به گزارش افکارنیوز،

 سهام عدالت در اصل با هدف گسترش عدالت میان مردم توزیع شده است و به نوعی قرار است از این طریق نیز مشارکت مردم در اقتصاد بیشتر شود. سهام عدالت در کنار بورس، اکنون یکی از پربسامدترین موضوعات در گفتگوهای اقتصادی اقتصاددانان و مردم است.

اخبار اقتصادی- هرچند سهام عدالت و بورس ماهیتی اقتصادی دارند اما من بنا دارم آن را از زاویه فرهنگ بررسی کنم جایی که با ترکیب «عدالتِ فرهنگی» به جای عدالت اقتصادی روبرو هستیم. عدالت فرهنگی در مورد عدالت و بسط آن در حوزه فرهنگ صحبت می کند و فرهنگ را به عنوان یکی مهم ترین ساحت های حیات جمعی در کنار اقتصاد و سیاست، محل توزیع خیرات قرار می دهد. در اقتصاد، ما از توزیع ثروت و در سیاست از توزیع قدرت صحبت می کنیم اما در فرهنگ خیراتی که باید توزیع شوند به گونه ای دیگر هستند. در اینجا ما با ایده، فکر، خلاقیت، هنر، تأملات و ... سرکار داریم و از پول یا قدرت حرف نمی زنیم. با انسانی سروکار داریم که فقط منتظر توزیع ثروت یا قدرت نیست بلکه در مسیر تکامل روحی و روانی خویش ذیل یک فرهنگ مطلوب انتظار توزیع آن چیزهایی را دارد که او را منطبق با ذات فرهنگی اش، به سمت کمال و خیر نهایی هدایت کند. در باب عدالت فرهنگی، چیستی و شاخص های آن بحث طولانی است اما در موضوع ما یعنی سهام عدالت به عنوان یک خیر مالی که در حال توزیع است، از زاویه عدالت فرهنگی نکاتی مهم بروز می کند که اگر بدان ها بی توجه باشیم با خسارات متعددی در فرهنگ روبرو خواهیم شد.

نظریه ای در حوزه ارتباطات و رسانه داریم تحت عنوان «شکاف آگاهی» که به تفاوت سطح دسترسی اطلاعات و آگاهی برای طبقه های مختلف جامعه در عصر گسترش رسانه های جمعی اشاره دارد. بدین معنا که طبقات اجتماعی-اقتصادی بالاتر در جامعه دسترسی بیشتر و بهتری به اطلاعات و آگاهی ها نسبت به طبقات پایین تر اجتماعی-اقتصادی دارند. بنظر می رسد با توجه به دسترسی همگانی به رسانه های جمعی از تلویزیون گرفته تا اپلیکیشن های ارتباطی تلفن همراه و شبکه های اجماعی، دیگر با شکاف آگاهی و تفاوت سطح دسترسی مواجه نیستیم و اتفاقا با یک «دسترسی یکسان»ِ همه مردم جامعه به اطلاعات، آگاهی ها و به طور کل پیام ها روبرو شده ایم. آن چیزی که اکنون باید بدان توجه کرد، نه شکاف آگاهی بلکه «شکاف تحلیل» است. «شکاف تحلیل» ضمن پایان دادن به نظریه «شکاف آگاهی» می خواهد بگوید پس از بسته شدن شکاف در دستیابی به اطلاعات و آگاهی ها، همه مردم اعم از طبقات پایین جامعه و بالا، با گستره ای از اطلاعات و داده مواجه اند و زین پس، قوه «تحلیل» آن ها خواهد بود که منجر به شکاف می شود. طبقات بالای اجتماعی عموما بدلیل سواد بیشتر، گروه های دوستی آکادمیک، سطح معاشرت و ... نسبت به طبقات پایین از قدرت تحلیل بیشتری برخوردارند اما بخش عمده ای از جامعه به هر دلیلی اساسا قدرت تحلیل عمده اطلاعات و آگاهی های منتشر شده را ندارند.

سهام عدالت و همه آگاهی ها و داده های پیرامون آن از مثال های بارز این آگاهی هاست که پیرو ایده «شکاف تحلیل» اکنون در طبقات پایین و عمده جامعه منجر یک معضل شده است.

سهام عدالت یک سهم است یا یک پرتفوی از مجموعه سهام؟ سهامداری مستقیم و غیر مستقیم به چه معناست؟ آزادسازی چه مفهومی دارد؟ احراز هویت چیست؟ کد بورسی را چگونه باید بدست آورد؟ کارگزاری کجاست؟ هویت الکترونیکی به چه معناست؟ و .... این ها سوالاتی است که ذهن میلیون ها ایرانی را این روزها به خود درگیر کرده است. در میان این هموطنان، بی سواد، سالمند، کم سواد، روستایی و ... وجود دارند که احتمالا فهم واژه های تخصصی بورس برایشان اندکی مشکل باشد. این پرسش ها زمانی که فرد بخاطر سهام عدالت کد بورسی دریافت کرد و وارد بورس شد، ده چندان می شود.

پس اکنون زمان آن رسیده که از خود بپرسیم؛ توزیع عادلانه سهام عدالت و تشویق مردم به سمت بورس، آیا توانسته منطبق بر مفهوم عدالت فرهنگی، با چالش «شکاف تحلیل» به خوبی برخورد کند؟!

شکاف تحلیل علاوه بر سردرگمی های جمعیِ افرادی که قدرت تحلیل کمتری دارند، نوعی تفسیر از پول، کار، تلاش و سود را در ذهن آن ها طراحی می کند. این طراحی ها و توزیع آن، معادل همان توزیعی است که در عدالت اقتصادی از آن یاد می کنیم. دولت به مثابه توزیع کننده خیرات اقتصادی، اکنون باید دقیق تر و حساس تر به آنچه در کنار توزیع سهام اتفاق می افتد بنگرد. باید نسبت به توزیع ایده ها و تفاسیر و ذهنیت ها ذیل عدالت فرهنگی توجه نماید. حضور مردمی که از سطح تحلیل ضعیف تری برخورداند در بورس، نگاه آنان به مفهوم کار به معنای عرق ریختن، به تلاش به معنای سعی بدنی و فکری، به سود به معنای سود دنیوی و اخروی را عوض خواهد کرد. ضامن این تغییر تفسیرها و تغییر عقاید چه کسی و چه نهادی خواهد بود؟!!! چه کسی تغییر فرهنگی حاصل از سهام عدالت و بورس را مد نظر خواهد داشت؟!!! اساسا عدم توجه به فرهنگ در سیاست گذاری های و تصمیمات دیگر حوزه ها، نهایتا ما را به سمت فرهنگ التقاطی و افسار گسخته خواهد برد و هم اینک نیز سردرگمی هایی را میان مردم بوجود می آورد.

احمد اولیایی- دکتری فرهنگ و ارتباطات