بازیهای آسیایی ۲۰۰۲، تیم ملی فوتبال ایران با سرمربیگری برانکو ایوانکوویچ و آخرین قهرمانی فوتبال ایران در ادوار بازیهای آسیایی. بیش از ۲۰ سال از آن قهرمانی میگذرد و از آخرین عنوان آسیایی فوتبال ایران نیز همینطور.
دلایل متفاوتی برای علت این فاصله طولانی میتوان یافت اما در فاصله حدود ۱۰۰ روز تا شروع رقابتهای فوتبال بیستمین دوره بازیهای آسیایی به میزبانی آیچی-ناگویا مسائل مهمتر دیگری هم هست که اتفاقاً فقط باید به آن بپردازیم و گذشتهها را بگذاریم برای وقتی دیگر.
تیم ملی فوتبال امید این روزها میخواهد بجنگد، کشف کند، بدود، بدرخشد و انگیزهاش را دوچندان کند تا به چیزهایی که دوستش دارد برسد. یکی از آنها، سکوی بازیهای آسیایی است.
جایی که مدتهاست انتظارمان و پسران جوانمان و پرچم خوشرنگمان را میکشد و چه دورهای بهتر از ۲۰۲۶؟ یوزهای زیر ۲۳ سال که برای جامجهانی ۲۰۳۰ انتخاب شدهاند و شاکله اصلی آن تیم را تشکیل خواهند داد، میخواهند پا جای امثال علی دایی، کریم باقری، یحیی گلمحمدی، و ستارههای بزرگ دیگری بگذارند که در سال ۲۰۰۲ طلای آسیا را کسب کردند و بوسان را به عرصه قهرمانی تبدیل کردند.
ناگویا میتواند بوسان نسل جدید فوتبال ملی باشد، اگر برای قهرمانی فکر کنیم و برای قهرمانی تلاش کنیم. از نسل ۲۰۰۲، شاکلهای برای جامجهانی ۲۰۰۶ شکل گرفت و این اتفاق میتواند برای این نسل از امیدهای فوتبال ایران نیز رخ بدهد.
مطمئناً درخشش در بازیهای آسیایی آسان نیست، مطمئناً رقبا تا بن دندان مسلحاند و اساساً بازیهای آسیایی میدان درخشش شرق آسیاییهاست اما برای پسران حسین عبدی هیچ غیرممکنی، غیرممکن نیست.
اگر یک تیم باشد که بتواند از سد سخت و سنگ بگذرد، فقط ما هستیم و اگر یک تیم بتواند از هیچ، همه بسازد آن هم ما هستیم. میتوانیم، به این فعل باور داریم و امیدواریم ناگویا، بوسان ما باشد.