* منطقه باورش نمیشد که ما منطقه را بزنیم
رئیس دستگاه دیپلماسی در بخش دیگری از این گفتوگو بیان کرد: منطقه باورش نمیشد که ما منطقه را بزنیم و آنها نتوانند جواب دهند. این تحول بزرگی بود که رخ داد و ساختار امنیتی منطقه را متحول کرد. اینکه ایران کل منطقه را بزند.وی افزود: قبل از جنگ ما جلسات متعددی در شورای عالی امنیت ملی داشتیم و تمام سناریوها بررسی شده بود.یک سناریو این بود که اگر رهبری را زدند چه کنیم. پیشبینی بود و حتی کد داشت. اگر کد فلان اتفاق افتاد چه باید بکنیم.عراقچی یادآور شد: در جلسه کسی دلش نمیآمد این را بگوید که مثلاً رهبری شهید میشود، حتی گفتنش هم سخت بود. لذا کد داشتیم، کد ۱۱۰ و همه میدانستند کد ۱۱۰ منظورش چیست. وزیر امور خارجه بیان کرد: اصلا ما غافلگیر نشدیم و برای همه چیز آمادگی داشتیم.
* رهبر انقلاب
عراقچی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره ارتباطش با آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب عنوان کرد: من در این دوره ایشان را ندیدم و فکر نمیکنم جز چند نفر معدودی ایشان را دیده باشند. وی درباه انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان هم گفت: ایشان همیشه به عنوان یکی از افراد شایسته این پست مطرح بودهاند و تشخیص با مجلس خبرگان است. آنچه برای ما خیلی خوب از کار درآمد، این بود که به دنیا پیام خیلی مهمی فرستاد و علیرغم جنگ و ... تغییری در سیاستها، اصول و آرمانهای جمهوری اسلامی ایران به وجود نیامده و نخواهد آمد و خیلی مهم بود که این پیام برود.وزیر امور خارجه عنوان کرد: تعبیری که خودشان برای تمسخر ترامپ استفاده کردند، این بود که تو چه کار کردی؟ خامنهای جوان شد. کار دیگری نتوانستی انجام دهی، تنگه هرمز هم که باز بود و به خاطر تو بسته شد و به مواد هم نتوانستی دسترسی پیدا کنی و چه دستاوردی داشتی؟ این برای ترامپ مانده که هیچ دستاوردی را نمیتواند معرفی کند.
رئیس دستگاه دیپلماسی ادامه داد: الان معتقدند ایران پیروزی راهبردی به دست آورده است. به نظر من موقعیت جمهوری اسلامی ایران بعد از این جنگ زمین تا آسمان فرق کرده است و مهمتر از همه این بود که تصور ایران ضعیف شکسته شد و به جای آن تصور یک ایران قوی و سرسخت جایگزین شد.وی در پاسخ به این سؤال که این بعد از جنگ ۱۲ روزه اتفاق نیفتاد؟ گفت: چرا یک مقدار خودش را نشان داد، ولی باورشان نشد، فکر کردند علتش تجهیزات و ... بود و با زدن لانچرهای ایران میتوانند رفع کنند، ولی در جنگ ۴۰ روزه ثابت شد. به خصوص آن دفعه بعد از جنگ گفت آتشبس و ما قبول کردیم ولی این بار گفتیم آتشبس هم نمیکنیم و میخواهیم بجنگیم، تا جایی که به نقطهای برسیم که خاتمه جنگ باشد. نمیخواهیم هر ساله این سناریو تکرار شود.عراقچی بیان کرد: اصلا شعار نمیگویم به عنوان کسی که هر روز در صحبت با دیگر کشورها و نوع برخورد آنها میبینم همه وزرای خارجه دوست و دشمن که با آنها ملاقات میکنیم، میگویند ایران از این جنگ قویتر بیرون آمد و دنیا را شگفت زده کرد و قدرت واقعی خود را نشان داد، ما تازه فهمیدیم بمب اتمی شما تنگه هرمز است و دنبال چیز دیگری رفته بودیم.وزیر امور خارجه ادامه داد: دنیا فهمید که ایران قوی است و این شاید بزرگترین پیروزی ما بود. از کجا فهمیدند ما قوی هستیم؟ به خاطر اینکه مقاومت کردیم، نه تسلیم شدیم و نه تغییر نظام و نه تجزیه ایران رخ داد. برای تجزیه ایران برنامه ریزی کرده بودند.
* مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود
عراقچی در بخش دیگری از این گفتوگو عنوان کرد: مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود که اتخاذ شد. همهچیز، همانطور که قبلاً هم گفتم، از تصور یک «ایران ضعیف» آغاز شد. پس از اتفاقاتی که در لبنان رخ داد، شهادت سید حسن، سقوط سوریه و در نهایت تحولات دیگری که اتفاق افتاد، این تصور شکل گرفت که ایران بازدارندگی منطقهای خود را از دست داده است.همچنین تصور کردند که ایران برای جبران این موضوع به سمت بازدارندگی هستهای خواهد رفت، بنابراین باید جلوی آن گرفته شود و پیش از رسیدن ایران به بازدارندگی هستهای، امکانات هستهای آن از بین برده شود و همینطور، حادتر از آن، این بود که در سمت رژیم صهیونیستی این تصور شکل گرفته بود که ایران ضعیف شده و اکنون زمان آن رسیده که کار را یکسره کنند. با همین تصور وارد جنگ ۱۲ روزه شدند.وی ادامه داد: پیش از آن هم دو سه بار دیگر تا آستانه جنگ پیش رفتیم. آن موارد، به دلایل مختلف اتفاق نیفتاد که بخش قابل توجهی از آن به دلیل اقدامات دیپلماتیک انجام شده و نگرانی بود که در منطقه ایجاد شد مبنی بر اینکه یک جنگ فراگیر منطقهای رخ خواهد داد و همه ضرر خواهند کرد. به تعبیر دیگر، یا جلوی آن گرفته شد یا به تعویق افتاد.
* طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواستهاش نمیرسد، سراغ جنگ رفت
وزیر خارجه اضافه کرد: در جنگ ۱۲ روزه، آنها ابتدا دیپلماسی را هم امتحان کردند. دیپلماسی راه کمهزینهتری است. از ابتدا هم گفتم که موضوع غنیسازی صفر، پیش از جنگ ۱۲ روزه، در مذاکرات مطرح شد. در مقابل خواسته غیرقانونی و غیرمعقول آنها برای غنیسازی صفر، ما مقاومت کردیم و ایستادگی کردیم. وقتی دیدند از طریق مذاکره نمیتوانند به خواسته خود برسند، جنگ را آغاز کردند.وی توضیح داد: یعنی جنگ از اینجا شروع شد. زمانی که طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواستهاش نمیرسد، سراغ جنگ رفت، نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شده باشد. ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره چیزهایی را که آنها میخواستند به آنها بدهیم، باعث شد آنها راه سختتر را انتخاب کنند. آنها این راه سختتر را انتخاب کردند و نتیجه آن شکست در جنگ ۱۲ روزه بود.رئیس دستگاه دیپلماسی بیان کرد: ماجرای جنگ ۴۰ روزه از اینجا شروع میشود که پس از جنگ ۱۲ روزه، به نظر من آنها دچار یک اشتباه محاسباتی دیگر شدند، چرا که تصور مقاومت ایران را نکرده بودند.عراقچی بیان کرد: آنها باید آمادگی بیشتری پیدا میکردند، اما صرفاً تجهیزات و تسلیحات خود را افزایش دادند. تصورشان این بود که رژیم صهیونیستی با یک حمله چند روزه همه چیز را از بین میبرد و جمهوری اسلامی تسلیم میشود. همه این تصورات، تصورات باطلی بود. وقتی این اتفاق نیفتاد، چون آمادگی برای طولانی شدن جنگ نداشتند و چون دیدند مردم به صحنه آمدند، از نظام حمایت کردند و پشت نظام ایستادند، مجبور شدند جنگ را متوقف کنند.
*درسهای نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم
وی عنوان کرد: این تصور در طرف مقابل هم وجود دارد که اگر جنگ ۱۲ روزه را ادامه می دادید به نتیجه می رسیدید. چون جنگ ۱۲ روزه و درسهای آن باعث شد ما قویتر و آمادهتر برای جنگ بعدی شویم. ما از جنگ ۱۲ روزه درسهای نظامی زیادی گرفتیم، درسهای سیاسی هم گرفتیم، اما درسهای نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم. اولاً تصمیم برای خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی بود. شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفت و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است که در چه زمانی اجرایی شوند.
* تصمیم درستی بود که نظام گرفت
رئیس دستگاه دیپلماسی خاطرنشان کرد: از روز چهارم جنگ ۴۰ روزه، یکی از اندیشکدههای آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچرهای ایران از بین میرود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر میتواند توان شلیک خود را حفظ کند.وی پرسید: این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ ۱۲ روزه. اما غافل از اینکه در این هشت ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار میدادند، جایگزین میشد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود.عراقچی اضافه کرد: در جنگ ۱۲ روزه هم ما با توجه به میزان تابآوریهای خودمان و تابآوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم. این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ ۱۲ روزه مقدمهای شد برای پیروزی در جنگ ۴۰ روزه.