حزب دعوت اسلامی و قدرت باز اندیشی

به گزارش افکارنیوز، ازهمان ماههای پیش از فروپاشی رژیم بعثی عراق در سال ۲۰۰۳ تا کنون، " حزب دعوت اسلامی " در شرایط تاریخی ویژه و دشواری به سر می برد. این شرایط، به آشفتگی هایی در روند حرکت حزب بویژه در زمینه ی عملکرد سیاسی و تشکیلاتی آن منجر شده است.

پرداختن به این مشکل، اصلاحات فقهی و فکری مناسب وبازاندیشی در افکار، ابزارها و دیدگاههای این حزب را می طلبد؛ تا بتواند هماهنگ با ارزش های دینی، فکری و سیاسی خود، پاسخگوی نیازها و ضرورت های امروز جامعه نیزگردد. این کار، آگاهی و تمرکز عمیقی را خواهان است؛ که هم ماهیت، اندیشه و فلسفه وجودی " حزب دعوت اسلامی " را فرا گیرد، و هم شرایطی که حزب در آن به سر می برد.

" حزب دعوت اسلامی " - چنانکه از اصولش پیداست - تشکیلاتی اسلامگرا، عقیدتی و تحول خواه است؛ که می خواهد گروهی خداباور، درستکار و آگاه بسازد؛ که می کوشد جامعه را به سوی تحقق آرمان های اسلام در زمینه های فردی، اجتماعی و ملی پیش ببرد.

این حزب هرگز از ارزش های اعتقادی، فقهی و فکری خود که بر پایه ی آن سامان یافته، دست نمی کشد؛ چرا که این ارزش ها، گویای فلسفه ی وجودی حزب هستند. اما باید در نظر داشت که دین مقدس اسلام، درهای خود را به روی فقیهان ومتفکرین دین مدار گشوده است؛ تا اندیشه های اسلامیِ قابل تغییر و ابزارهایشان را باز نگری کنند. به عبارت دیگر، اندیشه ها، ابزارها و شیوه های فعالیتدینی وتشکیلاتی، فضایی است که دارای قابلیت تحول و نواندیشی است. از این رهگذر، حرکت " حزب دعوت اسلامی " با نیازهای زمان، مکان و رویدادهای تازه و چالش های نو هماهنگ می شود.

بدین گونه، در حالی که ماهیت، اندیشه و فلسفه ی " حزب دعوت اسلامی "، در همه ی زمان ها و مکان ها ثابت می ماند، ولی روش ها، ابزارها و نتایج فکری آن دستخوش تغییر می گردد؛ به ویژه آنچه مرتبط با اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی عراق؛ که از آوریل ۲۰۰۳ گریبانگیر ماست. از این رو، پا فشاری بر نظریه ی " حزب دعوت اسلامی " به معنای تنگ نظری و انعطاف نا پذیری در برابر اندیشه ها، روش ها و ابزارهای قابل تغییر، نخواهد بود. چنانکه نواندیشی و تحول خواهی نیز به معنای ولنگاری فکری و دست کشیدن از ارزش های دینی و فکری نیست.

برملت مسلمان پوشیده نیست که با ورود " حزب دعوت اسلامی " به عرصه زمامدارى کشور ودولت عراق، واقعیت های تازه ای پیدا شد که این حزب هنوز آمادگی تکامل یافته ی فکری، فقهی، سیاسی، تشکیلاتی و امنیتی برای رویارویی با آن را نداشت. امری که به پیدایش دیدگاهی غیر شفاف نزد برخی از اعضای حزب انجامید؛ تا بدانجا که برخی از آنان را بر آن داشت که در برخورد با رویدادها و تحولات، بدون برنامه ریزیِ راهبردی، کنش و واکنش نشان دهند.

نقش محاسبه ی نفس در بازنگری
از مهم ترین عوامل و انگیزه های بازاندیشی؛ محاسبه ی نفس است؛ که از اصول بنیادین اسلام به شمار می رود. " حزب دعوت اسلامی " محاسبه ی نفس را در رأس ابزارهایی قرار داده که به منظور سنجش اوضاع، خطا یابی و اصلاح مسیر طراحی شده است. این محاسبه؛ " حزب دعوت " را در سطح فردی، گروهی و حزبی فرا می گیرد.

اینکه نفس آینه ی خود گشته و به محاسبه ی خود بپردازد؛ آغازی ضروری و اجتناب پذیر است. به بیانی دیگر، محاسبه ی نفس نقطه ی آغاز بازاندیشی واصلاحگری است. از این رو این عمل، نه فقط کاری جایز و مستحب؛ بلکه کاری واجب و ضروری است و ازیک نظام فکری استواری سرچشمه می گیردکه شجاعانه وبا آگاهی کامل ازتکلیف شرعی خود، به آن پرداخته ودراین راه هیچ گونه سرزنش، تردیدوترسی رابه خودراه نمیدهد؛ چرا که " حزب دعوت اسلامی "، اصالت فکری ومتانت فقهی و قدرت سیاسی خویش را باورداشته وپایبندی به ارزش های این جنبش اسلامی را، اساس هویت خود میداند. شکی نیست که توکل بر خداوند و اعتماد به خود و شجاعت، پایه هایی است که هر گروهی برای محاسبه ی نفس، بازنگری در دیدگاه ها و نوسازی اندیشه های خود بدان متکی است.

