افکارنیوز _ مارکسیست ها همان جريان چپ اعتقادي می داند که متشکل از احزاب و تشكل هاي است كه مرام و فلسفه الحادي (بي خدايي) سوسياليسم (ماركسيسم) را سرلوحه خود قرار داده بودند. سوسياليسم از ريشه لاتين socilare اخذ شده است كه به معناي متحد شدن، به هم پيوستن و با هم شريك شدن بوده است. سوسياليسم از مباني ذيل تشكيل شده است؛
اومانیسم، اعتقاد به اصل پیشرفت، اعتقاد به مفهوم مدرن کار سرمایه، اصالت نسبی یا مطلق به اراده جمعی، اعتقاد به اصالت اراده مردم در قانون گذاری و اجرا.
سوسیالیت خواستار ایجاد تحولات بزرگ بود
از جمله ویژگی های دیگر ایدئولوژی سوسیالیستی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف. اعتقاد به محدود کردن مالکیت های خصوصی بزرگ و در مواردی امحاء هر نوع مالکیت خصوصی؛
ب. تاکید بر نقش نظارتی دولت و یا کمون ها بر پروسه تولید یا توزیع یا هر دو؛
ج. توجه نسبی به تامین حداقل رفاه و حمایت نسبی از اقشار و گروه های مردم و آسیب پذیر.
پیدایش مارکسیسم در نیمه قرن نوزدهم، نقطه تحول بسیار بزرگی در اندیشه های سوسیالیستی است، زیرا از آن پس تقریباً همه جنبش های سوسیالیست به نحوی از انحاء و به درجات مختلف زیر نفوذ و تاثیر مارکسیسم بوده اند. و مارکسیسم عنوان «سوسیالیسم علمی» به خود می دهد.
ظهور نهضت سیوسالیت در روسیه
ظهور بولشویسم در روسیه و پیروزی آن در ۱۹۱۷ میلادی یک مرحله اساسی دیگر در تاریخ تحول سوسیالیسم است. چرا که پس از آن(۱۹۲۰ م) نهضت سوسیالیستی به دو شاخه اصلی کمونیست و سوسیالیست تقسیم شد. البته از لحاظ تاریخی، استعمال عنوان کمونیسم خیلی بیش از پیدایش مارکسیسم سابقه دارد. دایره المعارف بزرگ شوروی، کمونیسم را «عالی ترین شکل جامعه که جانشین سرمایه داری می شود» تعریف کرده است.
کمونیسم یک سیستم بدون طبقات است با مالکیت عمومی وسایل تولید و برابری کامل اعضای جامعه مارکسیست به تکامل وسلایل تولید و نیازهای انسانی توجه داشت
درباره مارکسیسم نیز باید گفت مارکسیسم در درجه اول یک نظریه تاریخی است که روش تحلیل و دیالکتیکی را برای توضیح تطورات جامعه بشری به کار می برد. اساس فلسفه مارکس ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی است. تفسیر مادی تاریخ بر این مبنا استوار است که تکامل تاریخی بشر نتیجه تکامل وسایل تولید است و وسایل تامین نیازمندی های مادی انسان و روابط اجتماعی که بر اساس آن ایجاد می شود، «زیر بنای» ساختمان جامعه است و سایر نهادهای اجتماعی(مذهب، اخلاق، دولت، سیاست، تعلیم و تربیت، اصول عقاید، خانواده و غیره …) براساس این زیربنا شکل می گیرند و «روبنای» اجتماعی را تشکیل می
دهند.
نقش اساسی بورژوابازی در کمونیست
مهمترین بخش جامعه شناسی مارکسیسم، تحلیل آن از پیدایش طبقه بورژوا و مکانیزم عمل ان در جامعه سرمایه داری است. به عقیده مارکس، بورژوازی در بطن جامعه فئودال رشد کرده و با جانشین کردن تجارت و صنعت به جای کشاوزی، زیربنای جامعه را تغییر داده و با انقلاب ها، قدرت سیاسی را نیز به دست گرفته و به صورت طبقه حاکم در آمده است.
با این مقدمه، باید گفت مارکسیسم، لنینیسم، سوسیالیسم و کمونیسم که همه صور مختلف جریان چپ اعتقادی هستند، نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کرده است که حزب توده و سازمان چریک های فدایی خلق، دو نماد مهم آن هستند که به بررسی آنها به صورت گذرا می پردازیم.
پیشتازی حذب توده در زمان انقلاب
حمایت کامل شوروی از حذب توده در ایران
حزب توده در مهر ماه ۱۳۲۰ به دنبال تشکیل جمعی از روشنفکران رسماً تاسیس شد. هسته اصلی این حزب، عده ای از گروه معروف به ۵۳ نفر بودند. این گروه تنها جریان مارکسیستی قبل از شهریور ۱۳۲۰ نبود، چرا که چندین سال قبل در انزلی، حزب کمونیست ایران تشکیل شد.
