امیرقلعه نویی : با تکیه بر خدا، پاسخگوی فوتبال ملی‌ام

امیر قلعه‌نویی حتی حالا که سرمربی تیم ملی اعزامی به جام جهانی است باز یک طلب صاف نشده دارد. هنوز هم از آن برنامه تلویزیونی بعد از حذف در جام ملت‌های ۲۰۰۷ دل‌آزرده است و آن را مثل یک «دادگاه غیرمنصفانه» می‌داند. تنها سرمربی تیم‌ملی که بدون شکست، از این پست برکنار شد.

 تیم ملی ایران در مسابقات انتخابی جام ملت های آسیا با کسب ۴ پیروزی و ۲ تساوی مقام نخست گروهش را با ۳ امتیاز بالاتر از کره جنوبی به دست آورد.در مسابقات نهایی بعد از صدرنشینی در گروه با ۷ امتیاز و بالاتر از ازبکستان و چین در مرحله گروهی در یک چهارم در ضربات پنالتی مقابل کره جنوبی حذف شد.

در روزی که «مهدی مهدوی‌کیا» ستاره‌ای که ضربه‌های کاشته‌اش چشم‌نواز بود، یکی از بدترین پنالتی‌های عمرش را زد و «رسول خطیبی» هم پنالتی هدر داد، قلعه‌نویی با لوطی‌گری جنوب شهری‌اش گفت:«در این ناکامی تمام تقصیرها متوجه من است و نبابد از بازیکنان انتقاد کرد».او نمی‌توانست جای بازیکنان پنالتی بزند اما مسئولیت آن شکست را برعهده گرفت ولی انتظارش را نداشت که برایش در تلویزیون دادگاه تشکیل دهند.

 بعد از آن برنامه همیشه انگار دنبال روزنه‌ای می‌گشت که برای فوتبال ملی از روی نیمکت یک کار بزرگ انجام بدهد. «گیلم بالاگه» نویسنده کتاب «پیروزی به عبارت دیگر؛ پپ گواردیولا» می‌نویسد:«پپ وقتی به بارسلونا آمد مهمترین کاری که کرد این بود: باشگاه را به خودش شبیه کند.

آرام، فروتن، حریص و بدون نوسان. این انقلاب البته ساده نبود. کنار گذاشتن ستاره بی‌نظیر اما بی‌نظمی مثل رونالدینیو یا فروش اتوئو که هنوز یک ماشین گلزنی به شمار می‌رفت تصمیمات کوچکی نبودند.»«زلاتان ابراهیموویچ» در کتاب خاطراتش با لحنی تحقیرآمیز بازیکنانی مثل مسی، اینیستا و ژاوی را «بچه مدرسه‌ای‌های حرف گوش‌کن» خطاب می‌کند که کاملاً گوش به فرمان گواردیولا بودند.

ایبرا که خشمش را از گواردیولا پنهان نمی‌کند می‌گوید حتی بازیکنی مثل تیری آنری که یک ستاره بزرگ و فاتح جام جهانی و یورو بود هم به یک حرف گوش‌کن تبدیل شده بود.در فوتبال ایران کمتر مربی را می‌توان مثال زد که توانسته باشد خون خودش را در رگ‌های تیم تزریق کند.

هرگاه این اتفاق افتاده آن تیم نتیجه گرفته است. این تحمیل گاه با هوشمندی و همدلی صورت گرفته مثل پاس قهرمان لیگ برتر تحت نظارت «مجید جلالی»، گاه با تحکم و زیرکی خاص «علی پروین»، گاه با هیجان بخشی به سبک «افشین قطبی» یا تاثیرگذاری فردی به شیوه «حسین فرکی» و البته تاکتیک و تمرین و صبوری «برانکو»یی، یا هوشمندی «یحیی گل‌محمدی» یا حتی شور و اشتیاق بخشی مثل «فرهاد مجیدی» و ... اما دستاوردهای امیر قلعه‌نویی با تیم‌های مختلف نشان می‌دهد که او واقعاً در رده باشگاهی متمایز است و در هر تیمی که بوده توانسته بازیکنان را مثل خودش برای پیروزی پر از اشتیاق کند.شاید انتظاری جاه‌طلبانه باشد ولی حالا وقت آن رسیده که ژنرال فوتبال ایران در جام جهانی در عرصه ملی هم نام خودش را ماندگار کند.

 او همیشه بر این باور است «اون بالائی» که «جای حق نشسته» هوایش را دارد و حالا به عنوان سرمربی تیم ملی ایران «همه» هوایش را داریم و امیدواریم طلبش از فوتبال ملی را نقد کند.