اتلتیکو شدیداً به یک جام نیاز داشت. این تیم از سال ۲۰۲۱، یعنی سالی که آخرین بار قهرمان لالیگا شد، تشنه موفقیت بوده است. شانس آنها برای قهرمانی در لیگ در این فصل به سرعت از بین رفت. علاوه بر این، اکنون حتی شانس آنها برای کسب رتبهی سوم نیز با توجه به فاصله پنج امتیازی با ویارئال بسیار اندک است.
با این حال، سیمئونه مدتها بود که از قهرمانی در لیگ ناامید شده بود. اولاً، صدرنشینان فاصله بسیار زیادی گرفته بودند. ثانیاً، اتلتیکو در رقابتهای دیگر چیزی برای جنگیدن داشت. آنها در نیمهنهایی سوپرجام اسپانیا به رئال مادرید باختند که خب، مسئلهی مهمی نیست، پیش میآید، به خصوص با در نظر گرفتن این که آنها به تازگی رئال را در لالیگا با نتیجه ۲-۵ در هم کوبیده بودند. شکست در سوپرجام قابل چشمپوشی است.
کوپا دل ری و لیگ قهرمانان باقی ماندهاند. همانطور که میدانیم، اتلتیکو مادرید عاشق مسابقات حذفی است. شاگردان سیمئونه در حفظ ثبات در مسیر هموار لیگ دچار مشکل میشوند اما در مسابقات حذفی که رقابت به بخشهای کوتاهتر تقسیم میشود، اتلتیکو مادرید همیشه حرفی برای گفتن داشته است. در یک روز خوب، این تیم میتواند هر کسی را قلدرمآبانه شکست دهد.
البته بعد از آن، ممکن است به هر کسی هم ببازد اما این موضوع دیگری است. نکته اصلی این است که اتلتیکو یک «مشتزن نخبه» است. آنها میتوانند مشت بخورند، در دفاع زجر بکشند و صبوری کنند اما بعد چنان ضربهای میزنند که حریف دیگر قادر به بلند شدن نباشد. به عنوان مثال، اتلتیکو مادرید بارسلونا را در لیگ قهرمانان شکست داد. بله، پیروزی نزدیکی بود. بله، ممکن بود شکست بخورند. حداقل بازی میتوانست به وقتهای اضافه کشیده شود.
اما در هر صورت، اتلتیکو مادرید به شکلی درخشان بر اساس نقاط قوت خود بازی کرد. آنها با مهارتی به سبک «جنگهای چریکی»، پیروزی را در نوکمپ به دست آوردند و در بازی برگشت، با وجود شروعی ناامیدکننده، به سرعت خود را بازیابی کردند، گلی به ثمر رساندند و نتیجه را حفظ کردند تا صعود کنند.
در بازی رفت نیمه نهایی مقابل آرسنال نیز اتلتیکو به شکلی درخشان از نقاط قوت خود بهره برد. تقریباً تمام نیمه دوم عالی بود! پرس آنها فوقالعاده بود و آرسنال در محوطه جریمه خودی حبس شده بود. بله، در پایان بازی لحظهای بحثبرانگیز بین ابرچی ازه و هانکو رخ داد. اما در مجموع، اتلتیکو بازی بهتری ارائه داد و میتوانست پیروز میدان باشد.
در بازی برگشت هم اتلتیکو ۶۶ دقیقه خوب بازی کرد. بله، آنها گل خوردند اما میتوانستند گل هم بزنند و نه فقط بعد از دریافت گل، بلکه حتی زمانی که نتیجه ۰-۰ مساوی بود. این اتلتیکو بود که اولین حملات خطرناک بازی را آغاز کرد. یکی با شوت بیدقت خولیان آلوارز به بیرون رفت و دیگری با تلاش جولیانو سیمئونه از فاصله نزدیک همراه بود که توسط دکلان رایس مسدود شد.
آرسنال بر بازی مسلط بود اما اتلتیکو اعتراضی نداشت. آنها برای صعود نیازی به در اختیار داشتن ابتکار عمل نداشتند. تیم سیمئونه به شکلی موثر به عنوان «نقش مکمل» بازی کرد. این را نباید با «اتوبوس چیدن» اشتباه گرفت! اتلتیکو مالکیت توپ کمتری داشت و زمان زیادی را در نیمه خود سپری کرد اما این تیم میدانست چرا این کار را انجام میدهد و در مجموع، این استراتژی تا قبل از گل بوکایو ساکا جواب داده بود. تا آن لحظه آرسنال حتی یک موقعیت جدی گلزنی نداشت.
