دولتمرد عاقل اجازه کشف اسرار نظامی را نمی‌دهد

به گزارش افکارخبر، هشت سال جنگ تحمیلی در دورانی که نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران هنوز شرایط لازم برای شروع یک جنگ را نداشت فرصتی شد تا جوانان و نوجوانانی که به فرمان امام خمینی(ره) یک انقلاب عظیم را در دوران ویژه ای از تحولات جهانی به ثمر رسانده بودند، محملی پیدا کنند تا بار دیگر استقامت و شهامت خود را در یک جنگ گسترده به جهانیان نشان دهند.

هشت سال دفاع مقدس علی‌رغم تمام دشواری ها و تلخی هایی که برای ملت ایران به همراه داشت، کارگاه و محل آموزشی شد تا جوانان انقلابی بار دیگر در یک میدان واقعی و انقلابی اعتقاد راسخ خود به امام(ره) را اثبات کنند.

حماسه آفرینی جاودانه ایرانیان در مقابل تلاش دشمن برای نفوذ به کشور، اندوخته مهمی شد که امروز از سویی هوشیاری و بی اعتمادی نسبت به دشمن و در راس آن آمریکا افزایش یابد و از سویی دیگر تجربه ای گرانسنگ برای سد کردن نفوذ و حضور آنها در ایران اندوخته شود.

رسول سنایی راد از نوجوانانی بود که به فرمان امام خمینی(ره) لباس رزم پوشید و به جبهه نبرد حق علیه باطل شتافت. وی با حضور در جنگ تجربه های فراوانی کسب کرد. تجربیاتی که بعدها در راستای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ایران بکار امد. وی هم اکنون معاون سیاسی سپاه است و هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا در مورد چگونگی حضورش در جنگ و برخی مسائل روز با وی به گفتگو بنشینیم. متن این گفتگو در ادامه خواهد آمد:

شما ۳۱ شهریور ۵۹(روز آغاز جنگ) کجا بودید؟


من متولد سال ۴۵ هستم. از سال ۵۹ که جنگ شروع شد بنده یک نوجوان و دانش آموز سال سوم راهنمایی بودم. وقتی که جنگ شروع شد معلم ادبیاتی داشتیم که دستی بر آتش و شناختی از انقلاب داشت، وی در روزهای اول سال تحصیلی در مهرماه شجاعت یک نوجوان خرمشهری را در جنگ برای ما توصیف کرد.

من انشاء خوب می نوشتم و این معلم ادبیات همواره بنده را به نوشتن انشاء تشویق می کرد. جنگ را بنده از زبان این معلم فهم کردم. در بسیج فعالیت می کردم و از طریق مسجد و رابطه ای که با بسیج داشتم اولین آموزشهای نظامی را دیدم و به این شکل اولین آشنایی با ابزار جنگی را پیدا کردم.

حضورم در بسیج در حال و هوای انقلاب که شرایط ناامنی ویژه ای حاکم بود کار ویژه ای به حساب می آمد اما حضور بنده در جنگ به سال ۶۰ باز می گردد. دی ماه سال ۶۰، که دانش آموز سال اول دبیرستان بودم آموزشهای اعزام به جبهه را دیدم و اولین تجربه حضور در جبهه بنده به اواخر سال ۶۰ باز می گردد.

کمتر از یک ماه پس از عملیات «طریق القدس» ما به بستان اعزام شده و به سرعت تجهیز شدیم و یک روز پس از تجهیز بلافاصله به خط مقدم اعزام شدم. ۱۵ سال داشتم که به جبهه رفتم و جزء کسانی بودم که در ابتدا اجازه رفتن به خط مقدم به آنها داده نمی شد و باید با التماس به خط مقدم می رفتم.

رهبر معظم انقلاب اخیرا بحثنفوذ را با جدیت مطرح کرده اند. آیا در دوران دفاع مقدس نیز این مسئله وجود داشت؟ در صورت وجود چه ابعادی پیدا می کرد؟


نفوذ مربوط به یک دوره خاص نیست؛ هرگاه دو حریف سعی می کنند از رخنه ها عبور کرده و به اراده طرف مقابل اثر بگذارند، نفوذ اتفاق افتاده است.


