مدافع باتجربه تیم ملی که امسال چند باری بازوبند کاپیتانی تیم کی روش را هم بر بازو بست، تقریبا یک ماه قبل تولد 34 سالگی خود را جشن گرفت اما به خاطر برخی مصدومیت ها فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی برای صدمین بار را به دست نیاورد. البته این اتفاق احتمالا تا چند روز دیگر و در سال 95 برای این مدافع باتجربه رخ می دهد. در ادامه با سیدجلال حسینی که روزهای سختی را در نفت تهران پشت سر می گذارد، همکلام شدیم و گفت و گویی متفاوت را در روزهای پایانی سال با وی انجام دادیم.

 

نفت سال 94 را خراب کرد

سیدجلال در ابتدای گفت و گو درباره اتفاقاتی که در سال 94 برای او رخ داد، اظهار داشت: سال نسبتا سختی بود. در ابتدای سال که در تیم الاهلی قطر بودم و توانستیم با مشکلاتی که وجود داشت، به رتبه پنجم برسیم ولی متاسفانه حضورم در نفت همه چیز را خراب کرد. از روز اولی که به نفت پیوستم تا همین الان، یک روز خوب هم نداشتم و دائما در استرس و فشار بوده ام. البته در تیم ملی نیز روزهای خوبی را سپری کردم و بهترین اتفاق هم تولد دخترم بود. از طرفی از دست دادن اکبر دارستانی که یکی از بهترین مربیان بدنساز ایران بود، داغ بزرگی را بر دل ما گذاشت.

 

برای انتخاب نفت اشتباه کردم

وی در پاسخ به این سوال که از بازگشتش به لیگ ایران پشیمان هست یا خیر، عنوان کرد: متاسفانه من در انتخابم اشتباه کردم وگرنه تیمهایی مثل پرسپولیس، استقلال، تراکتور، سایپا و ذوب آهن امسال شرایط خوبی دارند. نفت با آن چیزی که من از بیرون می دیدم، کاملا متفاوت است و الان که داخل این تیم هستم، می توانم بگویم که اصلا تیم نیست. متاسفانه با کسی در آن مقطع مشورت نکردم و این اتفاق رخ داد. با این حال هر جا بروم، با تمام وجودم بازی می کنم و الان هم دربازیهای آینده هر شرایطی که باشد،‌برای نفت با تمام وجود به میدان می روم.

 

بزرگترین حسرتم نرسیدن به فینال آسیا بود

وی درباره بزرگترین حسرت خود در سال 94 خاطرنشان کرد: بزرگترین حسرت من این بود که نتوانستم با نفت به فینال لیگ قهرمانان برسم و مقابل الاهلی در آن بازی شکست خوردیم. در واقع یکی از دلایل من برای انتخاب باشگاه نفت همین بود که در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا حضور داشت اما با وجود تلاش بازیکنان و مربیان نتوانستیم به هدفمان برسیم. متاسفانه از آن موقع تا به حال همه چیز بدتر شده و باشگاه توجهی به بازیکنان ندارد.

 

به دنیا آمدن «نیلا» زندگی را شیرین کرد

مدافع ملی پوش نفت تهران درباره بهترین اتفاق زندگی اش در سال 94 نیز گفت: قطعا تولد دخترم به نام نیلا بهترین اتفاق زندگی من در سال جاری بود که زندگی را برای من شیرین کرد.

 

از برانکو دلخوری ندارم

مدافع سابق پرسپولیس درباره ماجرای حضورش در این تیم در ابتدای فصل تصریح کرد: وقتی به ایران آمدم،‌نژادفلاح با من حرف زد و گفت که تیم شرایط خاصی دارد و تو باید پرسپولیسی شوی. من هم قبول کردم تا برگردم اما وقتی کادر مدیریتی عوض شد، گفتند که برانکو تو را نمی خواهد. بالاخره تصمیم سرمربی همه چیز را در یک تیم مشخص می کند و من هم خیلی راحت با این موضوع کنار آمدم. با این حال به هیچ عنوان از برانکو ناراحت نیستم چون فوتبال حرفه ای شده و بازیکنان و مربیان دائما از این تیم به آن تیم می روند.

