طرح مجدد آتشبس از طریق واسطههای قطری در حالی مجددا مطرح شده است که آمریکا همزمان سیاست فشار و حمله به ایران را دنبال میکند. همین تناقض، این سؤال را ایجاد کرده که آیا هدف واشنگتن پایان جنگ است یا ایجاد فرصتی برای اجرای مرحله بعدی نقشه خود؟
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به این پیشنهاد نوشت: «آمریکاییها روی هوش ما اندازه آیکیوی مختصر خودشان حساب کردهاند.
ما در شناخت این آمریکاییبازیها به مرحله استادی رسیدهایم.»این جمله، پیام روشنی دارد؛ پس از تجربههای مکرر عهدشکنی آمریکا، بعید است در ایران کسی آنقدر سادهاندیش باشد که صرفاً با یک پیشنهاد آتشبس، دوباره به واشنگتن اعتماد کند.
آمریکا منتظر چه اتفاقی است؟تحلیلگران معتقدند هدف اصلی این آتشبس، خرید زمان برای ایجاد یک فرصت داخلی است، نه پایان جنگ.در هفتههای اخیر، همزمان با مطرح شدن برخی مباحث درباره مدیریت ناترازی سوخت و احتمال اصلاح قیمت بنزین، رسانههای معاند نیز تمرکز خود را بر تحریک افکار عمومی و دوقطبیسازی جامعه افزایش دادهاند.
واقعیت این است که دولت با ناترازی جدی در حوزه بنزین روبهروست؛
ناترازیای که بخشی از آن ناشی از رشد مصرف، محدودیت واردات و تغییر شرایط تأمین سوخت در پی تحولات منطقهای و جنگ اوکراین است. طبیعی است که مدیریت این وضعیت نیازمند تصمیمهای دشوار اقتصادی باشد.
تحلیل غالب این است که آمریکا امیدوار است اگر این تصمیمات به اعتراضات داخلی منجر شود، بتواند از این وضعیت بهعنوان یک فرصت راهبردی استفاده کند؛ یعنی پس از شکلگیری التهاب داخلی، فشارها و حملات خود را از سر بگیرد تا ایران همزمان در دو جبهه خارجی و داخلی درگیر شود.
اگر این تحلیل درست باشد، پیشنهاد آتشبس نه نشانه تغییر رفتار آمریکا، بلکه بخشی از همان «آمریکاییبازی» است که قالیباف از آن سخن گفت؛ تلاشی برای ایجاد اعتماد کاذب و انتظار برای مناسبترین زمان جهت اعمال فشارهای بعدی.
از این منظر، مهمترین راه خنثی کردن این سناریو، بیاعتمادی به وعدههای آمریکا، مدیریت هوشمندانه مسائل اقتصادی، گفتوگوی شفاف دولت با مردم و ناکام گذاشتن هرگونه تلاش برای تبدیل مشکلات اقتصادی به آشوب اجتماعی است.