بازیکنی که به رئال مادرید « نه » گفت تا پرسپولیسی شود!

پیشکسوت تیم فوتبال پرسپولیس  با بیان اینکه مرحوم ناصر حجازی یکی از بهترین‌های دروازه‌بان‌های تاریخ فوتبال ایران است، گفت: با این حال وقتی بازیکن پاس بودم از فاصله ۴۰متری دروازه زنده‌یاد ناصر حجازی را باز کردم.

اخبار ورزشی- محمد صادقی یکی از بازیکنان شاخص فوتبال ایران محسوب می‌شود که شاید کمتر اسم او را شنیده باشید، اما این بازیکن همراه با تیم ملی و پرسپولیس افتخارات زیادی را به دست آورده که برای همیشه در کلکسیون افتخارات تیم ملی حک شده است. محمد صادقی حرف‌های جالبی بر زبان آورد که متن آن در ذیل از حضورتان خواهد گذشت.

فوتبال را از کجا شروع کردید؟

از زمین‌های خاکی اهواز، آنجا محله‌ای بود به نام گمرک که جمع می‌شدیم و صبح تا شب فوتبال بازی می‌کردیم، خیلی از بازیکنان خوب اهوازی از همین محله فوتبال را شروع کردند و به رده‌های بالاتر رسیدند.

چطور شد از اهواز به تهران آمدید؟

سال ۴۸ در فینال مسابقات آموزشگاه‌های ایران به فینال رسیدیم، به مصاف تهران رفتیم، من کاپیتان خوزستان بودم و مرحوم منصور پورحیدری کاپیتان تهران. در فینال داور پنالتی گرفت و جنجال بزرگی به راه افتاد.

چه جنجالی؟

پورحیدری پنالتی را تبدیل به گل کرد. ما هم که از این ناداوری ناراحت شده بودیم، تمام شیشه‌های ورزشگاه امجدیه سابق و شهید شیرودی امروز را شکستیم. همه می‌گفتند اغتشاش در امجدیه!

بعد از این جنجال چه اتفاقی افتاد؟

من و چند نفر از بازیکنان خوزستان محروم شدیم، بعد دیپلم گرفتم و دانشگاه قبول شدم. مسابقات قهرمانی ایران بود که تیم تاج اهواز مرا به عنوان یار کمکی برد و به فینال رسیدیم. در فینال با پاس روبرو شدیم و آن‌قدر خوب بازی کردم که سرمربی این تیم عملکرد مرا پسندیدند و پاسی شدم. سه سال در پاس بازی کردم. ۲ سال قهرمان شدیم و یک سال نایب قهرمان. بعد از آن می‌خواستند من را به زور نگه دارند.

بعد از جام جهانی ۱۹۷۸ پرسپولیسی شدید؟

بله. ما از جام جهانی که برگشتیم، پرسپولیس با من قرارداد یک میلیون تومانی بست که از همین پول، ۴۰ هزار تومان را به پاس دادم. خلاصه من رفتم پرسپولیس و با پرسپولیس قهرمان جام حذفی ۱۳۵۶ شدیم.

یک میلیون تومان آن زمان پول زیادی بود؟

در آن سال و با آن پول می‌شد ۱۰ واحد آپارتمان در بهترین نقطه تهران خرید، البته ماهی ۱۰۰۰ تومان هم حقوق می‌گرفتم.

استقلال هم زمانی شما را می‌خواست؟

مدیران این تیم خیلی دنبال من بودند و می‌خواستند هر طور شده با استقلال هم قرارداد ببندم، اما من نمی‌خواستم و همیشه به آن‌ها پاسخ منفی می‌دادم. یاد می‌آید مدیر وقت استقلال تلاش زیادی انجام داد و حتی کار به تهدید هم کشید، اما گفتم اگر فوتبال را کنار بگذارم استقلالی نمی‌شوم.

بعد ۲ سال فوتبال بازی نکردید؟

دوست ندارم درباره اتفاقات تلخ گذشته حرف بزنم، خیلی اذیت شدم، من را به ورزشگاه هم راه نمی‌دادند.

چرا؟

این پرسشی است که همیشه به دنبال آن بودم، اما هیچ وقت پاسخی برای آن پیدا نکردم، به ورزشگاه می‌رفتیم، اما می‌گفتند حق ورود ندارید. شاید جالب باشد بدانید طرح ۲۷ ساله‌ها را برای من و حجازی گذاشتند تا از حضور در تیم ملی محروم شویم. من در اوج دوران بازیگری‌ام از پوشیدن پیراهن تیم ملی محروم شدم.

شما از جمله فوتبالیست‌هایی شوت‌زن ایران بودید؟

آن روز‌ها فوتبالیست‌های شوت‌زنی داشتیم که در فوتبال امروز ما کم هستند، من فراموش نمی‌کنم وقتی تمرین تمام می‌شد یک ساعت در زمین می‌ماندیم و تمرین شوت‌زنی می‌کردیم. الان بازیکنان از تمرین کردن فراری هستند و آرزو می‌کنند هر چه زودتر تمام شود. من یک گل به یاد ماندنی به مرحوم حجازی زدم.

به چه صورت؟

وقتی بازیکن پاس بودم از فاصله ۴۰متری دروازه زنده‌یاد حجازی را باز کردم، این یکی از بهترین گلی‌های ورزشی‌ام بود، البته این را هم باید بگویم ناصر (حجازی) از بهترین گلر‌های تاریخ فوتبال ایران بود که دیگر مثل او متولد نخواهد شد.

به تیم ملی آرژانتین هم گل زدید؟

هشتادمین سال تولد سانتیاگو برنابئو بود، یک تورنمنت برگزار کرده بودند. با تیم ملی ایران در این تورنمنت شرکت کردیم، نیمه اول روی یک ضربه پنالتی گل خوردیم، اما نیمه دوم این قدر خوب بازی کردیم که توپ و میدان در اختیار ما بود. عادلخانی از جناح راست سانتر کرد و من هم با ضربه سر زدم تو گل، سال بعد همان تیم قهرمان جام جهانی شد. آن سال مارادونا تازه گل کرده بود، ولی به او بازی ندادند. در بازی با ایران از دقیقه اول تا آخر مارادونا دور زمین روپایی می‌زد. آن زمان طرفداران رئال مادرید عادت داشتند هر تیمی که در زمین‌شان خوب بازی می‌کرد برایش دستمال سفید تکان می‌دادند. وقتی من گل زدم برای من این کار را انجام دادند. بعد از آن بازی پیشنهاد وسوسه انگیزی به من داده شد.

چه پیشنهادی؟

حضور در رئال مادرید. آن‌ها پیشنهاد دادند که با این تیم قرارداد امضا کنم.

این پیشنهاد چه شد؟ چرا قبول نکردید؟

مربی وقت تیم ملی گفت یکی از سران عالی‌رتبه مملکت پرسپولیسی است و دوست ندارد تو به رئال مادرید بروی.

شما گفتید که بعد از جام جهانی پرسپولیسی شدید، این پیشنهاد برای قبل از جام جهانی است؟

من با پرسپولیس تمام کرده بودم و مشخص بود که پس از جام جهانی به این تیم می‌روم، مربی وقت تیم ملی به من گفت هر پولی که رئال مادرید به تو بدهد، پرسپولیس هم همان مقدار به تو خواهد داد.

از اینکه به پرافتخارترین باشگاه جهان نرفتید، ناراحت نیستید؟

نه! به هر حال شرایط آن‌گونه برایم رقم خورد و من به پر تماشاگرترین تیم ایران آمدم، من آدمی نیستم که افسوس گذشته را بخورم.