 

نمی توانم بگویم برمی گردم یا نه

وی در پاسخ به این سوال که ممکن روزی به پرسپولیس برگردی، بیان داشت: من تمام تلاشم را می کنم که در هر تیمی هستم، آماده باشم و برای تیمم مفید باشم. این مهمترین و بهترین اتفاق برای من است. از الان نمی توان آینده را پیش بینی کرد.

 

از رویانیان پورشه نگرفتم

مدافع سابق پرسپولیس در واکنش به شایعاتی که در دوره حضورش در این تیم و اتومبیل های پورشه ای که گفته می شد رویانیان به او و چند بازیکن دیگر داده بود، بیان داشت: به هیچ عنوان اینطور نبود که رویانیان به ما ماشین بدهد. من هیچ وقت دنبال این نبودم که برای فوتبال بازی کردن ماشین و از این دست چرت و پرت ها بگیرم. اصلا هر کسی از این وعده ها بدهد، امکان ندارد که پیشنهادش را قبول کنم. ما سال قبل از آن در سپاهان بودیم و با محسن بنگر تصمیم گرفتیم که به پرسپولیس برویم و مثل سایر بازیکنان قرارداد بستیم. بعد از آن هم مشخص شد که قرارداد بازیکنان پرسپولیس از همه پایین تر بود و فقط یکسری چون می خواستند برای پرسپولیس حاشیه درست کنند، این حرفها را مطرح کردند.

 

رحمتی اصرار داشت به استقلال بروم

حسینی در رابطه با پیشنهاد جدی استقلال در ابتدای فصل گفت: مظلومی به صورت جدی آن موقع گفته بود که ما سیدجلال را می خواهیم و رحمتی هم چند باری با من صحبت کرد. در واقع از زمانی که از قطر برگشتم، مهدی رحمتی خیلی با من حرف زد و گفت که به استقلال بروم اما به خاطر دلایلی که برای خودم داشتم، نپذیرفتم. امیدوارم رحمتی هم از دست من ناراحت نشود چون آن موقع در شرایطی نبودم که بتوانم به استقلال بروم.

 

وقتی با کی روش کار کردم، تازه فهمیدم فوتبال چیست

وی در خصوص کار کردن با کارلوس کی روش در 5 سال اخیر و اینکه چرا همیشه بازیکنان تیم ملی از او حمایت می کنند، اذعان داشت: وقتی شما با کارلوس کی روش کار می کنید، تازه متوجه می شوید که فوتبال چیست. تمرین و استراحت خوب و امکانات حرفه ای را درک می کنید. مهمتر حمایتی است که خودش از بازیکن می کند. نفر اولی که در تیم ملی به بازیکن کمک می کند، کی روش است. تنها کسی که برای پیشرفت فوتبال ایران در شرایط فعلی می جنگد، قطعا کی روش است. نه تنها من بلکه همه بازیکنان باید از کی روش به خاطر تلاش هایش تشکر کنند. مطمئن باشید که وقتی کمپ تیم ملی درست می شود، این اولین نفعش برای بازیکنان است. من معتقدم چون کی روش شخصیت قدرتمندی دارد، دوست دارد که بازیکنانش نیز چنین شخصیتی داشته باشند.

 

کاپیتانی تیم ملی وزنه سنگینی است

کاپیتان دوم تیم ملی درباره بستن بازوبند کاپیتانی در چند بازی ملی گفت: اول از همه وقتی پیراهن تیم ملی را می پوشی، این باعث افتخار است. البته وقتی تعداد دفعات این اتفاق بالای 50 بار می رود، حس بسیار فوق العاده ای به بازیکن دست می دهد. وقتی هم که بازوبند را ببندی، انگار یکی از سنگین ترین وزنه های زندگی ات را دوش خود احساس می کنی. آن موقع است که می فهمی باید مواظب رفتار و کردارت باشی که همه متوجه شوند ارزش کاپیتانی تیم ملی چقدر بالاست.

 

صدمین بازی ملی نتیجه زحماتم است

وی درباره اینکه در سال 94 به دلیل مصدومیت نتوانست صدمین بازی ملی خود را انجام دهد، بیان داشت: فعلا که به اردو دعوت شدم و امیدوارم طلسم صدمین بازی ملی من هم شکسته شود. حتی از جایگاه خودم مطمئن نیستم و هر بار به تیم ملی می روم،‌فکر می کنم وارد میدان جنگ شدم و با بالاترین آمادگی تلاش می کنم. تا به حال 99 بازی ملی انجام دادم و اگر خدا بخواهد، در روزهای ابتدایی سال 95 بالاخره به باشگاه صدتایی ها می پیوندم. این اتفاق برای من خیلی جای خوشحالی دارد. حس می کنم که به نتیجه خیلی از زحماتی که کشیدم،‌ رسیده ام. قطعا خانواده ام در این اتفاق نقش پررنگی داشته اند.