احتمالا واژه نفوذ از دنیای نظامی گری به دنیای سیاسی وارد شده است. در مباحثنظامی وقتی از نفوذ صحبت می شود، به این معنا است که شما گروهی را پشت سر حریف فرستاده تا از رخنه های موجود در خاکریز عبور و از مواضع دفاعی آنها آگاه شوید. این اتفاق که با هدف شناسایی و یا ضربه صورت می گیرد، نفوذ نامیده می شود.

در جایی که من بودم شرایط به گونه ای نبود که عراقی ها نفوذ کنند بلکه بالعکس، ما بارها نفوذ کردیم.

زمینه های نفوذ دشمن در دوران قبل از انقلاب و زمان جنگ چگونه بود؟


در رژیم گذشته، غربی ها در ایران حضور داشتند و حتی این مسئله فراتر از نفوذ بود. پیش از انقلاب تصمیم سازان و تصمیم گیران همه به نوعی مرعوب بودند، بنابراین در آن زمان حساسیتی نسبت به نفوذ وجود نداشت؛ وقتی خطی وجود داشته باشد و دشمن بتواند از آن خط عبور کند این به معنای نفوذ است.

در جاهایی که بنده حضور داشتم به خاطر ندارم که دشمن توانسته باشد نفوذ کند، ما برای جلوگیری از نفوذ دشمن سنگرهای کمین گذاشته بودیم؛ لذا دشمن مترصد فرصتی برای نفوذ است و اینجا باید دیده بان بیداری باشد تا جلوی نفوذ را بگیرد.

همانطور که فرماندهان در آن دوران می گفتند مراقب نفوذ باشید در شرایط فعلی نیز رهبر انقلاب نسبت به نفود و حربه های دشمن هشدار می دهند. به نظر می رسد در دو سه ماه اخیر این هشدارها بیشتر شده است و شاید این مسئله به واسطه حصول توافق هسته ای باشد. در زمان جنگ مشخص بود که نفوذ به چه شکلی خواهد بود اما امروز مشخص نیست. به نظر شما ابعاد نفوذی که ایشان امروز می فرمایند چیست و برای مقابله با آن چه راهکارهایی وجود دارد؟


دشمن به واسطه تصوری که از «پسابرجام» دارد، در صدد نفوذ به داخل ایران است. اصل مذاکره در شرایطی دنبال شده است که آنها می پندارند فشار از بیرون بر محاسبات راهبردی ما اثر کرده است. آنها امروز به واسطه توافق می خواهند مقدمه نفوذ را فراهم کنند و با استفاده از برجام به دنبال نفود هستند.

دشمن به واسطه تصوری که از «پسابرجام» دارد، در صدد نفوذ به داخل ایران است. اصل مذاکره در شرایطی دنبال شده که آنها می پندارند، فشار از بیرون بر محاسبات راهبردی ما اثر کرده است
دلیل این عمل دشمن این است که فکر می کنند شیوه قبلی کم فایده بوده است؛ وقتی دشمن با شما تقابل می کرد هوشیاری و واکنش شما را برمی انگیخت و شما برای مقابله آمادگی داشتید. اما دشمن هم اکنون احساس می کند که روند قبلی فایده نداشته است، زیرا شما در شرایط تحریم توانسته اید توفیقاتی را در عرصه علمی و فناوری به دست آورید.

ما امروز در عرصه موشکی توان بازدارندگی مناسبی را ایجاد کرده ایم و این پیشرفت ها دقیقا در زمان تحریم اتفاق افتاده است. تولید علم در جمهوری اسلامی ایران در زمان تحریم ها رو به افزایش بوده است و در بعد فرهنگی و ایدئولوژیک شما عقب نیفتاده اید و الهام بخش نیز بوده اید. در این شرایط دشمن سیاست تقابل و فشار را بی فایده ارزیابی کرده و به دنبال این است که شرایط تعامل را به وجود بیاورد.

چه کسانی می توانند به برقراری ارتباط با آمریکا کمک کنند؟


گروهی که اعتقاد داشته باشند که رابطه با امریکا اجتناب ناپذیر و برای حل مسائل لازم است و در بسیاری از موارد باید رابطه برقرار شود، می توانند به این ارتباط کمک کنند.