حزب توده با حمایت مادی و معنوی شوروی در دوران اشغال ایران تاسیس شد و یک حزب وابسته و زیر سلطه کامل شوروی بود. عمل حزب در ماجرای کافتارادزه(پشتیبانی از دادن امتیاز نفت شمال به شوروی)، کارشکنی ها در مقابل دولت ملی مصدق، کمک غیر مستقیم به شکست وی با سکوت پرمعنا در مقابل ۲۸ مرداد با وجود داشتن سازمان نظامی هزار نفری، محکوم کردن قیام مردم در ۱۵ خرداد ۴۲ با عنوان «حرکت فئودال ها و روحانیون مرتجع و مخالف اصلاحات» و در آغاز «فضای باز سیاسی» همکاری بسیار گسترده و وسیع با ساواک از جمله خیانت های این حزب در کارنامه اش می باشد.
طفره رفتن از آشکار کردن مرام نامه
حزب به دلیل سوابق نامناسب خود که در تاریخ ایران داشت، در ابتدای فعالیت از بیان مرام خود طفره می رفت، اما بعد از سال ۱۳۲۹ زیر اساسنامه خود، حزب توده ایران را سازمان سیای طبقه کارگر و جهان بینی آن را مارکسیسم، لنینیسم و اصول تشکیلاتی آن را ناشی از همین جهان بینی قلمداد کرد. بررسی کارکردهای حزب از ابتدای تاسیس تا انحلال و تبیین مواضع آن درباره حوادثکشور به بحثو مجال دیگری نیاز دارد. اما برای ارزیابی جایگاه و مواضع آن در میان سایر گروه های معارض رژیم شاه باید مقطع ۱۵ خرداد ۴۲ به بعد را به این بررسی اختصاص داد.
حزب توده مدت ها قبل از ۱۵ خرداد از صحنه مبارزه با رژیم شاه کنار رفته بود و تشکیلات خود را به خارج از کشور منتقل کرده و دائماً درگیر اختلافات درونی بود. ضمناً برخی از سران و اعضای این حزب پس از دستگیری به سمت رژیم غلطیده و تا حد اشغال پست های حساس در رژیم شاه پیش رفتند. سیاست های حزب توده تابعی مستقیم از مواضع مسکو بود. سیاست کرملین در ۲۵ ساله آخر سلطنت شاه، حفظ روابط با رژیم شاه و از دست ندادن موقعیت های اقتصادی در ایران بود.
فعالیت های حزب توده در این دوران که به صدور بیانیه های سیاسی و پخش برنامه های رادیویی از خارج از کشور محدود بود؛ بیشتر به عنوان اهرم فشاری از سوی مسکو برای مقاصد اتحاد شوروی مورد استفاده قرار می گرفت.
حذب توده در پیروزی انقلاب نقشی نداست
همان گونه که قبلاً بیان شد، حزب توده تا پیروزی انقلاب نقشی نداشت. در نتیجه پیروزی انقلاب اسلامی، کیانوری و اعضای هیأت اجراییه و اعضای کمیته مرکزی راهی ایران می شوند. احسان طبری مخالفت حزب توده با دولت موقت و تایید مکرر خط امام و حمایت از اشغال سفارت آمریکا را ناشی از چهره نفاق و به منظور ارائه چهره انقلابی و پیشرو در جامعه از سوی حزب می داند. همچنین نقش حزب در جریان حزب دمکرات و کومله و غائله کردستان برای خود مختاری و حمایت از آن بر کسی پوشیده نیست. حزب توده بر روی تشکیل «جبهه متحد خلق» متشکل از نیروهای خط امام حزب توده؛ دمکرات کردستان، فدائیان خلق، مجاهدین خلق و
لیبرال ها با هدف «وحدت کلمه» تبلیغ می کرد. هدفی که نه تنها امکان تحقق نداشت، بلکه اصولاً تشکیل جنبش جبهه ای با عقاید و ایدئولوژی های مختلف امکان پذیر نبود.
تقسیم بندی فعالیت های حذب توده در ایران:
فعالیت حزب توده در نظام جمهوری اسلامی ایران را به چهار دوره می توان تقسیم کرد:
۱. دوره انتقال؛ از نخستین ماه های پیروزی انقلاب و ورود سران حزب به داخل کشور.