تنها انسان های ضعیف و ترسو هستند که از هر گونه بازنگری هراسان بوده، وکوچک ترین گرایشی به بازاندیشی، محاسبه ی نفس و نو اندیشی را در خود سرکوب می نمایند. این در حالی است که " حزب دعوت اسلامی " از همان ابتدای تاسیسش، با تمام قدرت بر این پایه های بنیادین تاکید داشته، و آن را مایه ی توانمندی، تداوم واستمرار خود می داند.

اگر نوسازی در اندیشه ها و ابزارهای های حزب، نتیجه ی محاسبه ی نفس و از لازمه های اصلاح است، پس این عمل نیز نه فقط کاری جایز و مستحب؛ بلکه - غالبا - کاری واجب و ضروری خواهد بود؛ چرا که آن از پایه های بنیادین بازاندیشی، عقلانی سازی و اصلاحگری به شمار می رود. نواندیشی، سنتی «تکوینی – تشریعیِ» الهی است؛ که پیدایش امورمتغیر، چالش های نو، خلأ هاى تشریعی و نیاز به پاسخگویی های جدید فقهی وکلامی، ناگزیرش می سازد. در واقع، پر کردن این خلأها هماهنگ با نیازها و خواست های امروز جامعه و نیز پاسخگوی چالش هایی خواهد بود که " حزب دعوت اسلامی " و اعضایش با آن روبروست.

گاهی برخی ناظران، درباره ی زمان مطرح کردن این موضوعپرسیده و می گویند: چرا الأن؟ چرا در طول یازده سال گذشته موضوع بازنگری وبازاندیشی را مطرح نکرده اید؟.

در پاسخ به این سؤال نمی خواهم در موضع دفاع قرار گیرم. اما برای تاریخ می گویم که ما بارها به ویژه در کنفرانس ها و نشست های حزبی خود به امر بازاندیشی پرداخته ایم؛ ولی به نتیجه ای که شایسته و دلخواه باشد، نرسیده ایم. سبب این امر آن است که ما به عنوان اعضای این حزب - جدای از جایگاههای حزبی و حکومتی مان - همواره درگیر مواجهه با چالش های سیاسی مدیریت کشور هستیم؛ که بار اصلی آن از سال۲۰۰۵ تا کنون بر دوش ماست. با این حال، ما با وجود تمامی این فشارها که وقت و تلاش مان را صرف خود ساخته، از این مسأله - چنانکه برخی می پندارند - غافل نبوده ایم؛ بلکه هماهنگ با اولویتهایمان، مصلحت اندیشی شرعی و مقدم داشتن اهم بر مهم عمل نموده ایم. مهمترین چالش هایی که پس از سال۲۰۰۳ به تفکیک وگره گشایی آن ها پرداخته ایم عبارتند از: پایه گذاری عراق نوین، حفظ موجودیت وتمامیت ارضی آن، ساماندهی شرایط جدید، رهانیدن کشور از چنگال نژادپرستی و فرقه گرایی چند صد ساله، کامیابی در فرایند سیاسی، زدودن خطر تروریسم، ایجاد نیروهای مسلح، تأمین امنیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، معیشتی و اجتماعی ملت و پایان دادن به اشغالگری در کشور؛ که توانستیم در سال ۲۰۱۰ کشور عراق را از اشغال ۷ ساله یآمریکا ومتفقین برهانیم.

حال اگر انتقادی درست و واقع بینانه نسبت به روند انجام این وظایف و میزان کامیابی ها و ناکامی های حزب در انجام آن وجود دارد، ما و حزب با کمال وجود پذیرای انتقادات سازنده و اصلاح امور خواهیم بود؛ بلکه آن را به مثابه ی جزئی از طرح بازاندیشی و بازسازی، در دستور کار خویش قرار خواهیم داد.

در واقع؛ تفکر بازاندیشی از سال۲۰۰۷ در دستور کار ما و حزب قرار گرفت؛ اما به سبب فشارهای سنگین مدیریت کشور، عمده ی آن نتوانست در خارج از قلمرو نوشتار، جایی یابد. بنابراین باید گفت که این اندیشه، زائیده ی امروزمان نیست؛ بلکه ما همواره ضرورت و اهمیت آن را احساس کرده و آن را جزئی بنیادین از ارزشهای " حزب دعوت اسلامی " به عنوان جنبشی عقیده مند و حزبی یکپارچه و سازمانی بزرگ که در نوع خود برجسته است، به شمار می آوردیم. اما اکنون که دوری از رهبری دولت از سنگینی بار کار اجرائی کاسته است، فرصتی مناسب دست داده تا بار دیگر آن اندیشه ها را پی گرفته و به شفاف سازی، تدوین و بیان خطوط اصلی آن بپردازیم.

