نگاهی به فیلم "یادگار جنوب"| به نام عشق

در شرایطی که بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران در بسط و گسترش طرح اولیه فیلمنامه دچار مشکل هستند و در بسیاری موارد فیلمنامه‌ها پتانسیل کافی برای اجرا در یک فیلم بلند سینمایی را ندارند و مناسب ساخت در قالب فیلم کوتاه هستند، یادگارجنوب (با نام انگلیسی به نام عشق) با حجم وسیع رخدادها و اتفاقاتی که در فیلمنامه وجود دارد می‌تواند با بسط طرح اولیه و افزودن جزییات به فیلم، به مینی‌سریالی موفق و تماشایی تبدیل شود.‌

در واقع مشکل اصلی فیلم نیز در همین نقطه و به‌واسطه نداشتن زمان کافی در تشریح بیشتر جزئیات داستان به‌ویژه بیان ‌علل و عوامل اصلی اختلاف وحید (با بازی وحید رهبانی ) با صالح (با بازی پژمان جمشیدی ) و همچنین تفسیر و تشریح علل عشق وحید به شیدا بوده است. دوماری و پورامینی، ‌فیلمنامه‌نویسان یادگارجنوب که پیش‌ترها سابقه موفقی در نگارش گروهی فیلمنامه شنای پروانه (به کارگردانی محمد کارت) و فیلم کوتاه نسبت خونی (به کارگردانی مشترک دوماری و پورامیری) داشته‌اند و در کارنامه خود آثاری همچون یاغی، جان‌دار و ... را نویسندگی کرده‌اند در آخرین فیلم خود، با نگارش فیلمنامه‌ای پرهیجان در تریلری عاشقانه، به تعریف قصه مردی عاشق‌پیشه و دلباخته می‌پردازند که پس از درگذشت معشوقش تمام تلاشش را برای زنده نگه‌داشتن نام و یاد او و بازگشت به زندگی خیالی با همسر ازدست‌رفته‌اش و انتخاب جایگزین برای او می‌کند.

نگاهی به فیلم "یادگار جنوب"| به نام عشق

 

فیلمنامه در روایتی غیرخطی و غیرقابل حدس، بخش‌هایی از زندگی وحید را همانند پازل در کنار یکدیگر می‌چیدند و با درگیر کردن مخاطب در دل تصاویری پر زرق و برق (از ماشین‌های لوکس و خانه‌های مجلل گرفته تا شخصیت‌های شیک و اتوکشیده) با فیلمی پرکاراکتر ‌همراه می‌شود.‌ در یادگارجنوب، ایده به اجرا برتری دارد و با وجود دقت عمل و رعایت نکات و جزییات فیلمنامه و اجرا (چه در مسائل فنی و چه محتوایی) ایده اصلی داستان و تریتمنت روایت، عامل مهمی برای جذب مخاطب تا پیگیری نهایی فیلم و علاقه‌مندی او به دنبال کردن داستان و پیش‌بینی عاقبت شخصیت‌ها می‌شود.

همان‌طور که بدان اشاره شد علت اصلی این موضوع، زمان کم فیلم در راستای بسط دقیق جزئیات و رسیدن به داستانی واحد در کنار خرده‌پیرنگ‌های فیلم است.‌ همین مهم علت اصلی ورود دیرهنگام فیلم‌ به پرده دوم و ورود به جهان ذهنی بیشتر وحید و شکل‌گیری ارتباط او با شیدا و صالح است. ‌هرچند که در این بین و به دلیل همین مشکل اشاره‌شده به شخصیت حرا (با بازی سحر دولتشاهی) به اندازه کافی توجه نمی‌شود و مجموع برآیند نظر مخاطب نسبت به او به‌صورت الکن در دو سکانس تخلیه بار قایق و زندانی کردن صالح ختم می‌شود و به خروجی قابل‌قبولی از شخصیت‌پردازی و درک کامل شخصیت او منجر نمی‌شود.‌

انتظار می‌رود یادگارجنوب در آینده و در زمان اکران عمومی گیشه موفقی داشته باشد و بتواند از نظر اقتصادی انتظارات صاحب سرمایه و سینمای ایران را برآورده کند.