۲. دوره تجدید سازمان؛ از سال ۱۳۵۸ آغاز شد و فعالیت تشکیلاتی رهبری حزب به جذب گروه ها و محفل ها و افراد توده ای و متشکل ساختن آنها در چارچوب سازمان های علنی و مخفی معطوف بود.
۳. دوره تثبیت؛ سال های ۱۳۶۰۱۳۵۹ که اوج فعالیت حزب توده است و انسجام بخشیدن به سازمان های نظامی و سیاسی، مخفی و علنی در این دوره به نحو خوبی سازمان می یابد.
در این دوره حزب با تبلیغات وسیع می کوشید تا خود را حامی «استراتژیک» خط امام معرفی کند و با موضع گیری در مقابل «حزب دمکرات کردستان»، دولت بازرگان، حمایت از تسخیر لانه جاسوسی، ادعای مشارکت در دفاع مقدس، سعی می کند تا جای پای خویش را در جامعه تحکیم بخشد.
۴. دوره فروپاشی؛ که سال های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۲ را در بر می گیرد. در این دوره بر اثر پیگیری های نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، اسرار توسعه شبکه مخفی نظامی حزب توده و ارتباط های جاسوسی آن با «کا. گ. ب» کشف می شود. در ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ اولین گروه از رهبران و کادرهای درجه اول حزب دستگیر می شوند. در تاریخ ۶/۲ / ۱۳۶۲ در عملیات «امیرالمومنین علی(ع)» که در شب میلاد علی(ع) انجام گرفت، سازمان های علنی و مخفی حزب توده فرو می ریزد و با صدور اطلاعیه دادستانی کل انقلاب اسلامی انحلال آن اعلام می شود. بدین سان بساط یکی از کهن ترین احزاب سیاسی در ایران برچیده می شود. رهبران اصلی و بلند پایه
حزب از جمله نورالدین کیانوری و احسان طبری در اعترافات خود به ریشه ها و کارکردهای نامطلوب حزب به طور گسترده اشاره کردند.
سازمان چریک های فدایی خلق
سازمان چریک های فدایی خلق در فروردین ۱۳۵۰ اعلام موجودیت کرد. این نام از پیوند دو گروه چریکی ظاهر شد. مارکسیسم، لنینیسم ایدئولوژی رسمی آن بود. در دی ماه ۱۳۴۶ دو تن از رهبران، بدون آنکه عملیاتی انجام داده باشند، دستگیر شدند و سایر افراد به صورت گروه های مختلف در کوه، جنگل و شهر سازماندهی شدند. مشی این گروه مبارزه مسلحانه بود. برخی از اعضای آنها در جریان خلع صلاح پاسگاه سیاهکل دستگیر شدند. تشکیل این سازمان بیشتر نتیجه احساس سرخوردگی و حقارت کمونیست های ایران از وضعیت حزب توده و روحیه سازشکارانه آن از یک سو و پیشتازی روحانیت از عناصر مسلمان در ماجرای قیام ۱۵ خرداد از
سوی دیگر بود. با اعلام چند تن از رهبران سازمان، بقیه اعضا با نوشتن توبه نامه و دادن تعهد همکاری به رژیم شاه از مرگ رهایی یافتند.
حذب فداییان خلق در ایران تعطیل شد
در آبان ۱۳۵۶ گروهی از چریک های فدایی با نام گروه منشعب از چریک های فدایی خلق انشعاب کرده و به حزب توده پیوستند. با پیروزی انقلاب اسلامی و پیدایش آزادی بی سابقه، سازمانی که عملا توسط ساواک از بین رفته بود، شروع به سازماندهی کرد و با اتخاذ سیاست ماجراجویانه ضدیت با انقلاب را در پیش گرفت و از آشوب در ترکمن صحرا و کردستان حمایت کرد. با انشعابی که در سال ۵۹ به عنوان اقلیت و اکثریت در درون سازمان به وجود آمد.
زمینه برای انحلال آن بیشتر شد. جناح اکثریت جذب حزب توده شد و دنباله رو سیاست های آن حزب شد. با کشف شبکه های خرابکاری و اعدام تنی از سران سازمان به ویژه انحلال حزب توده، فعالیت سازمان تعطیل شد.
منبع: جريان شناسي سياسي در ايران نوشته دكتر علي دارابي
شناسه خبر:
۱۷۸۷۳۱
مارکسیست ها و جریان چپ چه می گویند؟
مارکسیست ها مجموع جهانیان را به ۲ گروه تقسیم می کنند و می گویند یا استثمارگر هستند یا استثمارشده و تاریخ چیزی جز محصول مبارزه طبقاتی بین انسانهای استثمارگر و استثمارشده نیست. مارکسیست ها خواهان رشد و ترقی ابزار تولید و خلاصی از این وضع هستند.
۰