خوش صحبت، رک و بدون تعارف. این سه خصیصه اصلی وحید هاشمیان است. مردی که به لحاظ شخصیتی با تمام فوتبالیستهای دیگر متفاوت است و سالها زندگی در آلمان اخلاق او را شبیه مردم این کشور کرده. نظم و اصول، واژه های کلیدی هلی کوپتر است و او در صحبتهایش تاکید زیادی روی این موضوع دارد. با هاشمیان در شرایطی صحبت کردیم که از حرفهایش معلوم بود اشتیاق زیادی برای نشستن روی نیمکت تیم های لیگ برتری دارد اما آن فرصت ایده الی که دنبالش هست را هنوز پیدا نکرده.
شما بعد از اینکه فوتبالتان تمام شد دوره های مربیگری را در بالاترین سطح ممکن پشت سر گذاشتید. دلیل این قضیه چه بود؟ علاقه شخصی یا اینکه امید داشتید مسئولان فدراسیون روزی به وحید هاشمیان پستی در یکی از تیم های ملی بدهند؟
خدا را شکر از روزی که فوتبال را شروع کردم منتظر کمک کسی نبودم و می دانستم فدراسیون قطعا با من تماس نمی گیرد. من روی علاقه خودم به کلاسهای مربیگری رفتم و اتفاقا امسال پیشنهاد سرمربیگری از یک تیم لیگ برتری هم داشتم
چه تیمی؟
نفت تهران و گزینه اصلی هدایت این تیم بودم اما چون شرایط مناسب من نبود به این تیم جواب مثبت ندادم
چرا؟
تیم وضعیت مالکیت مشخصی نداشت و معلوم نبود وضعیت مالی و نحوه جذب بازیکنانش به چه شکلی است.
اما علی دایی پیشنهاد نفت را قبول کرد و با این تیم نتایج خوبی گرفته و تیم چهارم جدول است
خب دایی تجربه مربیگری در لیگ ایران را دارد اما من حداقل 2 ماه زمان می خواستم تا با شرایط آشنا شوم. من باید از بازیکن شناخت داشته باشم. وقتی لیگ قرار است 20 روز دیگر شروع شود و همه بازیکنهای خوب تیم جدیدشان را مشخص کردند، قبول بفرمایید که من کار راحتی نداشتم. چون قرار بود نفت استارت سرمربیگری من در لیگ برتر باشد، آن شرایطی که می خواستم، امکان پذیر نبود.یک مربی بین 6 تا 8 هفته برای ساختن تیمش زمان می خواهد. از طرف دیگر پرسپولیس هم با من برای کمک برانکو صحبت کرده بود و آقای طاهری از طریق آقای خوردبین با من تماس گرفتند اما به این پیشنهاد هم جواب مثبت ندادم
خب چرا پیشنهاد این تیم را قبول نکردید؟
پرسپولیس شرایط خاص خودش را دارم. من با نحوه برخورد مدیران باشگاه در مورد بدهی من مشکل داشتم و به همین دلیل ترجیح دادم با این باشگاه همکاری نکنم. الان من از باشگاه طلب دارم اما خبری از پرداخت پولم نیست و طاهری مصاحبه کرده و گفته که طلبکاران باید با شرایط ما کنار بیایند.وقتی در این تیم بازی می کردم به خاطر هر باخت ما را جریمه می کردند که من چنین موضوعی را قبول نداشتم. در قرارداد هم آمده بود که باشگاه چنین حقی دارد . من از اولین قراردادم با پرسپولیس خاطره خوبی داشتم چون همه چیز درست و اصولی بود و به همین دلیل موقع بستن قرارداد جدید دیگر قرارداد را نخواندم
مدل پیشرفت شما پله پله بوده و با توجه به این مدل فکری، ترجیح می دهید کارتان در فوتبال ایران را به عنوان مربی شروع کنید یا سرمربی؟
من زمانی که در پرسپولیس بازی می کردم از فضای فوتبال ایران شناخت کافی پیدا کردم. از طرف دیگر مدرک مربیگری هم دارم و فکر نمی کنم پله پله در فوتبال ایران فایده ای داشته باشد. به همین دلیل اگر بخواهم کار کنم دوست دارم سرمربی باشم نه مربی
