از منظر آماری، سرمایهگذاران در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ عملکردی درخشان را تجربه کردند. بین ژانویه ۲۰۱۷ تا ژانویه ۲۰۲۱، شاخصهای اصلی بازار سهام آمریکا رشد قابلتوجهی داشتند؛ بهطوریکه میانگین صنعتی داو جونز ۵۷ درصد، شاخص S&P 500 حدود ۷۰ درصد و شاخص نزدک کامپوزیت بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافت. سال نخست دوره دوم ترامپ نیز با رشد دو رقمی این شاخصها همراه بود.
اما طی 6 هفته گذشته، روند بازار تغییر کرده است. داو جونز و نزدک برای مدتی وارد محدوده اصلاح شدند و S&P 500 نیز تا آستانه افت دو رقمی عقب نشست. این چرخش، تردیدها درباره تداوم بازار صعودی و احتمال وقوع سقوط در دوره ریاستجمهوری ترامپ را افزایش داده است. ناظران معتقدند، ریشه این ریزش، نه در سیاست داخلی، بلکه در ترکیب همزمان ارزشگذاری تاریخی سهام، شوک نفتی ناشی از جنگ ایران و احتمال چرخش سیاست پولی فدرال رزرو نهفته است.
بازار گران، منتظر یک جرقه
در آستانه سال ۲۰۲۶، بزرگترین نگرانی والاستریت نه سیاست، بلکه گرانی بیسابقه بازار سهام بود. نسبت قیمت به درآمد شیلر شاخص S&P 500 از سطح ۴۰ عبور کرده بود؛ سطحی که در تاریخ تنها دو بار تکرار شده و هر دو بار با افتهای سنگین همراه بوده است؛ سقوط ۴۹ درصدی پس از Dot-com bubble و کاهش ۲۵ درصدی در بازار نزولی سال ۲۰۲۲. تجربه تاریخی نشان میدهد چنین ارزشگذاریهایی در بلندمدت بهسختی پایدار میمانند.
تا پیش از جنگ ایران، این بازار گران فاقد یک کاتالیزور مشخص برای اصلاح بود. اما با آغاز عملیات نظامی علیه ایران در ۲۸ فوریه و محدود شدن تردد نفتکشها از تنگه هرمز، شوک جدیدی به بازار انرژی وارد شد. بسته شدن عملی این گذرگاه حیاتی، نزدیک به ۲۰ درصد از عرضه روزانه نفت مایع جهان را مختل کرد و قیمت نفت را بهسرعت بالا برد؛ افزایشی که پیامدهای آن فراتر از جایگاههای سوخت، کل اقتصاد آمریکا را درگیر میکند.
تورم بازمیگردد؛ فدرال رزرو تحت فشار
افزایش قیمت انرژی، هزینههای حملونقل و تولید را در اغلب صنایع بالا میبرد و مستقیماً به تورم دامن میزند. بر اساس برآورد تورمی فدرال رزرو کلیولند، نرخ تورم ۱۲ ماهه آمریکا از ۲.۴ درصد در فوریه به حدود ۳.۲۵ درصد در مارس افزایش یافته است؛ جهشی قابل توجه که شصتمین ماه متوالی بالاتر بودن تورم از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو را رقم میزند.
در چنین شرایطی، نقش فدرال رزرو بهعنوان تعیینکننده مسیر بازار پررنگتر میشود. بازار سهام آمریکا طی ماههای گذشته، بخشی از رشد خود را مدیون انتظارات برای کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶، توسعه هوش مصنوعی و حتی محاسبات کوانتومی بوده است. اما شوک نفتی معمولاً پدیدهای گذرا نیست و تجربه نشان میدهد کاهش آثار آن ممکن است چند فصل طول بکشد. این به معنای تداوم یا حتی تشدید تورم در ماههای آینده است.
در نتیجه، انگیزه کمیته بازار آزاد فدرال برای ادامه چرخه کاهش نرخ بهره بهشدت تضعیف شده است. نگرانی اصلی والاستریت فقط توقف کاهش نرخ نیست؛ بلکه این احتمال وجود دارد که جروم پاول و سایر اعضای رأیدهنده، دوباره گزینه افزایش نرخ بهره را روی میز بگذارند. چنین چرخشی، آن هم در بازاری با ارزشگذاری تاریخی، میتواند ریسک سقوط را بهطور معناداری افزایش دهد.
نگاه بلندمدت به تاریخ؛ اصلاح یا فرصت؟
با این حال، تاریخ بازار سهام فقط روایت سقوط نیست. اصلاحها، بازارهای نزولی و حتی ریزشهای شدید، بخش جداییناپذیر چرخههای مالی هستند و اغلب با سرعتی بیشتر از آنچه تصور میشود، به کف میرسند. سقوط ناشی از همهگیری کووید-۱۹ تنها ۳۳ روز طول کشید و آشفتگی ناشی از جنگ تعرفهای حتی کمتر از یک هفته فروکش کرد.
بررسیها نشان میدهد از زمان رکود بزرگ ۱۹۲۹، میانگین ۲۷ بازار نزولی S&P 500 طی حدود ۲۸۶ روز تقویمی به کف رسیدهاند، در حالی که بازارهای صعودی بهطور متوسط بیش از ۱۰۰۰ روز دوام داشتهاند. به بیان دیگر، اگرچه افتها اجتنابناپذیرند، اما مسیر بلندمدت بازار سهام آمریکا همچنان صعودی بوده است.
بر همین اساس، اگر سقوط بازار سهام در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ رخ دهد، تاریخ نشان میدهد که این اتفاق میتواند برای سرمایهگذاران خوشبین و بلندمدت، نه تهدید، بلکه فرصتی برای ورود باشد؛ فرصتی که پس از عبور از نوسانات کوتاهمدت، در افق بلندمدت به بازدهی بالاتر منتهی خواهد شد.