به گزارش افکارنیوز،

منطقه شرق فرات پس از اینکه ارتش سوریه بسیاری از مناطق را به آغوش دمشق بازگردانده است؛ هم اکنون در کانون توجه جدی قرار دارد به ویژه که مقامات سوریه همواره بر ضرورت کنترل دمشق بر همه اراضی این کشور تاکید کرده اند و همین موضوع سبب توجه بازیگران مهم منطقه ای و بین المللی به آن شده است.

بر اساس گزارشی که چندی قبل سازمان فائو و بانک بین المللی درباره مدیریت منابع آبی منتشر کردند؛ کمبود آب در خاورمیانه و شمال آفریقا ممکن است که عامل بی ثباتی شود.

تحرکات ائتلاف بین المللی و متحدانش برگرفته از اهمیت تسلط بر منابع آبی و انرژی در شرق فرات است. آنها برای بهره کشی بیش از حد منابع آبی سوریه در حوضه فرات گام برداشتند. آنها درست روی مناطقی دست گذاشته اند که دارای منابع آبی قابل ملاحظه است به طوری که الرقه به تنهایی ۷۰ درصد از منابع آبی سوریه را در خود دارد و این منطقه همچنین دارای زمین های حاصلخیز و محل کشت مهم محصولات کشاورزی سوریه است.

هدف از تسلط بر مناطق حوضه فرات تحت فشار قرار دادن دولت سوریه است. اصولا جنگ در سوریه علاوه بر تاثیرات مخرب زیرساختهای سوریه به بخش کشاورزی سوریه آسیب زیادی وارد کرده است و عدم امکان کشت وبرداشت محصولات سبب شده است که شمار زیادی از کشاورزان، اراضی کشاورزی را رها کنند که این از نظر جمعیت شناختی نیز آسیب فراوانی به سوریه وارد کرده است.

کشورهایی که جنگ ضد سوریه را به راه انداختند در راستای آلوده کردن منابع آبی، آلوده کردن هوا و از بین بردن خاک حاصلخیز سوریه نیز گام برداشتند و انسان سوری برای آنها ذره ای اهمیت ندارد. آنها هنگامی هم که بحث بازسازی را مطرح می کنند در واقع فقط هدفشان ریختن سم در عسل است زیرا هدفشان کسب تجارت است بدون اینکه در مسیر پیشرفت سوری ها گامی بردارند.

اهمیت راهبردی منطقه شرق فرات از نگاه آمریکایی ها

این تحرکات آنها با طرح توسعه طلبانه تل آویو مبنی از نیل تا فرات همسو است تا ثروت های منطقه شرق فرات به ویژه منابع آبی را در کنترل بگیرند. آنها روی دیرالزور انگشت گذاشته اند زیرا می دانند که این استان واقع در شرق فرات دومین استان سوریه از حیث مساحت(حدود ۳۳ هزار کیلومتر مربع) محسوب می شود. بیشتر تولید نفت سوریه در این مناطق است و غنی ترین منابع گازی سوریه را داراست. شرق فرات دارای مهمترین و بزرگترین میادین نفتی از حیث مساحت و تولید است به ویژه که میدان نفتی «العمر» قبل از سال ۲۰۱۱ حدود ۳۰۰ بشکه در روز نفت تولید می کرد.

آمریکایی ها به خوبی می دانند که این مناطق به طبع جغرافیای صحرایی مکان مناسبی برای انجام تحرکات آنهاست. آنها می دانند که سیطره بر شرق فرات از بُعد ژئوپلتیک به آنها کمک می کند که محور مقاومت یعنی دشمن اسرائیل را هدف قرار دهند.

پس از اینکه برگه آمریکایی ها یعنی داعش سوخت آنها به دنبال برگه دیگری هستند. در واقع دولت ترامپ به دنبال برگه دیگری برای ماندن در سوریه است. آمریکایی ها به دنبال سیطره بر منطقه راهبردی شرق فرات که مساحت آن حدود یک سوم اراضی سوریه است و سبد غذایی و اقتصادی سوریه محسوب می شود، هستند. این منطقه ۹۰ درصد از درآمدهای نفتی و گازی سوریه و بیش از نیمی از گندم و پنبه سوریه را در خود دارد که با توجه ویژه ترامپ به سود اقتصادی اهمیت تسلط بر منطقه شرق فرات مشخص می شود. از حیث راهبردی و نظامی نیز منطقه امتداد مناطق نفوذ آمریکا در عراق محسوب می شود که ارتباط آنها با یکدیگر را تسهیل می کند.