نیمه دوم شروع شد و اتلتیکو میتوانست بازی را به تساوی بکشاند. سیمئونه جوانتر یک موقعیت عالی داشت، به علاوه آنتوان گریزمان شوت خطرناکی زد که داوید رایا آن را مهار کرد. سپس دقیقه ۶۶ سرنوشتساز فرا رسید. در آن لحظه، مسابقه به پایان رسید و آرسنال عملاً به فینال صعود کرد. سیمئونه تصمیم گرفت گریزمان و آلوارز را از زمین بیرون بکشد.
بعد از بازی، نشریه مارکا خبر داد که آلوارز با مصدومیت بازی کرده است. او تا جایی که میتوانست با تمام توان بازی کرد اما در مقطعی بالاخره درخواست تعویض کرد. بسیار خب، این قابل درک است. با این حال، اگر مصدومیت پیش از بازی مشخص بود، منطقیتر نبود که خولیان را برای نیمه دوم نگه میداشتند؟ آدم گمان میکند که آلوارز، حتی اگر در اوج آمادگی نبود، بازی را بسیار بیشتر از الکس بائنا یا تیاگو آلمادا بهبود میبخشید.
در مورد گریزمان، هیچ گزارشی مبنی بر مشکلات جسمانی وجود نداشت و زمانی که او و خولیان پس از تعویض روی نیمکت نشان داده شدند، هیچ پزشکی اطراف آنها نبود. بنابراین، به احتمال زیاد این بازیکن فرانسوی حداقل به دلیل مصدومیت تعویض نشده است. پس چرا او را از زمین بیرون کشیدند، آن هم به این زودی؟ فقط الچولو میداند…
پس از خروج آلوارز و گریزمان، فوتبال اتلتیکو مادرید محو شد. سیمئونه تیمش را گیج کرده بود. بازیکنان اتلتیکو هیچ ایدهای نداشتند که چه کسی باید در حمله بازی کند، چه کسی باید خلاقیت به خرج دهد و چه کسی باید پاسهای ماقبل آخر و آخر را ارسال کند. سیمئونه احتمالاً قصد داشت بائنا و آلمادا این کار را انجام دهند، اما آن نقشه اصلاً جواب نداد.
آیا گریزمان و آلوارز تا زمانی که در زمین بودند، خوب عمل کردند؟ خولیان خیلی پرزرق و برق نبود اما مفید بود. او به توپ میچسبید، فعالانه در بازیسازی شرکت میکرد و در صورت نیاز به عمق یا جناحین متمایل میشد. و آنتوان؟ او به سادگی همه جا بود. کار دفاعی او در نیمه اول کاملاً شگفتانگیز بود! بله، او یک بار اجازه داد رایس از او عبور کند. با این حال، مهم است توجه کنیم که گریزمان، یک بازیکن هجومی، نیمی از زمین را دوید تا جناح راست را پوشش دهد. آن تکل غیرضروری بود اما آنتوان اخلاق کاری نمونهای از خود نشان داد.
و چطور توپ را از جلوی پای ویکتور گیوکرش ربود، درست وقتی که او میخواست از چند متری شوت بزند! این که گریزمان چگونه در جریان حمله موقعیتی آرسنال در آن نقطه حضور پیدا کرد، شاید یک سوال بیپاسخ باشد. او آنجا بود چون او «گریزمان» است. همین پاسخ کافی است. در نیمه اول، آنتوان در کار با توپ خوب بود و حملات را به شکلی درخشان آغاز میکرد. با این حال، عملکرد دفاعی او چنان فوقالعاده بود که هر چیز دیگری در خط حمله را تحتالشعاع قرار داد.
گریزمان همچنین تنها شوت در چارچوب اتلتیکو در نیمه دوم را به ثبت رساند. سپس او و آلوارز بیرون کشیده شدند و حمله ناپدید شد. در اواخر بازی، الکساندر سورلوث برای یک شوت خوب به زمین آمد، اما ضربهاش به خطا رفت. آن حتی یک موقعیت جدی نبود، فقط زمینهسازی بود. آرسنال از قبل در دفاع و بازی بر اساس نتیجه عالی عمل میکرد و بعد اتلتیکو کار را برای لندنیها آسانتر کرد.
