دریای سرخ و تنگه بابالمندب بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شدهاند. اجرای معادله «محاصره در برابر محاصره» از سوی دولت صنعا، تهدید به گسترش معادله از «بندر به بندر» و «فرودگاه به فرودگاه» و هشدار نسبت به هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی عربستان، نگرانیهای امنیتی سعودیها را افزایش داده است.همین فشارها، عربستان را به سمت ارائه ابتکاری تازه برای تشکیل یک سازوکار امنیتی دریایی با مشارکت ۱۴ کشور تحت عنوان «امنیت خطوط کشتیرانی و صادرات انرژی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب» سوق داده است؛ ابتکاری که در ظاهر با هدف حفاظت از آزادی کشتیرانی، تأمین امنیت خطوط تجاری و کاهش تهدیدها ارائه شده است، اما در لایههای عمیقتر، پرسش مهمی درباره وضعیت راهبردی عربستان در پرونده یمن مطرح میکند: آیا این ائتلاف نشانه افزایش قدرت و ابتکار عمل ریاض است یا بازتاب ضعف و محدودیتهای راهبرد نظامی و سیاسی این کشور پس از بیش از یک دهه جنگ در یمن؟
از ائتلاف عربی ۲۰۱۵ تا ائتلاف دریایی ۲۰۲۶برای درک ابعاد جنگ یمن باید به مارس ۲۰۱۵ و آغاز تجاوز نظامی عربستان و ائتلاف عربی تحت عنوان عملیات «طوفان قاطعیت» بازگشت. ریاض در آن زمان با تکیه بر برتری هوایی، حمایتهای لجستیکی آمریکا و همراهی کشورهای عربی، اهدافی چون بازگرداندن «عبدربه منصور هادی»، رئیسجمهور وقت، و دولت فراریاش به صنعا، حذف انصارالله از صحنه یمن و تغییر معادلات قدرت در این کشور را دنبال میکرد؛ با این محاسبه که ظرف مدت کوتاهی، دولت مورد حمایتش را در صنعا به قدرت برساند و بر سراسر یمن حاکم گرداند.اما واقعیتهای میدانی برخلاف این محاسبات پیش رفت و جنگی که قرار بود چهار ماهه پایان یابد، به یکی از پرهزینهترین بحرانهای منطقه تبدیل شد. عربستان با وجود حمایتهای خارجی و حملات گسترده، در تحقق اهدافش در یمن شکست خورد. انصارالله نهتنها حذف یا حتی تضعیف نشد، بلکه به بازیگر اصلی میدان تبدیل شد. در مقابل، جنوب یمن به جولانگاه اختلافات و رویاروییهای نظامی عربستان و امارات بدل گشت.این جنگ هزینههای سنگین مالی و سیاسی برای ریاض به همراه داشت، به وجهه بینالمللی سعودیها در حوزه حقوق بشر ضربه زد و شکستهای دیپلماتیک را برای ریاض به دنبال آورد. درحالی که برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) تخمین زده که تا پایان سال ۲۰۲۱، در مجموع ۳۷۷ هزار نفر در اثر این جنگ در یمن جان باختهاند، ابعاد تخریبها نیز بسیار گسترده بود؛ بهطوریکه طبق آمارهای دولت صنعا، بیش از یک میلیون منزل، مرکز خدماتی، بیمارستان و مسجد در جریان بمبارانهای سعودیها و ائتلاف عربی تخریب شدند یا آسیب دیدند. با این حال، این حملات خللی در ایستادگی و مقاومت مردم یمن در برابر متجاوزان ایجاد نکرد.