 

حضورم در تیم منتخب نود یک اتفاق بزرگ بود

مدافع نفت تهران درباره حضورش در تیم منتخب تاریخ فوتبال ایران بعد از انقلاب به انتخاب مخاطبان برنامه نود اضافه کرد: اول از همه من جزو گزینه های اصلی نبودم و با انتخاب مردم به عنوان 3 گزینه نهایی به جمع 9 مدافع برتر رفتم. فکر می کنم قرار گرفتن من در میان آن 9 نفر هم افتخار بزرگی بود. انتخاب من در تیم منتخب نیز یک اتفاق بزرگ برایم بود و هیچ وقت از لطف مردم چشم پوشی نمی کنم. خیلی خوشحالم که در میان بزرگان آن تیم قرار گرفتم، اگرچه مدافعان بزرگ دیگری هم لیاقت این انتخاب را داشتند.

 

خدا تصمیم می گیرد کی خداحافظی کنم

وی در پاسخ به این سوال که برای پایان دادن به فوتبالش تصمیمی گرفته، گفت: من تا زمانی که توان داشته باشم، تلاش خودم را می کنم. خدا را شکر الان که شرایطم خیلی خوب است و آماده هستم. فکر می کنم برای پایان فوتبال من و خداحافظی خودم تصمیم نمی گیرم و این خدا است که تصمیم می گیرد. فعلا به هیچ عنوان به این موضوع فکر نمی کنم.

 

وقتی توپ و لباس نداریم، چطور مربی شوم؟

سیدجلال درباره اینکه به مربیگری بعد از کنار گذاشتن فوتبال فکر می کند یا خیر،‌ عنوان کرد: بعضی وقتها که به وضعیت مربیان نگاه می کنم، می بینم که کار آنها خیلی سخت است. الان هم شرایط در فوتبال بسیار سخت است و شاید طوری باشد که دوست دارم بروم و دیگر برنگردم چون حداقل امکانات هم وجود ندارد. وقتی هیچ چیزی در این فوتبال نداریم، نمی شود به مربیگری فکر کرد. وقتی توپ و لباس که امکانات اولیه است را نداریم، چطور من می خواهم مربی شوم؟ مربیگری در ایران افراد خاص را می طلبد و باید اعصاب قوی داشته باشید. من هم احساس می کنم که به این راحتی نمی توانم درباره مربی شدن تصمیم بگیرم.

 

با 4 بازیکن خیلی راحت بودم

وی در پاسخ به این سوال که بهترین مربیان و همبازیانش در طول دوران بازیگری اش چه کسانی بوده اند، گفت: درباره مربیان که نمی توانم اسمی بیاورم چون خیلی ها بودند که از کار کردن با آنها لذت بردم اما همبازیان خوبی داشتم. هادی عقیلی، محسن بنگر، پژمان منتظری و امیرحسین صادقی 4 نفری بودند که از بازی کردن کنار آنها لذت بردم و زوج خوبی را تشکیل داده بودیم.

 

چقدر حرص بخوریم تا این فوتبال درست شود؟

حسینی در پایان درباره آرزوی خود در سال 95 گفت: سال نو را به همه هموطنانم تبریک می گویم و آرزو دارم که در سال جدید تیم ملی کشورم در بهترین شرایط قرار بگیرد و به خواسته های کادرفنی توجه شود. از طرفی امیدوارم برخی از آقایان خیلی راحت درباره فوتبال صحبت نکنند چون بویی از فوتبال نبرده اند. هر کسی از راه می رسد، دهانش را باز می کند و می گوید فلان بازیکن یا مربی را عوض می کنم، خب عوض کنید. به جای این صحبتها امکانات خوب برای تیم ملی فراهم کنید. تیم ملی یک زمین ندارد، 2 تیم اصفهانی از یک زمین استفاده می کنند که اگر سعید آذری به آن نرسد، نابود می شود. نمی دانم من و امثال من باید چقدر حرص بخوریم تا این فوتبال درست شود.