به عبارت صریح تر، جریان غرب گرا در جمهوری اسلامی ایران خواهان رابطه با آمریکا هستند. ما عده ای را در کشور داریم که شیفته غرب هستند و تمام اینها از باب خیانت نیست، آنها تصور می کنند ما برای توسعه چاره ای جز پیروی از مدل توسعه ای غرب نداریم.

برخی باور دارند که ما باید همراه غربی ها باشیم، حتی اگر استقلال ما زیر سوال برود! کسی نمی تواند بگوید استقلال را به بهانه آزادی باید نادیده گرفت، اتفاقا اگر استقلال نباشد آزادی هم نیست. کسی نمی تواند بگوید به دنبال جمهوریت بدون اسلام هستیم. کسانی که به مدل غربی توسعه اعتقاد دارند تاکنون دیده اند که جمهوری اسلامی ایران بر اثر مقاومت توفیقاتی داشته است. به همین دلیل آمریکایی ها دیدند که شیوه تقابل جواب نداده و به روحیه جهادی و انقلابی تبدیل شده است.

بنابراین دشمن امروز به دنبال این است که باور ملت ایران را تغییر دهد و بگوید در صورت برقراری رابطه ایران نیز نفع خواهد برد. آنها می خواهند با تسری مدل مذاکره هسته ای به حوزه های دیگر، به جمهوری اسلامی ایران نفوذ کنند و حتی به نفود منطقه ای بپردازند.

چرا دشمن به دنبال نفوذ در منطقه است و چه ابزارهایی برای این هدف دارد؟


برخی از کشورهای عربی و منطقه ای سالها به غرب وابسته بودند. وقتی شهروند عاقل عربی خود را با جمهوری اسلامی ایران مقایسه می کند احساس خسران می کند.

«حسنین هیکل» تحلیل گر نامدار مصری پس از برجام تحلیلی ارائه می دهد که براساس آن دو مدل «تعامل با غرب» وجود دارد؛ یک «مدل سیاست درهای باز» است که تسلیم و همراهی با غرب محسوب می شود و مدل دیگر «مدل جمهوری اسلامی ایران» است که با مقاومت، آمریکا را وادار به تمکین کرده است. وی معتقد است مذاکره ایران با ۱ + ۵ حاصل قدرت جمهوری اسلامی ایران است.

وی تاکید می کند از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران با صهیونیست ها سر سازگاری ندارد، آنها آینده ای نخواهند داشت؛ زیرا مردم از این مدل ایران الهام می گیرند و مقابل صهیونیست ها می ایستند.



وقتی امروز از نفوذ یاد می کنیم نباید تنها به چند عنصر تابلودار وابسته به بیگانه نظر داشته باشیم. چه بسا تعدادی از سوپرانقلابی های دیروز، اکنون دچار یک نوع خستگی از روند قبلی شده باشند و فکر کنند که آمریکا می تواند منجی باشد؛ که این اشتباهی محاسباتی است. آمریکایی ها احساس می کنند امروز زمینه ها و شرایط اجتماعی برای نفوذ وجود دارد.

با توجه به انتخاباتی که در اسفند ماه برگزار می شود برخی نگران هستند که این انتخابات هم محملی برای نفوذ باشد. راه های مقابله برای پیشگیری از نفود به از مسیر انتخابات چیست؟


یک تحلیل این است که آمریکایی ها امید دارند جریان اهل سازش در ایران بر سر کار بیاید؛ که استعداد و یا گرایش غرب گرایی داشته باشد. اما اینکه چقدر چنین امیدی محقق خواهد شد بستگی به حفظ هوشیاری شورای نگهبان و اگاهی مردم دارد. گاهی برخی افراد وظایف شورای نگهبان را زیر سوال می برند که این نگران کننده است.