موانع پیش روی واشنگتن

اما امریکا برای ماندن در این منطقه کار آسانی ندارد زیرا سوریه به عنوان یک کشور مستقل است و قوانین بین المللی اجازه تحرکات آمریکا را نمی دهند و از سوی دیگر در این منطقه عشایر و قبایلی هستند که ضد طرح های تجزیه طلبانه واشنگتن هستند.

از بُعد بین المللی نیز روسها به دنبال شکستن یکجانبه گرایی آمریکایی ها و پایان دادن به جهان تک قطبی هستند. روسها به دنبال اثبات الگوی مسکو در سوریه هستند و اینکه الگوی آمریکایی که در عراق آزمایش شد و بدون پشتوانه بین المللی رخ داد، را به کنار بزنند. روسها خود را اشغالگر نمی دانند و اعلام کرده اند که به درخواست دمشق در سوریه حضور پیدا کرده اند درست برعکس آمریکایی ها که میهمانان ناخوانده هستند.

همچنین مانع دیگر در برابر تحرکات آمریکایی ها، ترکیه است زیرا واشنگتن از گروههایی حمایت می کند که ترکیه آنها را تروریست می داند و به دنبال نابودی و مهار اقدامات آنهاست و از همین رو زیر بار این راهبرد نمی رود و از هیچ اقدامی برای ایجاد مانع در برابر آن دریغ نخواهد کرد. آمریکا به دنبال تقویت حضور خود در شرق فرات و ایجاد منطقه خودمختار مورد حمایتش است.

آمریکا شاید در کوتاه مدت بتواند نیروهایش را نگه دارد و نفوذش در شرق فرات را ادامه دهد اما در دراز مدت نمی تواند کاری از پیش ببرد. از همین رو استراتژی جدید آمریکا برای تحقق منافع موقت شاید مناسب باشد اما برای منافع طولانی مدت خیر و استراتژی آمریکا دیر یا زود با شکست روبرو خواهد شد.

هم اکنون ترکیه و روسیه شرق فرات را به عنوان یک تهدید مشترک می دانند. «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه چندی قبل اعلام کرد: « تهدید اصلی برای تمامیت ارضی سوریه از شرق فرات است که تشکلات مستقلی در این منطقه تحت نظارت مستقیم آمریکا تاسیس می شود ما به تلاش ها خود برای پایان دادن به این تحرکات ادامه می دهیم».

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه نیز در نشست خبری چندی قبل با پوتین در سوچی گفت: «تهدید بزرگ برای آینده سوریه از مراکز تروریستی در شرق فرات است». وی هر چند به طور شفاف از آمریکا سخنی نگفت اما؛ «ابراهیم قره گل» سردبیر روزنامه ینی شفق ترکیه که نزدیک به اردوغان است حضور نیروهای آمریکایی در شرق رود فرات را به مثابه اشغال صلیبی دانست و درباره طرح آمریکا با حمایت سعودی برای ایجاد منطقه ای که میان ترکیه و جهان عرب فاصله اندازد و از شرق فرات تا مرز ایران امتداد یابد، هشدار داد.

این در شرایطی که سعودی ها با قدرت به پرونده شرق فرات وارد شده اند.

با توجه به اینکه مقامات سوری به شرق فرات اهمیت زیادی می دهند و از همین رو می توان نبرد شرق فرات را شدیدترین نبردها از حیث حجم و اهمیت آن در مقایسه با نبردهای غوطه دمشق و جنوب سوریه به مراتب سرنوشت سازتر دانست به ویژه که اخیرا حملات ددمنشانه ائتلاف آمریکایی ضد غیرنظامیان در دیرالزور افزایش پیدا کرده است و این عزم دمشق را برای وارد شدن به نبرد سرنوشت ساز جدی تر از قبل می کند.

شرط به دست آوردن استقلال تمام و حاکمیت کامل سوریه استفاده از منابع اقتصادی و آبی اش است و بدون بازپس گیری شرق فرات که منبع اصلی اقتصاد سوریه است این رخ نخواهد داد.