به گزارش افکارنیوز،

پژوهشگر طب اسلامی گفت: تصویب قوانینی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از طب اسلامی – ایرانی و ارائه آموزش های لازم به متقاضیان درمان با طب سنتی و اعطای مجوز برای اقدامات تشخیصی درمانی  براساس طب  سنتی موضوعاتی است که می تواند منجر به رفع موانع گسترش این بخش شود.

اخبار اجتماعیبرگزاری اولین کنفرانس بین المللی طب اسلامی – ایرانی در اوایل شهریورماه در دانشگاه تهران بازخوردهای بسیاری در سطح فضای مجازی و در میان دست اندرکاران امر سلامت در کشور داشت. حضور ده ها تن از کارشناسان و متولیان طب سنتی در این کنفرانس فرصتی فراهم ساخت تا آخرین دستاوردهای این حوزه مورد بررسی و تبادل نظر قرار گیرد. در همین زمینه با دکتر علی مهاجر از فعالین طب اسلامی- ایرانی گفتگویی انجام داده ایم که شرح آن به این قرار است.

  • به نظر شما برگزاری اولین کنفرانس طب اسلامی ایرانی از چه جهاتی اهمیت داشت؟

 برگزاری این کنفرانس از جهات مختلفی حائز اهمیت است. اولا ایجاد وحدت و اتحاد بین فعالان طب سنتی از جهت هویت سازی بسیار مهم است؛ چرا که متاسفانه طب سنتی به درستی شناخته و مزایای آن تبیین نشده است، از این رو مجوزدهی به درمان از طریق طب اسلامی – ایرانی به سختی انجام می شود. برگزاری کنفرانس طب اسلامی – ایرانی منجر به افزایش اعتماد به نفس  فعالان طب سنتی شد تا با  انرژی، انگیزه و قوت بیشتری فعالیت های لازم را ادامه دهند. تاثیر برگزاری کنفرانس طب اسلامی – ایرانی برای جامعه نیز اولویت بالایی داشت به طوری که با برگزاری این کنفرانس و اعتبار بخشی به پیشگیری و درمان از طریق طب اسلامی – ایرانی عامل تکامل و قوت بخشی به موضوع فرآیند درمان باشد.

  • حمایت  دستگاه های دولتی و نظام اسلامی از ترویج و تقویت طب اسلامی ایرانی در چه زمینه هایی ضروری می دانید؟

مردم مسلمان ایران در پرتو نظام اسلامی زندگی می کنند؛ نظامی که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در چهل سال پیش تاسیس شد. در پی برقراری جمهوری اسلامی امید و انتظار رونق فرهنگ اسلامی تقویت شد تا در بستر اسلامی سازی مشکلات گذشته مرتفع شود و مردم در سایه سار تعالیم اسلامی، زندگی معنوی و رشد یافته تری داشته باشند. قطعا بخش های زیادی از این موضوع محقق شده اما بخش مهمی که در تامین سلامت و پیشگیری از امراض تاثیر گذار خواهد بود، سیستم بهداشت و درمان کشور است که جامعه انتظار اسلامی شدن آن را داشته و دارد.

تقویت این تصور در یکی دو دهه اخیر که اصولا موضوعی به نام طب اسلامی نداریم و اصلا طب سنتی منسوخ شده و بی اثر و غیر قابل اعتناست منجر به رواج دیدگاه هایی شد که طب سنتی و اسلامی را در حاشیه و انزوا قرار داده است. اما در عین حال عدم تحقق وعده های طب نوین در پیشگیری و درمان منجر به تغییر دیدگاه ها و گرایش هر چه بیشتر آحاد جامعه به طب اسلامی شده است. از سوی دیگر تحقیق و پژوهش های صورت گرفته در طب اسلامی که بیش از ده هزار روایت را به صورت کار اجتهادی مورد بررسی قرار داده و تالیف کتب های مختلف و بررسی سندهای درمانی اسلامی و حل تعارض های به وجود آمده دراین بخش، بر تقویت طب اسلامی و سنتی و رواج و اعتماد هر چه بیشتر به آن تاثیر گذار بوده است. تبیین اثر بخشی درمان ها در حوزه طب اسلامی در روایات مشخص است و نیازمند انجام فعالیت تحقیقاتی گسترده ای است تا تاثیر فلان داروی گیاهی را بر فلان بیماری یا عارضه جسمی برای مخالفین و غیر مسلمانان مشخص کند. متاسفانه کاربردی کردن شفا و اثر بخشی درمان های گیاهی چندان مورد توجه قرار نگرفته و دراین بخش به شدت ضعیف عمل شده است. با توجه به اینکه ما در نظام اسلامی زندگی می کنیم یکی از مهمترین وظایف حاکمیت و دولت بستر سازی جهت ایجاد فضای مناسب برای تشخیص اثر بخشی طب اسلامی است. اثبات این موضوع در تقویت طب اسلامی و سنتی بسیار مهم است.

