ایران، آمریکا را به دزد دریایی تبدیل کرد

  پایگاه خبری العربی الیوم به قلم ایهاب شوقی نوشت، «پایداری ایران توانست پیروزی راهبردی بزرگی را با ناکام گذاشتن بزرگ‌ترین یورش استعمارگرانه ـ با همدستی بین‌المللی و عربی ـ رقم بزند و بزرگ‌ترین قدرت جهان معاصر را به یک دزد دریایی و یک دولت ناتوان تبدیل کند؛ دولتی که نه‌تنها قادر به تعیین نتیجه نبرد نیست، بلکه حتی از مدیریت آن نیز عاجز است.برای نخستین‌بار، آمریکا پس از آن‌که گزینه‌هایش را آزمود و همه مانورها و حیله‌ها و بازی‌هایش را انجام کرد؛ درمانده، سردرگم و تهی از اهرم‌های قدرت ظاهر شد. آمریکا در برابر ایران و جنبش‌های مقاومت تنها ماند، و تنها چیزی که در کنار آن بود، رژیم انگلیِ صهیونیستی بود که از کمک‌های آمریکا تغذیه می‌کند و از زره امپراتوری آمریکا برای اعمال زور و کشتار استفاده می‌کند، تا وانمود کند قدرتی بزرگ در منطقه است؛ با وجود این‌که مقاومت یقین دارد این رژیم به‌تنهایی «سست‌تر از خانه عنکبوت» است.آمریکا مجموعه‌ای از خطاهای راهبردی مرگبار مرتکب شد؛ که خطرناک‌ترین آن نخستین خطاست: برآورد نکردن قدرت مقاومت و نفهمیدن عقیده آن. آمریکا برنامه خود را بر پایه دکترین «شوک و وحشت» بنا کرد و هیچ گزینه جایگزینی در نظر نگرفت.وقتی ایران و همه نیروهای مقاومت، ضربه بزرگ آغازین را مهار کردند و ثابت نمودند که مقاومت در برابر شوک و وحشت شکست‌ناپذیر است ـ زیرا نه می‌ترسد و نه معامله می‌کند و برای پایداری آماده است ـ توانستند نبرد را به مسیری منتقل کنند که خود برای آن برنامه‌ریزی کرده بودند: الگوی فرسایش، ایجاد درد برای دشمن، ضربه به مفاصل حیاتی آن و کور کردن چشم اطلاعاتی‌اش.

بدین ترتیب، ایران و نیروهای مقاومت توانستند برگ مهمی در سطح بین‌المللی به دست آورند؛ برگی که نبرد را از سطح منطقه‌ای به سطح جهانی منتقل کرد و جهان منافق و خاموشِ تکیه‌زده بر سلطه را ناگزیر ساخت وارد عمل شود و فشار بیاورد، زیرا آتش به آن نیز رسیده بود و متضرر مادی شده بود. این جهان تنها زمانی مداخله می‌کند که منفعتی داشته باشد و هیچ ارزشی برای حق مشروع قائل نیست.امپراتوری ناتوانِ آمریکا به دزد دریایی‌ای بدل شد که محاصره ایران بر تنگه هرمز را با محاصره متقابل پاسخ می‌دهد. نیروی دریایی آمریکا اکنون به عکس‌هایی از توقیف کشتی‌های تجاریِ غیرمسلح و فاقد توان دفاعی افتخار می‌کند؛ در حالی که قرار بود نیروی دریایی آمریکا سلطه بر آب‌های آزاد را برقرار کند و بازوی امپراتوری آمریکا در چیرگی باشد، بر اساس استراتژی‌های کلاسیکی که می‌گویند: کنترل دریا یعنی کنترل خشکی و قلب زمین.امپراتوری آمریکا که شعار آزادی و دموکراسی را مطرح کرده و خود را قبله دموکراسی جهان معرفی کرده بود، در لبنان به یک دزد سیاسی تبدیل شد. آمریکا می‌کوشد قانون اساسی لبنان، قوانین کشور، توافق ملی و توافق‌نامه طائف را دور بزند، تا وضعیتی فتنه‌آمیز ایجاد کند؛ با تحکیم همکاری میان دولت لبنان و دشمن اسرائیلی و انعقاد توافق‌های یک‌جانبه، که وحدت لبنان، آرامش داخلی، قانون اساسی و دموکراسی توافقی آن را در هم می‌شکند؛ چراکه در واداشتن مقاومت لبنان به تسلیم شدن و در جدا کردن میدان‌ها و مجبور کردن ایران به رها کردن متحدانش ناکام مانده است.

