همزمان با آغاز مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران در مسقط، تحرکات دیپلماتیک میان دو طرف با شتابی کند پیش میرود؛ در حالی که در پسزمینه این گفتوگوها، احتمال تشدید تنشهای نظامی همچنان بهعنوان یک سناریوی جدی مطرح است. به اعتراف رسانهها و تحلیلگران غربی، روند فعلی بیش از آنکه نشانهای از دستیابی به توافق باشد، به تعویق در تصمیمگیری نظامی شباهت دارد.
با وجود آغاز گفتوگوها، تاکنون نشانهای از دستیابی به دستاوردی ملموس دیده نمیشود و برخی ناظران معتقدند این روند صرفا زمان لازم را در اختیار واشنگتن قرار میدهد تا حضور نظامی خود در منطقه را تقویت کند. روزنامه «واشنگتنپست» در تحلیلی، مذاکرات عمان را به «نمایشی سیاسی» تشبیه کرده و تأکید میکند که در حالی که دیپلماتها مشغول رایزنی هستند، تحولات واقعی بر عرشه ناوهای هواپیمابر آمریکایی رقم میخورد.
در عین حال، چرخش بهسوی دیپلماسی، اگر از نگاه برخی پوششی برای اقدام نظامی احتمالی تلقی شود- میتواند برای تهران نیز کارکرد زمانی داشته باشد. به باور تحلیلگران، ایران با پذیرش ادامه گفتوگوها، فرصت بازآرایی توان دفاعی، تقویت بازدارندگی و مدیریت شرایط داخلی را به دست میآورد. از سوی دیگر، تمرکز مذاکرات صرفا بر موضوع غنیسازی، بدون پرداختن به لغو واقعی تحریمها، میتواند برای دونالد ترامپ نیز هزینهساز باشد؛ بهویژه آنکه او پیشتر توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را «بدترین توافق تاریخ» توصیف کرده بود.
بر همین اساس، برخی ناظران غربی معتقدند کاخ سفید برای اجتناب از چنین هزینه سیاسیای، ممکن است به سمت تشدید تقابل حرکت کند. در مقابل، ایران نیز بهگفته رسانههای نزدیک به محافل راهبردی، سناریوهای مختلف مواجهه با درگیری احتمالی را از پیش طراحی کرده است. خبرگزاری «تسنیم» اخیرا با تشریح ابعاد یک درگیری احتمالی، از مراحل مختلف پاسخ ایران سخن گفته که شامل هدف قرار دادن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، فعالسازی ظرفیت متحدان منطقهای، جنگ سایبری و ایجاد اختلال در تجارت انرژی خواهد بود.
بر اساس این ارزیابیها، تهران خود را برای سناریویی آماده کرده که در آن حملات احتمالی آمریکا از ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای راهبردی و حتی پایگاههای اروپایی انجام شود. با وجود اذعان به برتری تکنولوژیک آمریکا در حوزههایی مانند تسلیحات فراصوت و جنگ الکترونیک، مقامات ایرانی تأکید دارند که با پراکندگی زیرساختهای حیاتی، ایجاد مراکز فرماندهی جایگزین و توسعه تأسیسات زیرزمینی، توان حفظ قدرت پاسخ متقابل را دارند.
در همین چارچوب، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران اخیرا با تأکید بر تغییر رویکرد دفاعی کشور، اعلام کرد که جمهوری اسلامی برای هرگونه اقدام دشمنان آمادگی کامل دارد و راهبرد «پاسخ قاطع و نامتقارن» را در دستور کار قرار داده است.
به اعتراف تحلیلگران غربی، یکی از مؤثرترین اهرمهای ایران در صورت تشدید بحران، توان تأثیرگذاری بر امنیت انرژی جهانی است. تنگه هرمز که بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، میتواند به کانون فشار راهبردی تبدیل شود؛ سناریویی که به گفته کارشناسان، تبعات اقتصادی گستردهای برای بازارهای جهانی و متحدان آمریکا خواهد داشت.
روزنامه «نیویورکتایمز» نیز در گزارشی با اشاره به تجربه طولانی ایران در مدیریت بحران و مذاکره، تأکید میکند که نگرانی متحدان آمریکا در منطقه از تبعات یک جنگ فراگیر، آنها را به حمایت از راهحل دیپلماتیک سوق داده است. به گفته برخی پژوهشگران غربی، در تهران این باور وجود دارد که واشنگتن برداشت اغراقآمیزی از ضعف ایران دارد و همین مسئله میتواند محاسبات آمریکا را دچار خطا کند.
در مجموع، هرچند مطالبات حداکثری آمریکا- از توقف کامل غنیسازی تا محدودسازی توان موشکی- از نگاه بسیاری از ناظران به بنبست مذاکرات منجر خواهد شد، اما توافقی حداقلی نیز برای کاخ سفید بدون هزینه سیاسی نخواهد بود. از این رو، به اعتراف محافل تحلیلی غربی، فضای کنونی بیش از هر زمان دیگری ترکیبی از گفتوگو، تهدید و محاسبه متقابل است؛ وضعیتی که آینده آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.