چرا عربستان به ائتلاف جدید نیاز پیدا کرده است؟این پیشینه شکست را باید دلیل اصلی ابتکار فعلی ریاض دانست. اگر عربستان در تحقق اهداف راهبردی خود در یمن طی تجاوز نظامی سال ۲۰۱۵ موفق شده بود، اساساً نیازی به ارائه چنین ابتکاری نداشت؛ به ویژه آنکه طی سالهای اخیر، دولت صنعا و انصارالله توانستهاند، دامنه بازدارندگی خود را از داخل یمن فراتر ببرند. حملات به تأسیسات نفتی آرامکو و مراکز حساس، و سپس گسترش معادلات امنیتی به دریای سرخ و بابالمندب، نشان داد موازنه امنیتی منطقه به زیان سعودیها تغییر کرده است.در چنین شرایطی، ریاض با واقعیتی دشوار روبهرو شده است؛ حفظ امنیت این آبراه صرفاً با اتکا به توان داخلی یا همکاریهای محدود دوجانبه امکانپذیر نیست. از همینرو، تلاش برای تشکیل ائتلافی گسترده را باید اقدامی برای تقسیم هزینههای امنیتی و سیاسی این بحران میان بازیگران بیشتر ارزیابی کرد.ائتلاف دریایی؛ نشانه قدرت یا بازتاب یک شکست؟با این حال، حتی تشکیل چنین ائتلافی نیز تضمینکننده موفقیت ریاض نخواهد بود. تجربه سالهای اخیر نشان داده که تهدیدهای دریایی صرفاً با استقرار ناوهای جنگی از میان نمیروند؛ چراکه پهپادها، موشکهای کروز و شیوههای جنگ نامتقارن، هزینه دفاع را برای هر نیرویی افزایش دادهاند.علاوه بر این، تضاد منافع در میان کشورهای منطقه، هماهنگی عملیاتی این ائتلاف را با چالش مواجه میکند؛ درحالی که مصر به امنیت کانال سوئز میاندیشد، عمان نقش میانجی را ترجیح میدهد و امارات منافع خاص خود را دنبال میکند.
در نهایت، تفاوت بنیادین میان سال ۲۰۱۵ و امروز در «جایگاه قدرت» طرفین است. در آغاز عملیات «طوفان قاطعیت»، عربستان تصور میکرد با ابتکار عمل نظامی میتواند اراده سیاسی خود را بر صنعا تحمیل کند؛ اما امروز، این دولت صنعا است که با تکیه بر توان بازدارندگی، معادلات امنیتی بابالمندب را در دست دارد و ریاض را مجبور به تغییر راهبرد از تجاوز نظامی به مذاکرات سیاسی و مدیریت بحران کرده است. در مجموع، ابزار تغییر کرده است، اما مسئله اصلی همچنان باقی است.
نتیجهگیری؛ ائتلاف دریایی عربستان ابتکار عمل یا مدیریت بحران ابتکار عربستان برای تشکیل ائتلاف دریایی را میتوان از دو زاویه ارزیابی کرد: در لایه ظاهری، ریاض هدف خود را مقابله با تهدیدهای فزاینده علیه کشتیرانی در دریای سرخ و حفاظت از تنگه بابالمندب، یکی از حیاتیترین آبراههای جهان اعلام میکند؛ اما در سطح راهبردی، این ابتکار بیش از هر چیز، بازتاب تضعیف جایگاه ریاض در معادلات یمن و منطقه است.سعودیها که در سال ۲۰۱۵ با هدف تغییر موازنه قدرت در صنعا وارد جنگ شدند، پس از سالها ویرانگری و کشتار، نهتنها به اهداف اعلامی خود دست نیافتند، بلکه با بازیگری روبهرو شدند که اکنون توانایی اعمال معادلات خود بر منطقه راهبردی بابالمندب و دریای سرخ و تغییر در محاسبات قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای را دارد.از همینرو، ائتلاف دریایی جدید نه نمادی از قدرت، بلکه نشانهای از ضعف و نگرانی سعودیها در برابر یمن است. این اقدام در واقع تلاشی برای تقسیم مسئولیتها و هزینههای امنیتی است تا ریاض بتواند بحرانی را مدیریت کند که ابزار نظامی، با وجود هزینههای سنگین، نتوانست آن را حل کند.در نهایت، تجربه یمن ثابت کرد که قدرت نظامی، حتی با حمایتهای گسترده خارجی، لزوماً به پیروزی راهبردی منجر نمیشود. مسئله اصلی در دریای سرخ امروز، کمبود ناوهای جنگی نیست، بلکه پذیرش تغییر موازنه قدرتی است که طی یک دهه توسط انصارالله شکل گرفته است.