به گزارش افکارنیوز،

 پس از انتقال فرزین به بیمارستان وی تحت عمل جراحی قرار گرفت و چهار انگشت دست او قطع شد و دست راست او نیز به دلیل شدت جراحات از کار افتاد.

شاکی بعد از ترخیص از بیمارستان در طرح شکایتش گفت: «روز حادثه در راه خانه متوجه درگیری دو نفر از دوستانم به نام‌های سروش و علی شدم. فهمیدم درگیری به خاطر دزدی یک گردنبند و اسپیکر است. قصد میانجیگری داشتم که در این میان ناگهان سروش چاقویش را درآورد و خواست به علی ضربه بزند. دستم را بالا بردم تا جلوی ضربه را بگیرم که چاقو به دستم خورد.»

با تأیید توضیحات شاکی از سوی دوست او به نام علی که وی نیز در درگیری حضور داشت، مأموران ضارب ۲۰ ساله به نام سروش را بازداشتکردند. متهم با قبول جرمش روانه زندان شد و با درخواست قصاص از سوی شاکی، پرونده کامل و به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

صبح دیروز متهم از زندان به دادگاه اعزام و در همان شعبه به ریاست قاضی زالی محاکمه شد. ابتدای جلسه شاکی در جایگاه قرار گرفت و در مورد درخواست قصاص گفت: «روز حادثه بعد از آنکه سروش به دستم ضربه زد، پدرش را دیدم. خواهش کردم تا به اورژانس زنگ بزند یا مرا به بیمارستان برساند اما گفت اتفاقی است که افتاده و کاری از دست او برنمی‌آید، سپس بی‌توجه رفت!» شاکی در حالی که گریه می‌کرد، گفت: «با این حرف خیلی دلم شکست و در این مدت حتی آنها به من و خانواده‌ام سر نزده‌اند. از این اتفاق خیلی زجر می‌کشم. اگر آن روز وارد درگیری نمی‌شدم و دستم آسیب نمی‌دید، شاید قتل اتفاق می‌افتاد. انتظار نداشتم پدر متهم و خانواده او آنقدر بی‌تفاوت برخورد کنند. به همین دلیل فقط قصاص می‌خواهم.» سپس سروش در شرح ماجرا با قبول جرمش گفت:

«‌ قبول دارم به دست فرزین ضربه زدم اما عمدی نبود و ناخواسته اتفاق افتاد.» متهم در ادامه گفت: «من و علی سال‌ها با هم دوست بودیم. چند روز قبل از حادثه علی یک گردنبند و اسپیکر از من دزدید.

به او تلفن زدم تا آنها را برایم بیاورد که قبول نکرد و گفت پیش او نیست. روز حادثه فرزین را دیدم و ماجرا را تعریف کردم. قرار شد با هم به خانه علی برویم تا وسایلم را پس بگیرم. علی خواب بود. وقتی از خواب بلند شد، جلوی در آمد، تا مرا دید دوباره گفت لوازم دست او نیست. عصبانی شدم و با هم درگیر شدیم. در آن درگیری فرزین به نیت میانجیگری وارد درگیری شد که ناخواسته چاقو به دستش خورد. باور کنید قصد آسیب زدن به او را نداشتم.» در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.