وجه مشترک اقدامات آمریکا و دزدی‌هایش، ناتوانی آن در به‌زانو درآوردن ایران و رسیدن به گره‌ای راهبردی است که نه می‌تواند در برابر آن عقب‌نشینی کند تا شکست خفت‌بار را بپذیرد، و نه می‌تواند پیشروی کند، زیرا در آن صورت با سیلی‌های بیشتری مواجه خواهد شد. ازاین‌رو آمریکا تلاش کرد ایران را از برگ‌های قوی مذاکراتی‌اش محروم کند؛ از طریق دو مسیر:1. دزدی دریایی برای واداشتن ایران به کنار گذاشتن برگ تنگه هرمز و بازگشت به مذاکراتی که با امتیازدهی ایران پایان یابد و پیروزی ایران را در این نبرد پنهان کند.2. دزدی سیاسی با ایجاد مسیری برای مقابله با وحدت میدان‌ها در منطقه، برای منزوی کردن مقاومت در لبنان انجام شد؛ حتی اگر بهای این کار، قربانی کردن لبنان، دولتش، قانون اساسی‌اش و آرامش داخلی‌اش باشد.اما آمریکا، رژیم صهیونیستی و دنباله‌روهای عربی‌شان همگی از استواری ایران و حزب‌الله شگفت‌زده شدند. ایران در برابر محاصره آمریکا ایستاد و حتی آن را به «قاعده درگیری» تبدیل کرد و تهدید نمود که آن را با زور خواهد شکست؛ برخلاف تصوری که دشمن داشت، زیرا دشمن فکر می‌کرد محاصره، ایران را به درخواستِ مذاکره وادار خواهد کرد.همچنین دشمن در لبنان از سختیِ واکنش مقاومت در برابر تجاوزات و از بازگرداندن ارزش و کارآمدی معادلات مقاومت و عدم اجازه به بازگشت به حالت «میکانیسم سابق» و سپردن مسئولیت به حکومتی که ناتوانی‌اش در حفاظت از لبنان ثابت شده، غافلگیر شد. مقاومت اعلام کرد که وارد مذاکره مستقیم نخواهد شد؛ زیرا برای آن مهم نیست که مذاکرات به چه نتیجه‌ای برسد؛ آنچه برایش اهمیت دارد میدان و رفتار دشمن است.

با توجه به همه این‌ها، هیچ راهی پیش روی آمریکا یا دشمن صهیونیستی یا متحدان منطقه‌ای‌شان که هنوز امید به شکست مقاومت بسته‌اند باقی نمی‌ماند، مگر آن‌که به توازن‌ها اذعان کنند و بپذیرند که ایران و نیروهای مقاومت تصمیم خود را گرفته‌اند: بازگشتی به عقب وجود ندارد؛ چشم در برابر چشم؛ و اجازه نخواهند داد اوضاعی استعمارگرانه، چه با تهدید قدرت و چه با تهدید مشروعیت‌های ساختگی که قانون و چارچوب‌های حقوقی را زیر پا می‌گذارند، تثبیت شود.ایران، مشروعیت بین‌المللی را محترم می‌شمارد و حق مشروعش را در دفاع از خود، مالکیت بر آب‌های سرزمینی و بهره‌گیری از جغرافیای خود برای پاسداری از حقوقش اعمال می‌کند؛ نه برای زورگویی یا تجاوز.همچنین مقاومت در لبنان، دولت و توافق ملی و پیمان طائف را که در آن بر مشروعیت مقاومت تصریح شده است، محترم می‌دارد. مقاومت به قانون اساسی و قانون کشور پایبند است و حق مشروع خود را در رویارویی با تجاوز و اشغال اعمال می‌کند و سلاح خود را صرفاً در برابر دشمن به‌کار می‌گیرد.در مقابل، اردوگاه دشمنان ـ با همه طیف‌هایش، از آمریکا گرفته تا رژیم صهیونیستی و دنباله‌روهای عربی آن ـ همان طرفی است که مشروعیت‌های بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و انواع دزدی و راهزنی را در همه اشکالش انجام می‌دهد.اینکه قدرتی بزرگ، همچون آمریکا و طرف‌های منطقه‌ای دیگری که در مدار آن حرکت می‌کنند، به صرفاً گروهی از دزدان دریایی تبدیل شده، نشانه افول قدرت آنان و آغاز دوران تازه‌ای است؛ عصری که شاهد دگرگونی‌ها و توازن‌های جدید خواهد بود.ایران و مقاومت، دست بر ماشه آماده نبردهای تازه‌اند تا این قاعده را تثبیت کرده و این واقعیت سیاسی و راهبردی جدید را برقرار سازند.