جایگاه شهید بهشتی از نگاه امام خمینی (ره)

حضرت امام خمینی(ره) رهبر انقلاب بزرگی است که نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را سرنگون ساخت و حکومتی مستقل و ازاد و به دور از سلطه استعمار خارجی و استبداد داخلی در ایران بنیان نهاد. امام خمینی در این نهضت تاریخ‌ساز و بی‌نظیر خویش، از یارانی خالص، وفادار، مبارز، از جان گذشته و آماده برای همه گونه فداکاری و ایثار تا مرز شهادت بهره‌ می‌برد، و شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی یکی از این یاران انقلابی و سخت کوش بود که سرانجام در مسیر تحقق آرمان‌های الهی امام خمینی(ره) به فوز عظیم شهادت نائل آمد. بی‌تردید، زیبا‌ترین و کامل‌ترین عبارات و تعابیر در وصف شخصیت این شهید والا مقام را باید از حضرت امام خمینی(ره) شنید.

 

* دست آمریکا از آستین این خائن‌ها بیرون آمد و یک همچو جنایتی به مسلمین وارد کردند و کسانی که جز به مصلحت مسلمین اندیشه نمی‌کردند، از وکلای مجلس و از دولت، وزرایی که بسیار ارزشمند بودند، وکلایی که ارزشمند بودند و از قوه قضائیه هم مثل آقای بهشتی، که از اول شکل گرفتن جمهوری اسلامی مورد هدف بود، (به شهادت رساندند) شما شاهد بودید که تمام این ارگان‌های اسلامی مورد هدف بودند، مجلس مورد هدف بود، مجلس خبرگان وقتی که دیدند بسیاری از آن‌ها، اکثر از آن‌ها علما هستند، مورد هدف واقع شد، مجلس شورا وقتی دیدند که اکثریت اشخاص متعهد وبسیاری از آن‌ها از علما هستند، مورد هدف واقع شد، قوه قضائیه وقتی که دیدند بدست اشخاص دانشمند متعهد فعال واقع شد، مورد هدف واقع شدند.

ما هر روز در جبهه‌های فرزندان بسیار عزیزی که برای حفظ این کشور و حفظ این جمهوری اسلامی کوشش می‌کنند و به دفاع از کشور اسلامی قائم هستند و شب و روز خودشان را نمی‌شناسند و ارتش دلاور ایران و سپاه پاسداران عزیز و بسیج عمومی و عشایر کشورمان و اهالی عزیز آن سامان تمام مجهز هستند و ایستاده‌اند و ابدا راجع به این مسائلی که در پشت جبهه واقع می‌شود یا در خود جبهه واقع می‌شود، اهمیتی به آن نمی‌دهند که دست از کارشان بردارند. همه منسجم‌تر می‌شوند، قوی‌تر می‌شوند و همه مستعد این هستند که این کاروان را به آخر برسانند واین درخت ثمر بخش اسلام را به ثمره خودش برسانند.

شهید بهشتی در نگاه امام خمینی(ره) چه جایگاهی داشت؟

 

 

البته یک ملتی که می‌خواهد در مقابل همه قدرت‌ها بایستد، نمی‌خواهد سازش کند با بلوک غرب و نمی‌خواهد سازش کند با بلوک شرق، می‌خواهد صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت را پیش بگیرد، باید مهیا بشود از برای اینکه همه پیشامدهایی که پیش آمده است و پیش خواهد آمد. ما نباید گمان بکنیم که پیشامد‌ها تمام شد. مادست این ابرقدرت‌ها را از مخازن خودمان و تسلط‌شان را از کشور خودمان کوتاه کرده‌ایم و آن‌ها ساکت نمی‌نشینند.

و ما باید توجه داشته باشیم و با کمال قدرت، اتکال به یک قدرت غیر متناهی - و آن قدرت الهی است - (داشته باشیم.) وقتی که ما پشتوانه‌مان قدرت الهی است و پشتوانه‌مان اسلام است و مقصدمان حق است، برای چی در این مصائب سست بشویم، وقتی که ما راه خودمان را یافته‌ایم ملت راه خودش را یافته است و آن راه را دارد با کمال جدیت و قدرت تعقیب می‌کند.