امروز ناظرین سیاسی تردید دارند که چرا برخی شعارها علیه شورای نگهبان همزمان با خط نفوذ دشمن داده می شود؛ واقعیت این است که انتخاب گر نهایی مردم هستند. اگر فضایی شفاف وجود داشته باشد که مردم بتوانند افراد را خوب بشناسند خطر نفوذ کاهش پیدا می کند. گروه های سیاسی باید شفاف حرف بزنند، یعنی تابلوی همراهی با امام(ره) را در دست نگیرند، اما در درون به دنبال همراهی با غرب باشند. لذا اگر این افراد دچار نوعی نفاق نشوند، مردم به نفوذ رای نخواهند داد و به عزت رای می دهند.

آمریکایی ها امید دارند جریان اهل سازش در ایران بر سر کار بیاید؛ که استعداد و یا گرایش غرب‌گرایی داشته باشد. اما اینکه چقدر چنین امیدی محقق خواهد شد بستگی به حفظ هوشیاری شورای نگهبان و آگاهی مردم دارد.

اگر فضای شفافی وجود داشته باشد، مردم بالغ هستند. به یاد دارید در آن چیزی که جشن هسته ای نامیده می شد، جمعیت زیادی نیامدند. دلیل این مسئله این است که تجربه مردم، فضای روحانی ماه مبارک رمضان و طولانی شدن مذاکرات هسته ای، بی اعتمادی به آمریکایی ها را نهادینه کرده است.

آمریکایی ها دچار نوعی اشتباه محاسباتی هستند و اگر مردم ما را خوب بشناسند، دچار رفتارهای زشت و غیر قابل پذیرش نخواهند شد. ایران به برکت انقلاب اسلامی دارای نوعی رشد و بلوغ سیاسی در میان مردم است. آمریکایی ها در کودتای ۲۸ مرداد و دفاع مقدس اشتباهات بزرگی کرده اند. در شرایطی که ما در فاو با عراقی ها درگیر بودیم نیروهای آمریکایی در خلیج فارس به سکوهای نفتی ما حمله کرده و نیروی دریایی سپاه و ارتش را به خود مشغول کرده بودند، اینها حوادثی است که از حافظه تاریخی ما پاک نخواهد شد.

آمریکایی ها باید به ویژگی های جمعی مردم ما توجه داشته باشند. یک نکته اساسی برخورد استکباری آمریکا با ملت ایران است که با هویت ایرانی و اسلامی ما سازگاری ندارد؛ ما در هویت اسلامی از «حماسه عاشورا» الهام می گیریم و در هویت ایرانی هم هیچگاه در مقابل زور، تجاوز و تجاوزگر سر تسلیم فرود نیاورده‌ایم؛ خواندن شاهنامه تولید شهامت می کند.

اخیرا رئیس جمهور گفته بودند با برجام سایه جنگ از سر ملت ایران برداشته شد. آیا واقعا قبل از برجام سایه جنگ بر سر ملت ایران وجود داشت؟


معتقدم در مقابل آمریکایی ها و زیاده خواهی های آنها باید یک‌دست باشیم. کدهای زیادی از رئیس جمهور داریم که به آمریکایی ها هشدار می دهد، اما شاید در جاهایی نیز برای متقاعد سازی رقبا حرف هایی زده باشد، که کاربرد سیاسی محدودی دارد.

آمریکایی ها می خواستند از بلوف «گزینه های روی میز» استفاده کنند، تا ضمن ایجاد روحیه برای خودشان به ایران هشدار بدهند. اما واقعیت این است که شرایط اقتصادی و تجربه دو اشغال افغانستان و عراق به آنها این اجازه را نخواهد داد. اوباما با شعار «تغییر» رای آورده است و مردم این کشور تغییر در عرصه سیاسی را تنها با مذاکره ممکن می دانستند.

بنابراین واقعیت های میدانی حکایت از چیز دیگری دارد و رئیس جمهور در جمع فرماندهان سپاه تاکید کرد که هیچ قدرتی در دنیا جرات جنگ علیه ما را ندارد. ما بایستی در مقابل دشمن باید وحدت و یکپارچگی داشته باشیم.

مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان سپاه اشاره داشتند که سپاه نقش موثری در مقابله با نفوذ دارد و همچنین اشاره کردند که این نقش تنها در بعد نظامی نیست و می تواند ابعاد دیگری هم داشته باشد. به نظر شما ابعادی که سپاه می تواند برای مقابله با نفوذ به آن ورود کند، چیست؟


نفوذ در بعد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی معنا پیدا می کند و سپاه بر اساس رسالت و ماموریت می تواند در تمام این ابعاد ایفای نقش کند. امروز در بعد امنیتی سپاه می تواند رصد دقیق میدانی و کنترل عوامل نفوذی را برعهده داشته و به مسئولین هشدار دهد. در عرصه اقتصادی سپاه می تواند به پیاده سازی اقتصاد مقاومتی کمک کند و همچنین با رصد عناصر نفوذی احتمالی در این عرصه می تواند به مسئولین هشدار دهد و با شرکت در سازندگی به دولت کمک کند؛ در این صورت نقش بسزایی در افزایش کارآمدی خواهد داشت.

رئیس جمهور در جمع پاسداران به صراحت گفت سپاه می تواند به دولت در عرصه مقابله با بیکاری نیز کمک کند. زمانی که دشمن باورها را هدف می گیرد سپاه در عرصه فرهنگی می تواند باورسازی کرده و مهارت، سابقه، دانش و توان این مسئله را نیز در گذشته داشته است.

حضرت امام(ره) فرمودند: «اگر در کشور تفکر بسیجی طنین انداز شود، چشم طمع بیگانگان کور خواهد شد.» ما اگر بتوانیم به نفع تفکر جهادی فرهنگ سازی کنیم موفق خواهیم شد. اگر بتوانیم خود باوری فرهنگ دینی و عاشورایی را تقویت کنیم بهترین اقدام عملی برای مقابله با نفوذ است.



در عرصه سیاسی اگر دشمن شناسی را سپاه خوب پیش ببرد و نتیجه رصد میدانی و کار اطلاعاتی خود را به موقع در اختیار دولتمردان و اصحاب رسانه قرار دهد، بهترین شیوه برای مقابله با نفوذ دشمن است.

در زمان جنگ نهضت آزادی ستون پنجم دشمن بود. شاید خودش هم نمی دانست که به نفع دشمن کار می کند، اما کارکرد آنها کارکردی نفوذی بود.

پس از جنگ در چه دوره ای نفوذ دشمن بیشتر شد؟


در تمام دوران جنگ و پس از جنگ نفوذ موضوعیت داشته اما شدت و سطح آن متفاوت بوده است و امروز غربی ها سخن از امکان نرمال کردن جامعه ایران می زنند و متاسفانه برخی آقایان این نرمالیزاسیون را در داخل کشور تئوریزه می کنند. حجاریان اشاره می کند که در دوره اصلاحات ما کار را شروع کرده ایم، اما نتوانستیم پیش ببریم. آنها می خواستند باور برآمده از انقلابی گری را تغییر دهند و از دل آن مبارزه و مقاومت به نفع تعامل و همزیستی بیرون آورند.

واقعیت این است که ما در شروع جنگ نیز با نفوذی هایی در عرصه تصمیم‌سازی مواجه بودیم، آنها در صدد بودند شرایطی را فراهم کنند که دشمن از مرز عبور کند. فردی مثل بنی صدر در آن دوران تا ریاست جمهوری رشد می کند، اما رفتار او به نفع دشمن بود. جمهوری اسلامی ایران قدرتی مردم‌پایه دارد و اگر در جنگ بسیجی ها نبودند، معلوم نبود چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟ از شروع جنگ نیروهای مردمی سد پیشروی بودند.

امروز ملت ایران چه نقشی می تواند در مقابله با نفوذ داشته باشد؟ به نظر شما شرایط نفوذ سخت تر شده یا اینکه آسانتر شده است؟


به موازات کسب تجربه و بلوغ سیاسی ما دشمن نیز پیچیده تر شده است. دشمن امروز پیچیده تر عمل می کند و جنگ دشمن مفهوم جدیدی است. قدرت هوشمند نیز مفهوم دیگری است که ابعاد ترکیبی دارد. آنهایی که تا دیروز در منطقه علیه ما می جنگیدند اکنون از مدل دیپلماسی هسته ای استفاده کرده و بدنبال نفوذ و رابطه با ایران هستند.

