به گزارش افکارنیوز،
شدت حملات برخی رسانه‌های اپوزیسیون خارج نشین و رقبای داخلی علیه قالیباف در دو ماه گذشته ناگهان بیشتر شد. تخریب‌هایی که حول دو کلیدواژه بود: تلاش برای فاسد جلوه دادن و تاکید بر فرار قالیباف از ایران. اولی را رقبای داخلی بزرگنمایی می‌کردند به این امید که قالیباف را وادار به بازنشستگی سیاسی کنند و دومی را رسانه‌های معاند نظام تا بگویند فروپاشی نزدیک است. اما ۱۳ آبان و ۱۶ آبان هم گذشت و معلوم شد فروپاشی در کار نیست. شاید به زودی هم رقبای داخلی بپذیرند بازنشستگی سیاسی در کار نیست. البته رقبای اصلاح‌طلب، قالیبافی را دوست دارند که حرف نزند، انتقاد نکند و اجازه دهد رقبایش به مردم بگویند او کیست!

جای تعجب ندارد هر زمان قالیباف کوچکترین حرفی می‌زند رقبای داخلی برآشفته شوند. آن‌ها بیم این دارند که روزی پرده‌ها برافتد و مردم بدانند کارنامه آن‌ها در کارآمدی اصلا قابل دفاع نیست و تخریب قالیباف اسم رمزی است برای متحد شدن اصلاح‌طلبان و وادار کردن آن‌ها به کنار گذاشتن اختلافات عمیق داخلی بوده است. عملکرد شورای شهر کنونی تهران پیش چشم همه مردم و علی‌الخصوص مردم تهران است. شورایی که عصاره و ماحصل عق جمعی اصلاح‌طلبان و نهایت عقلانیت سیاسی و کارآمدی آنهاست و اصلی‌ترین اقدام آن در یک سال گذشته همانا انتخاب سه سرپرست و سه شهردار برای کلان‌شهر تهران بوده است که نشان می‌دهد حرص قدرت‌طلببی در میان پیران اصلاحات چه اندازه است! شورایی که ادعای شفافیت و دموکراسی دارد، اما قدرت تحمل یک و فقط یک اصولگرا در شورا را ندارد و از بیم ورود او حاضر است به کارگزاران و محسن هاشمی نه بگوید!

امروز آثار مدیریت یکپارچه منتقدان و مخالفان قالیباف بر شهر تهران پیش روی همگان است. پروژه‌ای اجرا نکرده‌اند تا درباره قرارداد آن شفاف‌سازی کنند، مخالفی را در شورا تحمل نکرده‌اند تا مبادا ناگزیر از پاسخگویی به افکار عمومی باشند و همه عمر خود را صرف چرخه انتخاب سرپرست، انتخاب شهردار، استعفا، لابی، امتیازدهی، انتخاب سرپرست جدید، انتخاب شهردار جدید کرده‌اند. این همان افق و چشم‌اندازی است که تخریب‌کنندگان قالیباف به مردم عرضه کرده‌اند. آن‌هایی که بنابرپیش‌بینی صادق خرازی تاکنون حتی یک میخ هم بر دیوار تهران نکوبیده‌اند، چون نمی‌توانند. هنر آن‌ها در تخریب رقیب است و مقصر جلوه دادن دیگران در کارآمدی خودشان.