شما از فوتبال آلمان هم شناخت خوبی دارید. آنجا هم بازی کرده اید هم در دوره های مربیگری اش شرکت کرده اید. به این فکر کردید که در آلمان فعالیت کنید؟
مربیگری در آلمان کار خیلی سختی شده. الان یورگن کولر در لیگ 5 آلمان مربیگری می کند و در لیگهای پایین تر شما می توانید مربیان سرشناسی پیدا کنید. آنجا رقابت بیشتر از ایران است هر چند که به نظرم اصولی تر هم هست
رسیدن به این اصولی که شما می گویید، در فوتبال ایران اصلا کار راحتی نیست. اینجا بسیاری از باشگاهها از حرفه ای بودن فقط اسمش را دارند و آن امکاناتی که شما در فوتبال آلمان دیده اید، در فوتبال ایران وجود خارجی ندارد
اینکه باشگاه از پس هزینه هایش بربیاید و یک زمین تمرین داشته باشد، چیز زیادی در فوتبال نیست
اما در ایران خیلی از باشگاهها حداقل امکانات را هم ندارند
خب پس دلیلی ندارد که لیگ برتر را با 16 تیم برگزار کنند. می توان لیگ را 8 تیمی کرد و هر تیمی که پول ندارد بازی نکند. اینجوری باشگاه مجبور می شود با برنامه و پلن جلو بیاید یا اینکه با بازیکنان قرارداد میلیاردی نبندد
الان دیگر بازیکنان سرشناس حاضر نمی شوند با قراردادهای چند صد میلیونی بازی کنند
خب این قراردادها که ضمانت اجرایی ندارد و خیلی از بازیکنان به پولشان نمی رسند. بین 25 تا 30 درصد قراردادها را که باشگاه به عنوان جریمه برمی دارد و درصدی هم مربوط به مالیات می شود اما وقتی من در بوندس لیگا بودم خبری از جریمه به خاطر باخت در یک بازی نبود. آن زمان که بوخوم بودم در قراردادم آمده بود که در صورت سقوط، باشگاه می تواند بین 20 تا 30 هزار یورو از حقوقم بردارد اما اینطور نبود که هر بازی بخواهند جریمه کنند
دو سه هفته قبل از قول شما خواندم که گفته بودید اگر سردار آزمون لیورپول او را بخواهد، سردار باید قبول کند. به نظرتان نیمکت نشینی در یک باشگاه بزرگ اروپایی بهتر است یا فیکس بازی کردن در یک تیم معمولی اروپایی؟
سردار بازیکن خیلی خوبی است اما اگر بایرن مونیخ یا لیورپول شما را بخواهد حاضری به آنها جواب رد دهی؟ اولا باید دید پیشنهاد باشگاههای انگلیسی به آزمون تا چه حد صحت دارد دوما وقتی بایرن مونیخ مرا خرید به این دلیل مرا جذب کرد که اگر ماکای مصدوم شد وحید بازی کند. تیم های بزرگ اروپایی در چند تورنمنت بازی می کنند و به همین دلیل سعی می کنند نیمکت قوی ای داشته باشند تا اگر قرار به استفاده از سیستم چرخشی شد، بتوانند روی بازیکنان ذخیره شان هم حساب کنند. من اگر جای سردار بودم پیشنهاد لیورپول را قبول می کردم. مطمئن باشید باشگاه بزرگ، بی جهت دست روی یک بازیکن نمی گذارد و نمی آید به یک بازیکن پول بدهد که فقط روی نیمکت نشین باشد
در مورد تیم ملی صحبت کنیم. محبوبیت کارلوس کی روش بعد از بازی با ازبکستان و کره به طرز محسوسی بیشتر شده و حالا تیم او در کنار نتیجه گیری می تواند فوتبال تماشاگر پسندی انجام دهد. اما او هنوز منتقدانی دارد که می گویند کی روش هیچ کاری برای فوتبال ایران انجام نداده و تنها بازی خوب تیم ملی در دوران او، نیمه دوم دیدار با آرژانتین در جام جهانی بوده است