موضوع دیگری که حاکمیت ونظام اسلامی در پیشگیری و درمان جامعه باید مورد توجه قرار دهد؛ کاربردی کردن طب است، به این معنا که بعد از اثبات درمانی داروهای گیاهی، این داروها نه تنها در عطاری بلکه در داروخانه ها به فروش برسند؛ آموزش دهی لازم به پزشکان متخصص و تشخیص و درمان براساس طب اسلامی نیز موضوع مهم دیگری است که باید توسط کادر پزشکی به عموم مردم ارائه شود. با توجه به اینکه ریشه طب اسلامی در کلام و معارف الهی است و درمان صحیح، کمترین عوارض و حتی در برخی موارد بدون عوارض جانبی خواهد بود واثر بخشی لازم را به دنبال دارد؛ اگر درمان با بیمه همراه شود تقریبا هزینه های درمانی مردم رایگان می شود و هزینه های سنگینی چون  پرتو درمانی و شیمی درمانی از دوش نظام سلامت کشور برداشته می شود و تقریبا تمام درمان برای مردم رایگان خواهد بود. آنچه مختصر بیان شد گوشه ای از وظایف حاکمیت در حوزه پیشگیری، بهداشت و درمان جامعه است که متاسفانه در این مساله به شدت وضعیت نامطلوبی داریم، حتی در بسیاری از موارد طب اسلامی وسنتی نیز مورد مقابله و مخالفت های مسوولین قرار گرفته است در حالی که از وزارت بهداشتِ نظام اسلامی انتظار می رود تا درراستای تحقق سلامت جامعه و تشخیص درمان، براساس وظایف شرعی خود طب اسلامی را تقویت و گسترش دهد. رفتارهای برخی از دولتمردان و مسوولان در تقابل با طب اسلامی بیانگر آن است که آنها حتی چند قدم از نظام های سکولاری که اتفاقا به سمت طب سنتی روی آورده در تقابل با دین جلو زده اند و در بی تفاوتی عیان به دین با درمانهای اسلامی و سنتی در افتاده اند.

  • همگرایی دست اندرکاران طب اسلامی ایرانی از چه جهت مهم است و چگونه میتواند به تقویت پیشگیری و درمان منتهی شود؟

افزایش همگرایی بین دست اندرکاران طب اسلامی – ایرانی نیازمند توجه به یک مقدمه و یک راهکار است. برگزاری کنفرانس طب اسلامی – ایرانی؛ تشکیل جلسات هماهنگی و علمی با مشارکت و همکاری با رسانه ها و ارائه مقالات کاربردی در این زمینه و توجه به ارائه درمان های متفق القول موثر همه اطبای طب سنتی و اسلامی می تواند عامل مهمی در تقویت همگرایی دست اندرکاران این عرصه باشد. قطعا دست اندرکاران طب اسلامی – ایرانی در یک اجماع واقعی باید کارآزمایی های مربوط به درمان ها و موثر بودن آنها را به منصه ظهور برسانند و شرایط تاثیر بخشی و عدم تاثیر بخشی داروها را به صورت واحد به جامعه اعلام کنند تا با ایجاد وفاق دراین موضوع اعتماد جامعه به موضوعات مطرح شده افزایش یابد. قطعا هیچ کسی در جامعه با تقویت و گسترش علم و انتشار نتایج تحقیقات مخالف نیست. سعه صدر فعالان عرصه طب اسلامی برای مشارکت در طرحی عظیم و گسترده بسیار الزامی است؛ چرا که ممکن است پروسه تحقیقات و نتایج آن زمان بر باشد. منفعت شخصی دراین مساله باید کنار گذاشته شود تا در پرتو همدلی، مشارکتی مهم در تقویت طب اسلامی – ایرانی رقم زده شود. فرصت سازی وارائه نتایج تحقیقات به سایر حکما و اطبای طب اسلامی – ایرانی بسیار مهم است چرا که در سایه همدلی بیشتر، نتیجه واحد اخذ شده و طب اسلامی – ایرانی به صورت کامل تری نهادینه ودر دسترس عموم قرار داده می شود.