حالا گریزمان بدون کسب حتی یک جام در این فصل اتلتیکو را ترک میکند. اتلتیکو فینال کوپا دل ری را به رئال سوسیداد باخت و فینال لیگ قهرمانانی هم در کار نخواهد بود. اگرچه گریزمان تمام تلاشش را کرد تا جایگاه اتلتیکو در فینال را تضمین کند اما میتوانست حتی کارهای بیشتری انجام دهد ولی به دلیلی، سیمئونه اجازه نداد.
سیمئونه زمانی که جامها بیش از هر وقت دیگری مورد نیاز بودند، پیروز نشد. البته جامها همیشه مورد نیاز هستند اما مخصوصاً زمانی که تصور میشود شما یک تیم تراز اول هستید و با این حال پنج سال را بدون هیچ جام یا نشانی سپری کردهاید. شما از قهرمانی در لیگ دست کشیدید... بسیار خب، باشد. درست است که در تورنمنتهای دیگر چشماندازهای بیشتری وجود داشت.
اما در نهایت، آنها کوپا دل ری را نبردند که از سال ۲۰۱۳ نبرده بودند و هنوز هم نبردهاند. سوسیداد، با تمام احترام، در فینال تیم ضعیفتر محسوب میشد. آنها به اندازه اتلتیکو هزینه نمیکنند. ترکیب آنها بسیار متواضعانهتر است. آنها در اواسط فصل به دلیل اوضاع بسیار بد، به سرعت مربی خود را تغییر دادند اما همچنان جام را بردند. اتلتیکو نتوانست از پس آن بربیاید.
و حالا مادریدیها فینال لیگ قهرمانان را نیز از دست میدهند. آرسنال حریف شایستهای است. هر چه میخواهید درباره سبک بازی آنها بگویید اما نمیتوان منکر شد که آنها بسیار قوی هستند. باختن به تیمی مثل آرسنال، مخصوصاً وقتی بازی برگشت در زمین حریف است، مایه شرمساری نیست. مسئله این است که راههای زیادی برای باختن وجود دارد. و سیمئونه، از بسیاری جهات، پیروزی را به آرسنال تقدیم کرد.
برای یک نیمه و نیم، او و تیمش نشان دادند که میتوانند پایاپای بازی کنند و حتی گاهی بهتر از آرسنال باشند. اما در نهایت، با دستان خودش و با تعویضهایش همه چیز را خراب کرد. بله، به نظر میرسید آلوارز نمیتواند ادامه دهد. اما، باز هم میگویم، شاید منطقیتر بود که او را از ابتدا بازی نمیدادند و با پیشرفت بازی، او را به عنوان یک نیروی کمکی وارد زمین میکردند؟
سیمئونه تمام نیمه دوم را در منطقه فنی بالا و پایین پرید و سعی کرد تیم را تحریک کند اما این کار در مقایسه با تاثیر شدیداً منفی تعویضهای گریزمان و آلوارز، اثر ناچیزی داشت. بعد از آن، دیگر کاری از دست کسی برنمیآمد. فقط یک معجزه میتوانست اتلتیکو را نجات دهد، اما معجزهای رخ نداد. یک معجزه در نیمهنهایی کوپا دل ری مقابل بارسا به اتلتیکو کمک کرد، زمانی که تیم سیمئونه در بازی برگشت فقط سه گل خورد و به لطف پیروزی ۰-۴ در خانه، بالاخره به فینال رسید.
با این حال، در اینجا امیدی به معجزه نبود و اتلتیکو مادرید شکست خورد. سیمئونه در مسابقات سرنوشتساز فصل ناکام ماند، تا حدودی در فینال کوپا دل ری و به وضوح در بازی برگشت مقابل آرسنال. برای هر کسی که با اتلتیکو در ارتباط است، الچولو قدیس است. با این حال، تحت رهبری او، این تیم یک فصل بدون جام دیگر را پشت سر گذاشت. آیا این واقعاً طبیعی است؟ یا شاید وقت آن رسیده است که قدیسسازی را کنار گذاشت و تغییر را پذیرا شد؟