به گزارش افکارنیوز،

به نظر می‌رسد، زمان اعلام خبر مهم «عادی سازی روابط میان شیوخ عرب و اسرائیل» نزدیک شده است، به ویژه پس از اخبار منتشر شده توسط رسانه‌های غربی و به طور مشخص آمریکایی و انگلیسی و همچنین رسانه‌های عبری که از دیدارهای محرمانه و سری بین شیوخ عرب و مسئولان اسرائیلی سخن می‌گفتند.

چند روز بیشتر از اقدام رسانه‌ها در انتشار تصریحات «زیپی لیونی»، عضو کنست و وزیر خارجه سابق اسرائیل که از تصمیم شورای همکاری فارس بخاطر درج حزب الله در فهرست گروه‌های تروریستی نگذشته بود که «مارک اشنایر»، خاخام یهودی به نقل از پادشاه بحرین خواستار چنین اقدامی از سوی اتحادیه عرب و توسعه دایره رویارویی‌ها با حزب الله در جهان عرب شده بود.

خاخام اشنایر، رئیس مرکز «تفاهم طایفه‌ای» در نیویورک شمرده می‌شود که با پادشاه بحرین در کاخ وی در منامه دیدار کرد و روزنامه «جیرو زالیم پست» به نقل از وی نوشت که پادشاه بحرین در این دیدار به اشنایر گفته بود، عادی سازی روابط برخی از کشورهای عربی با اسرائیل مسئله وقت است.

پادشاه بحرین در این دیدار همچنین خاطرنشان کرده بود که اسرائیل نه تنها توان دفاع از خود را دارد، بلکه قدرت دفاع از مواضع میانه‌رو و کشورهای عرب محافظه‌کار منطقه را نیز دارد.

این خاخام صهیونیست سخنان خود را با این گفته به پایان رساند که شیوخ عرب می‌دانند، اسرائیل دشمن ایران است و از این قدرت برخوردار است تا استقرار و ثبات را در منطقه بسط دهد و از کشورهای عرب میانه‌رو حمایت کند، لذا باید این دیدگاه‌ها و مواضع را تغییر در فضای ژئو استراتژیک خاورمیانه تلقی کرد.

آنچه گذشت تاکید می‌کند، شیوخ عرب بر دوره‌ آغاز دوره آماده سازی افکار عمومی جهان عرب و اسلام پیش از آغاز روابط علنی و آشکار خود با اسرائیل به توافق رسیده‌اند و اظهارات این خاخام صهیونیست که در بحرین اقامت دارد، چیزی جز تاکید بر آماده شدن شرایط برای عادی سازی روابط شیوخ عرب با رژیم صهیونیستی نیست.

اما درخواست اشنایر مبنی بر توسعه دایره دشمنی با حزب الله در جهان عرب، باید گفت که وقتی کلید عادی سازی روابط بین شیوخ عرب و اسرائیل زده شود، بالطبع دایره خصومت ورزی این اعراب با حزب الله نیز توسعه خواهد یافت.

آنچه اشنایر از آن پرده برداشت بی‌شک بر پرونده سوریه و جنگ محور «شیوخ عرب – ترکیه – غرب» علیه محور «ایران – سوریه – لبنان – عراق» نیز تاثیر دارد و انتظار می‌رود، شرایط میدانی را در سوریه در راستای اتحاد این کشورها با اسرائیل به ویژه در جبهه عملیاتی جنوب که دو استان درعا و قنیطره را دربرمی‌گیرد، بیش از پیش تشدید کند.

به این ترتیب عربستان تلاش خواهد کرد، از نزدیکی به اسرائیل جهت فعال کردن جبهه جنوبی که به دمشق، پایتخت سوریه نیز نزدیک است، با کمک و هماهنگی با اردن و اسرائیل استفاده کند، شاید به این طریق بتواند به هدف خود در براندازی نظام در سوریه دست یابد.

خلاصه سخن آنکه اخبار منتشر شده درباره احتمال عادی سازی روابط شیوخ عرب با اسرائیل بیهوده و بی‌هدف نیست، بلکه با استفاده ابزاری از رسانه‌ها این کشورها ابتدا تلاش دارند، اخبار دیدارهای انجام شده بین دو طرف را اشاعه دهند و سپس وارد مرحله کانال‌های دیپلماتیک رسمی شوند که مرحله ماقبل اعلام برقراری روابط رسمی و علنی بین این طرف‌هاست.