کی روش در فاز نتیجه گیری موفق عمل کرده. او البته در جام جهانی نتوانست نتایج خوبی بگیرد و نتایجش مثل نتایجی بود که برانکو در جام جهانی 2006 گرفت. ما فوتبال بازی می کنیم که مردم راضی باشند و به نظر می رسد که مردم ما در حال حاضر کی روش را دوست دارند. بعد از جدایی برانکو از تیم ملی مربیان زیادی روی نیمکت نشستند اما کی روش 5 سال است که سرمربی تیم ملی شده و دید خوبی پیدا کرده. او تغییر نسل تیم ملی را به صورت تدریجی شروع کرده و حالا توانسته نسل خوبی را به تیم ملی بیاورد. در مورد سبک فوتبال به نظرم او سبک تیم او تا قبل از بازیهای مرحله انتخابی جام جهانی دفاعی بود اما حالا او فوتبال هجومی را هم وارد تیمش کرده و من طرفدار سبک فعلی تیم ملی هستم. کی روش یک حسن دیگر هم دارد. او خیلی خوب توانسته خودش را با فرهنگ ایران وفق دهد و بر افکار عمومی تاثیر بگذارد. یورگن کلوپ به لحاظ فنی شاید مثل توخل دورتموند سرمربی فعلی نباشد اما می تواند یک استادیوم را با خودش همراه کند و کی روش این قابلیت را دارد که همه را با خودش همراه کند
نظرتان در مورد ایده او برای تعطیل کردن بازیهای لیگ به خاطر تیم ملی چیست؟ خیلی از مربیان لیگی مخالف شدید این اتفاق هستند
کار او هم درست است هم غلط. بازیکنان آلمان فقط 5-4 روز قبل از بازی دور هم جمع می شوند چون شیوه بازی تیم ملی با شیوه بازی در باشگاهها یکی است اما اینجا هر تیمی یک سبک دارد و من هم اگر مربی تیم ملی بودم شاید لیگ را تعطیل می کردم تا تیم را با تفکر خودم به میدان بفرستم و گرنه با 5-4 روز تمرین کردن، بازیکن با تفکر خودش بازی می کند نه تفکر سرمربی اش. طرف دیگر ماجرا خستگی بیش از حد بازیکنان ملی پوش باشگاهها به خاطر حضور در تیم ملی و باشگاههاست. بازیکن ملی پوش زمانی می تواند خوب بازی کند که برنامه بازیهایش در باشگاه منظم باشد. قبل از شروع لیگ باید بین مربیان باشگاهی و کی روش جلسه می گذاشتند تا همه چیز با تعامل حل شود.
خب هیچ وقت چنین جلسه ای تشکیل نمی شود چون ارتباط بین کی روش و مربیان شکل نمی گیرد. البته منتقدان سرمربی تیم ملی مقصر این موضوع را مرد پرتغالی می دانند که موضع بالا به پایین به فوتبال ایران دارد
کی روش وقتی می بیند مربیان به او در مصاحبه هایشان حمله می کنند طبیعی است که علیه آنها جبهه بگیرد و گرنه اگر در فضایی دوستانه او با مربیان ایرانی جلسه بگذارد بعید است اتفاقی بیفتد. هیچ مربی ایرانی به خاطر تیم ملی هم که شده دوست ندارد شاهد شکست کی روش باشد
برسیم به پرسپولیس و مهدی طارمی. او جلوی پدیده گل زد اما امسال موقعیتهای زیادی از دست داده و به همین دلیل از او زیاد انتقاد می شود
اول بگویم که مهدی از نظر من استعداد گلزنی دارد و یک گلزن ذاتی استبرای هر مهاجمی این شرایط به وجود می آید. توماس مولر مدتهاست که گل نزده. من هم زمان حضورم در هانوفر در 12 بازی گل نزدم. بعضی مواقع وقتی مهاجم چند موقعیت را از دست می دهد دفعه بعدی سعی میکند نهایت دقت را به کار بگیرد و ممکن است همین کار را خراب کند. مهاجم بیشتر با احساسش به توپ ضربه می زند تا با فکرش و اگر بخواهد بیش از حد دقت کند شاید نتواند توپش را گل کند.