  • عمده ترین موانع پیش روی گسترش طب اسلامی ایرانی را در چه موضوعاتی می بینید؟

بخشی از موانع موجود پیش روی تحقق طب اسلامی – ایرانی ناشی از نگاه حاکمیت است؛ مانع شدن حکومت به جای عهده دار شدن تحقق طب اسلامی و حمایت از آن، مانع اصلی این موضوع به شمار می رود. از سوی دیگر نوع نگاه برخی از اطبای طب سنتی – اسلامی به موضوع به عنوان دغدغه دینی و فعالیت در حوزه درمان بدون توجه به اخذ مجوزهای قانونی، روال نهادینه کردن طب اسلامی – ایرانی را به تعویق انداخته است. اگر مایل به منصه ظهور رساندن طب اسلامی هستیم قانونمند بودن جزء مهمی از تحقق این خواسته در نظام اسلامی است. هر چند متاسفانه حاکمیت در تحقق طب اسلامی – ایرانی دغدغه ای ندارد و همدلی و همکاری لازم را به عمل نمی آورد اما از آن طرف هم نباید مجوز گرفتن و فعالیت قانونی جدی گرفته نشود. برخورداری از صلاحیت کافی برای اطبای طب اسلامی – ایرانی امری ضروری است چرا که داشتن اطلاعات حداقلی زیان بخش و اصلا قابل تایید نیست لذا نمیتوان دولت یا حاکمیت را عامل همه موانع عنوان نمود. گاهی اوقات نداشتن تجربه، تخصص و مهارت لازم در طب اسلامی و سنتی بسیار به ضرر بیماران تمام می شود لذا تصویب قوانینی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از طب سنتی و ارائه آموزش های لازم به متقاضیان درمان با طب سنتی و اعطای مجوز برای اقدامات تشخیصی درمانی  براساس طب سنتی موضوعاتی است که می تواند منجر به رفع موانع شود. در زمینه اقتصادی نیز با توجه به  بحث درآمد زا بودن کار طب، بودجه لازم خود به خود ایجاد می شود و کار درمانی انجام خواهد گرفت.

  • اخیرا نامه ای از آقای دکتر روا زاده به رئیس جمهور مبنی بر ایجاد سازمان ویژه طب اسلامی ایرانی نوشته شده ؛ نظر شما دراین باره چیست و آیا راهکار قابل توجهی در این زمینه دارید؟

قطعا درمان با طب اسلامی – سنتی نیازمند ایجاد سازمانی اعم از معاونت طب اسلامی یا سازمانی مستقل  از وزارت بهداشت زیر نظر  دولت یا شخص رئیس جمهور است. حتی این مساله آنقدر مهم است که بسیاری معتقدند نیازمند یک وزارتخانه طب اسلامی هستیم؛ چرا که طب اسلامی فقط محدود به درمان و پیشگیری از درمان نیست، بلکه سبک زندگی اسلامی را نیز دنبال می کند. طب اسلامی به حدی گسترده است که بخش مهمی از فرهنگ اسلامی را از طریق طب اسلامی منعکس می کند؛ مثلا در فضای فرهنگ اسلامی ساختن خانه، زمان خوابیدن، بیدار شدن، نوع تغذیه و...در طب اسلامی عنوان شده است از این جهت می توان گفت طب اسلامی بستر ساز تمدن عظیم اسلامی است؛ لذا اگر نگوییم نیازمند یک  وزارتخانه است، قطعا نیازمند ایجاد تشکیلات عظیمی است تا بتواند  بستر ساز تمدن اسلامی باشد و از ظرفیت تمدن اسلامی بیش از پیش بهره مند شود. قطعا صهیونیست ها و رسانه های فارسی زبانی چون صدای آمریکا که با طب اسلامی مخالفت می کنند متوجه این مهم هستند که تقویت طب اسلامی یعنی تقویت تمدن اسلامی؛ لذا نگرانی آنها از تقویت تمدن اسلامی است که منجر به تقابل با طب اسلامی شده است.