اگر مجموعه های سیاسی، احزاب، دولتمردان و شخصیت های سیاسی واقعیت ها را به جامعه منتقل کنند، هیچگاه مردم به جریانی که برآمده از نفوذ باشد، رأی نخواهند داد.

به عبارت دیگر آنها مسائل خود را به حقوق بین الملل گره می زنند و در این عرصه با استفاده از فریب، هدفی که در تقابل و مبارزه دنبال می کردند، در مذاکره و رابطه جستجو می کنند. نخبگان فکری و سیاسی ما باید موضوع نفوذ را به شکلی مناسب فهم و تبیین کنند. مردم اگر بفهمند که دشمن می خواهد نفوذ کند با همان انگیزه سال ۵۷ برای مقابله با آن، حضور پیدا خواهند کرد.

امروز دشمن می خواهد از انتخابات استفاده کرده و جریان اهل سازش را بر سر کار بیاورد. اگر مجموعه های سیاسی، احزاب، دولتمردان و شخصیت های سیاسی واقعیت ها را به جامعه منتقل کنند، هیچگاه مردم به جریانی که برآمده از نفوذ باشد، رأی نخواهند داد. اگر مردم نفوذ در عرصه سیاسی و اقتصادی را خوب فهم کنند، درست عمل خواهند کرد.

نفوذ دشمن زمانی صورت می گیرد که بخواهد نقاب بر چهره زده و خود را دوست معرفی کند. دشمن شناسی را باید خوب دنبال کنیم و به مردم توضیح دهیم در این صورت مردم قطعا همراه انقلاب و نظام خواهند بود. مردم ایران به استقلال و آزادی اهمیت می دهند و در زمان جنگ از آنجایی که دشمن مشخص بود نیازی به شفاف‌سازی نبود، اما در ماجرای نفوذ سیاسی که با پنهان‌کاری شناخته می‌شود، باید مختصات آن را مشخص کند.

در مقابل با نفوذ رسانه ها چه تاثیری می توانند داشته باشند؟


یکی از راه‌ها، نفوذ در بخش رسانه ای است و درمقطعی حضرت آقا تعبیری ارائه کردند که براساس آن برخی مطبوعات را پایگاه دشمن خواندند؛ البته این تعبیر برای برخی گران و سنگین آمد، اما امروز بخشی از کسانی که در گذشته در مطبوعات و رسانه های داخلی فعال بودند، همکاران BBC و رادیو فردای آمریکا هستند؛ یا اینکه در اتاق های فکر آمریکایی و متحدان آمریکایی اش، علیه نظام توطئه چینی می کنند. مثلا مسعود بهنود زمانی در رسانه های ما فعال بوده اما حالا کجاست؟


اصحاب رسانه جزء خواص فکری ما محسوب می شوند و می توانند نقش ایفا کنند. یک روزنامه می تواند به نفع رژیم طاغوتی پهلوی تولید فکر کند و یا در مقابل آن نیز می تواند برای اسلام و انقلاب باشد.

چرا رهبری قبل و بعد از برجام همواره تاکید داشته اند که تحت هیچ شرایطی اجازه بازدید از مراکز نظامی را نخواهند داد؟

این مساله دو بخش دارد؛ یکی دفاع از عزت نظامیان و توان نظامی ما است که ایشان اولین نگهبان این شأن به حساب می آیند. لذا ایشان فرموده اند: «اجازه بازدید از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته ای را نخواهیم داد».

هیچ دولتمرد عاقلی اجازه رصد و کشف اسرار نظامی را نمی‌دهد. برخی اوقات ما تجهیزات خود را به نمایش می گذاریم تا به دشمن پیام دارا بودن این امکان دفاعی را بدهیم مثل مانورهای موشکی
وجه دوم این است که نوعی «اقدام بازدارنده» است که باید در مقابل اقدامات غربی ها صورت گیرد. زیرا معما بودن توان نظامی ما بازدارندگی تولید می کند. آمریکایی ها، عراق را به بهانه تسلیحات غیرمتعارف بازرسی کردند و تمام خاک این کشور را زیررو کرده و متوجه شدند که توان واقعی این کشور تا چه حد است، بعد به این کشور حمله نظامی کردند.