البته راه حق دشواری‌ها دارد، راه حق ناگواری‌ها دارد، لکن آنکه اهل حق است و راه حق را می‌خواهد برود، آن نباید هیچ تصور این را بکند که کوچک‌ترین سستی را به خودش راه بدهد و باید با کمال قدرت به پیش برود.

* این جریان در کار بود که مردم را از شما جدا کند... این آقای بهشتی مسلمان، متعهد، مجتهد، این چه کرده بود که تو تاکسی می‌نشستی، می‌دیدی که دو نفر آدم به هم می‌رسند یک حرفشان فحش به اوست؟!

تو اجتماعات، یک دسته‌ای مرگ برکی، «طالقانی را تو کشتی» (می‌گفتند.) خوب، شما ببینید چه ظلمی بود به یک همچو موجود فعالی، که مثل یک ملت بود برای این ملت ما. با چه حیله‌هایی این را می‌خواستند بیرون کنند. خوب، حالا رفته است کنار، ولی این‌ها بدانند که با رفتن این و آن و آن و آن، خیر، مسائلشان حل نمی‌شود، مردم بیشتر می‌فهمند که شما چه کاره بودید و می‌خواستید چه بکنید.

این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی، که پیش می‌آید، چه وکیل بخواهید تعیین کنید و چه- عرض بکنم که - رئیس‌جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید، عذری نداریم که بروید که بروید کنار بنشینید. البته اشخاصی پیدا می‌شوند که با گفته‌های خودشان، نوشته‌های خودشان می‌خواهند شما را نگذارند وارد بشوید. آن‌ها می‌‌خواهند که اشخاصی را تعیین بکنند که بعد‌ها ما گرفتار بشویم. شما‌ها باید وارد باشید.

 

شهید بهشتی در نگاه امام خمینی (ره) چه جایگاهی داشت؟

* من این ضایعه بزرگ را به ملت ایران و شما آقایان که نزدیک بودید با آقای بهشتی و مطلع بودید از افراد دیگری که شهید شدند، به همه شما آقایان و ملتمان تسلیت عرض می‌کنم. بنای دشمنان شما بر این است که افرادی که لیاقتشان بیشتر است بیشتر مورد حمله قرار بگیرند.

 

آن‌ها افرادی را هدف قرار می‌دهند که از آن‌ها خوف دارند که مبادا یک وقتی به آن‌ها صدمه بزنند. و این را من کرارا گفته‌ام که مرحوم آقای بهشتی در این مملکت مظلوم زیست. تمام مخالفین اسلام و مخالفین این کشور حمله مستقیمشان را به ایشان و بعضی دوستان ایشان کردند.

کسی را که من بیشتر از بیست سال می‌شناختم و روحیاتش را مطلع بودم و می‌دانستم چه جور مرد صالحی و مرد به درد بخوری برای این کشور است، مخالفین او را در کوچه و بازار و محله و صحبت‌هایی که همه می‌کردند، آن طور جلوه دادند.

یک مرد صالحی را به صورت یک دیکتاتور در آوردند! و شما باید مهیای این جور مسائل باشید، یعنی، کشوری که نهضت کرده برای آزاد شدن و برای مستقل بودن و برای اینکه وابسته نباشد به هیچ قدرتی از شرق و غرب، باید خودش را مهیا کند برای توابعی که پیش می‌آید. یا باید انسان تن در بدهد به همه ذلت‌ها و به همه زیر بار بودن‌ها و تحت سلطه بودن‌ها و یا اگر بخواهد مستقل باشد، باید عوارض و لوازمش را بپذیرد.

* این پیشامد برای همه ملت ما ناگوار بود و یک اشخاصی که برای خدمت خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزار این کشور بودند، اشخاصی بودند که آن قدری که من از آن‌ها می‌شناسم از ابرار بوده‌اند، از اشخاص متعهد بوده‌اند که در رأس آن‌ها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان را من بیست سال بیشتر می‌شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود.

مخالفین انقلاب، افرادی را که بیشتر متعهدند، موثر‌تر در انقلاب‌اند، آن‌ها را بیشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آن‌ها در طول زندگی بود. تهمت‌ها، تهمت‌های ناگوار به ایشان می‌زدند!

از آقای بهشتی این‌ها می‌خواستند موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می‌شناختم و بر خلاف آنچه این بی‌انصاف‌ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و «مرگ بر بهشتی» گفتند، ‌ من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدین، علاقه‌مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می‌دانستم.

و شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل‌های دولتی، ‌ این‌ها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند، این‌ها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند، در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند، و این طور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجا انحصار طلب باشند.

* مسائل امریکاست و اسلام، جریان، جریان امریکایی در مقابل اسلام. از‌‌ همان اول، ‌ از‌‌ همان وقتی که احساس این شد که شاه باید برود، از‌‌ همان وقت بختیار می‌آید و بختیار از یک گروه ملی‌گرا. من‌باب احتیاط هم آن‌ها می‌گویند که دیگر او از حزب ما و از جبهه نیست. این احتیاطی بود که کردند که اگر او کنار رفت، باز جبهه‌ای در کار باشد. از‌‌ همان وقت که دیگر اساس سلطنت سست شد، این جریان در کار افتاد.‌‌ همان وقت که من در پاریس بودم این جریان شروع شد.

همان وقت هم می‌خواستند که شاه را نگه دارند، به اسم اینکه او سلطنت کند نه حکومت، با این اسم می‌خواستند حفظش کنند و از‌‌ همان وقت هم می‌خواستند که بختیار را بیاورند و با ما آشتی بدهند، ماکانه نزاعمان با بختیار بود از این جریان. از اول یک جریانی منسجم شده و برنامه‌ریزی شده در کار بود و ما درست توجه به آن نداشتیم. کم‌کم هی مطالب معلوم شد، کم‌کم خودشان را لو دادند و رسید به اینجا که من هر چه جدیت کردم که نرسد به اینجا، رسید.

نه از باب اینکه به این‌ها اعتمادی داشتم، از جهات دیگری که به خود آقایان گفتم. حالا رسیده جریان به اینجا که از حفظ شاه و بعدش بختیار و بعدش شورای سلطنتی و بعدش اصل جمهوری اسلامی که با آن مخالفت می‌شد و بعدش مجلس خبرگان و بعدش مجلس شورای اسلامی و بعدش دولت و بعدش قوه قضایی که با همه مخالفت می‌شد.

نه از باب اینکه با رجایی و بهشتی و هاشمی و امام جمعه تهران مخالفتی داشتند، چه مخالفتی؟ یک جریانی بود که باید افراد متعهد نباشد. اگر شد آن‌ها را از صحنه بیرون کنند و منعزل کنند از مردم... شایعه سازی کنند که حتی این اجناسی که برای جنگزده‌ها می‌خواهند ببرند این می‌رود تو جیب آقای بهشتی و آقای خامنه‌ای و آقای کذا، آقای هاشمی.

هر جنایتی که در ایران به دست خود آن‌ها واقع می‌شد به مردم می‌گفتند که این‌ها کردند. این یک جریانی بود و هست که می‌خواهند این کشور را با آن جریان بکشند به طرف امریکا. خوب اگر به طرف امریکا کشاندند شوروی هم شریک است.

* شما تا توانستید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت‌های ناجوانمردانه حمله کردید که آن‌ها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاد وکوس رسوائی همه‌تان بر سر بازار‌ها زده شد، ‌ در سوراخ‌ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده‌اید که به خیال خام خود ملت شهید‌پرور فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی‌دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست.

اکنون اسلام به این شهیدان و شهیدپروران افتخار می‌کند و با سرافرازی همه مردم را دعوت به پایداری می‌نماید و ما مصمم هستیم که روزی رخش ببینیم و اینجان که از اوست تسلیم وی کنیم.

ملت ایران در این فاجعه بزرگ ۷۲ تن بی‌‎گناه به عدد شهدای کربلا از دست داد. ملت ایران سرافراز است که مردانی را به جامعه تقدیم می‌کند که خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمین کرده بودند و دشمنان خلق گروهی را شهید نمودند که برای مشورت در مصالح کشور گردهم آمده بودند. ملت عزیز! این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند.

گیرم که شما با شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و خصوص شما بود دشمنی سرسختانه داشتید، ‌ با بیش از ۷۰ نفر بیگناه که بسیاریشان از بهترین خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان کشور و ملت بودند چه دشمنی داشتید؟ جز آنکه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف‌کنان چپاولگران شرق و غرب می‌باشید.