«اگر آتشبس اخیر (پس از ۲۱ ساعت مذاکرات ناموفق با حضور جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا) پایان جنگ با ایران باشد، دونالد ترامپ بزرگترین بازندهٔ این درگیری خواهد بود.» این را نشریه انگلیسی اکونومیست نوشته است.
به نوشته اکونومیست، جنگ ایران محدودیتهای رویکرد دونالد ترامپ در استفاده از قدرت نظامی آمریکا بدون استراتژی عمیق را آشکار کرده است. ترامپ این جنگ را با انگیزههای شخصی و سطحی پیش برد، اما نه تنها نتوانست ایران را مهار کند یا رژیم سیاسی آن را تغییر دهد، بلکه موقعیت آمریکا را تضعیف کرد.
دلایل شکست ترامپ
عدم دستیابی به اهداف استراتژیک: جنگ نتوانست ایران را به عنوان تهدید منطقهای خلع سلاح کند. در عوض، آمریکا اعتبار اخلاقی خود را از دست داد و نشان داد که قدرت نظامی به تنهایی کافی نیست.
نمایش قدرت با محدودیتهای پنهان: هرچند ارتش آمریکا از فناوریهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی استفاده کرد، اما کمبود ظرفیت کارخانهها و تولید مهمات، ضعفهای ساختاری را برملا کرد.
انگیزه شخصی به جای استراتژی: جنگ احمقانه ترامپ بیشتر بر اساس تکنبر و غرور شخصی او هدایت شد تا یک برنامهٔ واقعبینانه برای قدرت جدید آمریکا. این رویکرد، نفوذ جهانی آمریکا را کاهش داد.
پیامدهای اقتصادی ماندگار: حتی با آتشبس، جنگ حدود ۱۰ درصد از تولید نفت جهان را مختل کرده است. قیمت نفت بالا میماند، تأسیسات گاز قطر آسیب دیده، عرضه کود مختل شده و خطر بحران غذایی و تورم جهانی افزایش یافته است. کسبوکارهای آمریکایی حالا مالیات نامرئی ریسک سیاسی را پرداخت میکنند و اقتصاد جهانی آسیبپذیرتر شده است.
اکونومیست نوشته: ترامپ حالا به دنبال خروج سریع از این درگیری است، چون جنگ تمام وعدههای او برای «آمریکای اول» و بازسازی قدرت را زیر سؤال برده است. این درگیری نه تنها ایران را قویتر نشان داد، بلکه به رقبایی مانند چین فرصتی داد تا از ضعفهای آمریکا درس بگیرند و موقعیت خود را بهبود بخشند. این جنگ، تصویری از قدرت توخالی ترامپ را به نمایش گذاشت: استفاده از زور بدون عمق استراتژیک، که در بلندمدت به ضرر آمریکا تمام شد.