امروز ما این تجربه را دیده ایم و هیچ دولتمرد عاقلی اجازه رصد و کشف اسرار نظامی را نمی‌دهد. برخی اوقات ما تجهیزات خود را به نمایش می گذاریم تا به دشمن پیام دارا بودن این امکان دفاعی را بدهیم مثل مانورهای موشکی؛ اما در جاهایی توان خود را باید محرمانه نگه داریم. این تحفظ به این معنی است که دشمن ارزیابی دقیق از توان نظامی ما نداشته باشد.

وقتی به دشمن اجازه برآورد واقعی از قدرتمان را ندهیم این مساله تولید معما می کند. ما تجربه شهادت دانشمندان هسته ای را داریم و از یک سوراخ نباید دو بار گزیده شویم. ما هنوز به آن مساله مشکوکیم که این اطلاعات از چه طریقی لو رفته است. حضرت آقا با این تدبیر از داشته های علمی و فنی حمایت و حفاظت می کنند.

آمانو در سفری که اخیرا به تهران داشت، از پارچین نیز بازدید کرد. به نظر شما آیا می توان آن را مصداق بازدید از یک مرکز نظامی دانست؟


پارچین یک سایت نظامی است، اما چگونگی این ماجرا باید دقیق باشد. گاهی اوقات این مسائل وارد رقابت های داخلی می شود. باید ببینیم محلی که آمانو حضور پیدا کرده است، یک ساختمان اداری بوده یا مرکز نگهداری تجهیزات راهبردی جمهوری اسلامی ایران؛ هر کدام از اینها معنای خاص خود را دارند. ما با تدبیر می توانیم هم پاسخ آنها را بدهیم و هم اطلاعات خودمان را حفظ کنیم.

تجربیات قبل را نیز نباید فراموش کرد. آمانو هیچگاه مشخص نکرده است که به چه اطلاعاتی نیاز دارد تا ما آن اطلاعات را در اختیارشان قرار دهیم و مساله خاتمه پیدا کند.

بیشتر گزارش های وی، علیه جمهوری اسلامی ایران و دو پهلو بوده است و هیچگاه با قطعیت نظر نداده است، عدم قطعیت هم به نفع ما نخواهد بود. اقدام اخیر هم نباید تبدیل به یک رویه شود تا آنها در گام بعدی حد بیشتری را طلب کنند. این مساله باید چارچوب مشخصی داشته و ضابطه مند شود، تا ملاحظات مربوط به حفظ اسرار نظامی که شامل شخصیت ها و فرماندهان و هم اماکن نظامی و سطح فناوری نظامی است را تضمین کند.

دشمن باید هزینه های زیادی در عرصه جاسوسی انجام دهد تا بتواند به اطلاعات دسترسی یابد. با توجه به پیشینه آژانس، ما به آن اعتماد نداریم و به نظر می رسد بازدید آمانو از پارچین جای تأمل دارد و باید دید از چه مکانی بازدید کرده است؟


آمریکایی‌ها و کشورهای غربی همواره ایران را تهدید می‌کنند. به نظر شما به این تهدیدات در شرایط فعلی به چه شکلی می توان پاسخ داد؟


آمریکایی‌ها رجزخوانی می کنند؛ اما عناصر نظامی در عرصه نظامی باید تهدیدات را جدی گرفته و برای آن آمادگی داشته باشند. اگر آنها بخواهند تهدیداتشان را عملی کنند، هزینه سنگینی را باید پرداخت کنند.

مسلما آنها شناخت کافی از تمام توان نظامی ما ندارند. این اقدام نوعی ریسک آمیخته با حماقت است. آنها سال ها از گزینه روی میز سخن گفته وبلوف زده اند، اما در نهایت از قدرت جمهوری اسلامی ایران تمکین کردند و به مذاکره روی آوردند.

جمهوری اسلامی ایران امروز با زمان جنگ تفاوت دارد، زیرا یکی از برکات جنگ این بود که در عرصه دفاعی تجربه و توفیقاتی را به دست آورده ایم. موشک های دور برد و بالستیک بخشی از توان به وجود آمده از تجربه جنگ است.