یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران طی یادداشتی نوشت:
از همان آغاز جنگ تحمیلی سوم، کسانی هر چند محدود، تلاش کردند تا به مردم مبعوث شده القا کنند که نیروهای مسلح و مردان میدان نظامی قابلاعتماد هستند؛ لکن چنین اعتمادی به دیپلماسی و فعالان در این عرصه وجود ندارد.
نگارنده در یکی از همان شبهای اول جنگ، در تجمع مردمی میدان ولیعصر حضور داشتم و برایم خیلی تعجبآور بود که چرا سخنران، به خود جرئت داده و بهراحتی در میان مردمی که باید به آنان امید داد و آنان را دعوت به وحدت در برابر دشمن متجاوز نمود، القای یأس و ایجاد ناامیدی و بدبینی مینماید؟
سخنران که نماینده مجلس بود، با صراحت گفت؛ ما به میدان و نیروهای مسلح اعتماد داریم، ولی نسبت به دیپلماسی و دیپلماتها اعتماد نداریم!
متأسفانه نتیجه این نوع صحبتهای اعتماد سوز و بدبین ساز نسبت به حوزه دیپلماسی و مذاکرهکنندگان در طول بیش از یک صد شب گذشته، شده آن چه در برخی از تجمعات مردمی در قالب شعارهای تند و دستنوشتهها علیه دستاندرکاران فعال در عرصه دیپلماسی مشاهده میشود.
پرسش اصلی آن است که آیا واقعاً میان مردان فعال در میدان نظامی و عرصه دیپلماسی و مذاکرات در شرایط کنونی و در موضوع جنگ و چگونگی پیشبرد و پایانبخشی به آن، تفاوت نگاه و دوگانگی وجود دارد؟
بهترین و دقیقترین پاسخ به این پرسش را، یکی از فرماندهان اصلی میدان نظامی داده است.
سردار اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در گفتوگو با سیمای جمهوری اسلامی با اشاره به جنایت صهیونیستها در بمباران ضاحیه در زمان مذاکرات و چگونگی مواجهه تیم مذاکرهکننده با این موضوع میگوید:
"همین شب گذشته، در حال مذاکره و توافق بودند، حالا مسئولین سیاسی باید بیایند و بگویند، این آمریکاییهای بسیار بدقول و غیرقابلاعتماد، در این دوره از مذاکرات که به شکل توافقی و غیرمستقیم بود، یکبار دیگر باز موشک را وسط میز مذاکره و توافق زدند، منتهی برادران عزیز ما در میز مذاکره که واقعاً باید به آنها خداقوت بگوییم، از برادر عزیزمان آقای قالیباف بهعنوان رئیس تیم مذاکرهکننده تا بقیه برادرانی که همراه ایشان کار کردند. انصافاً جای تقدیر و تحسین دارد که باز هم اینها هستند باروحیه مقاومتی، در لحظهای که به لبنان تعرض کردند، بعد خودشان میآیند و میگویند چقدر بااقتدار با آمریکاییها و واسطهها صحبت کردند. از توییتهایی که زدند معلوم میشود به دستوپا افتادند، از شخص رئیسجمهور آمریکا توییتش معلوم میشود چطور میلرزد و حرف میزند که آقا نباید این کار میشد، چطور این طور شد، کسی نباید این کار را میکرد، اسرائیل این طور، این نشان از این دارد که چه برادری که پشت لانچرهای موشک ماست، چه برادران مقاومت ما در اوج سختترین لحظات در جنوب لبنان در دفاع از نبطیه، صور و جاهای دیگر، و چه برادرانی که پشت میز مذاکره و توافق نشستند، جنسشان مقاومتی است."
حال با این روایت از هم جنس بودن مردان دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده با رزمندگان در میدان جنگ نظامی، که نشاندهنده این واقعیت است که در جمهوری اسلامی، دیپلماسی خود نوعی جهاد و مبارزه بوده و در امتداد میدان نظامی برای تأمین حقوق ملت ایران قرار دارد؛ باید به این سؤال پاسخ داد که تخریبکنندگان مردان دیپلماسی با چه انگیزههایی دست به این نوع رفتارهای وحدتشکن و مغایر با منافع ملی می زنند؟
چرا بهراحتی عدهای منافع سیاسی فردی و حزبی را بر منافع ملی در این شرایط حساس که کشور نیاز به وحدت و انسجام دارد؛ ترجیح داده و بهراحتی در میان مردم مبعوث شده، بذر تفرقه و اختلاف میپاشند؟