اهداف و ابزارهای بازاندیشی
اهداف و ابزارهای بازاندیشی، متکی به ضرورت ها و عواملی است که در سخنان پیشین ذکر شد. اینک به بیان برخی از مهمترین این اهداف می پردازیم:
۱. پایبندی به اصول و ارزش های حزب و نوسازی اندیشه های آن: از اولویت های مهم این هدف، تزریق حجم فراوانی از اندیشه ها ومباحثاصول گرایانه و نوخواهانه، در روند نشریه هایعمومی و خصوصیِ " حزب دولت اسلامی " می باشد. دراین میان، پرداختن به نشر مباحثی همچون رابطه ی " حزب دعوت اسلامی " با دولت، نظام سیاسی، حکومت، مشارکت حزب در مدیریت حکومتی غیر اسلامی، نهادینه شدن مفاهیمی نو از وطن، هم وطن و وطن پرستی، منظور حزب از ایجاد دولتی متمدن در تمامی ابعاد قانونی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، از جمله مواردی است که توجه و اهمیت بیشتری را می طلبد، و ما باید با ژرف نگری و موشکافی تمام به شفاف سازی جایگاه آن ها در اندیشه ی سیاسی خود بپردازیم.

۲. پایبندی به رفتارها و ارزشهای اخلاقی حزب: مراد، رفتارها و اخلاقیاتی است که نظریه ی " حزب دعوت " باالهام گیری ازتفکراخلاقی اصیل اسلام ودر واقع، رفتارهای ترسیم شده ازسوی پیامبراکرم(ص) واهلبیت مطهرش(ع)، به تعریف آنپرداخته واعضای نخستین حزب وشهدای این راه به آن پایبندبوده اند. از این رو باید در پی تأکید و تثبیت این مفهوم بود که " حزب دعوت اسلامی " نمونه ی یک گروه خدا باور، درستکار، آگاه، پاکدامن و فداکار، و عضو آن نیز نمونه ی یک انسان خدا باور، درستکار، آگاه، توانمند، راستگو و امین است. تا از این رهگذر، بازتاب این الگو در عملکرد " حزب دعوت اسلامی " در داخل جامعه و دولت نمایان شده، و نیز سر لوحه ی کارکرد اعضاء در درون سازمان، جامعه و دولت قرار گیرد وبدین گونه " حزب دعوت اسلامی " به نمادی ستودنی و قابل پیروی تبدیل گردد.

۳. تثبیت این مفهوم که قدرت هدف نیست؛ بلکه ابزاری جهت تحقق اهداف اسلامی حزب می باشد: در این راستا بر " حزب دعوت اسلامی " و اعضای آن لازم است که به شفاف سازی پیوند میان حزب و قدرت بپردازند. بدین سان که قدرت، تنها ابزاری برای نشر اصول و مبانی عدالت محور و انسانی " حزب دعوت اسلامی " است. مسأله ی فعالیت سیاسی، دولت، قدرت و ابزار بودن آنها برای دستیابی به اهداف شریعت اسلامی، از پایه های بنیادین فلسفه ی " حزب دعوت اسلامی " می باشد که به دست شهید محمد باقر صدر ترسیم و طرح ریزی شده است. بنابراین؛ افرادی که در چارچوب ابزارهای این حزب پیش می روند و یا از آن بهره مند می گردند؛ باید بدانند که نسبت به این ابزارها در برابر خداوند متعال مسؤول بوده و از آنها - در هر جایگاهی از قدرت و دولت که باشند - تنها برای انجام تکلیف شرعی و خدمت به دین و مردم استفاده نمایند. شاید به هنگام سخن از اهداف و آمال شریعت اسلامی؛ شکل های انحرافی و شومی از کاربست و اجرایی شدن شریعت در ذهن دگر اندیشان نقش بندد که تاریخ اسلام ونیز خاور میانه ی امروز سرشار از آن است؛ و پیداست که این شکل ها ومضامین انحرافینتیجه ی اغراض سلطه جویانه بوده و هیچ ارتباطی با اسلام ندارند. در این خصوص باید گفت که هدف " حزب دعوت اسلامی " از مفهوم حاکمیت اسلامی، دستیابی به تمدن درخشانی است که شرع مقدس به منظور رسیدن دولت به اهداف خویش در ابعاد انسانی، اخلاقی و خدمات رسانی، تعریف نموده است. البته در آینده ای نزدیک سخنی مفصل در این رابطه خواهیم داشت.

از آنجا که امر بازاندیشی، محاسبه ی نفس و نوسازی، جزئی از ارزش های " حزب دعوت اسلامی " به شمار می رود؛ از این رو کارایی آن محدود به تحقق وانجام یافتن کار نخواهد بود؛ بلکه تا آن هنگام که این حزب - به اراده ی الهی - پایدار و روشنگرِ راه جامعه باشد، استمرار خواهد داشت.

مترجم: میثم نجفی،حسن رحمانی