به گزارش افکارنیوز،

حمله خونبار روز گذشته طالبان به یکی از ساختمان‌های وزارت دفاع افغانستان، قریب به صد کشته و زخمی به جا گذاشت. حمله دیروز، سومین حمله خونبار طالبان به نیروهای دولتی افغانستان در هفته جاری است. در روزهای گذشته، نیروهای طالبان با هجوم گسترده به پاسگاه‌های دولتی در استان‌های دایکندی و بغلان در مرکز و شمال افغانستان، ده‌ها نیروی امنیتی را به کام مرگ فرستادند. همه این حملات، دقیقاً همزمان با آغاز دور هفتم مذاکرات میان آمریکا و طالبان در قطر انجام شده است. مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سفر هفته گذشته خود به کابل و در آستانه آغاز هفتمین دور گفت وگوهای صلح، اظهار امیدواری کرد تا اول سپتامبر، این مذاکرات به نتیجه برسد. مذاکراتی که از روز شنبه هفته جاری آغاز شده و تا کنون، ادامه دارد. استفاده از فشار نظامی و افزایش حملات انتحاری، روشی بوده که طالبان، برای اعمال فشار به طرف مقابل و امتیاز گیری، بارها از آن سود جسته‌اند. طالبان می‌کوشند تا همزمان با مذاکرات، قدرت نظامی خود را به طور مشخص و چشمگیری، به رخ آمریکا و دولت افغانستان بکشند.

 

اینک، طالبان، همزمان با این دور از گفت وگوها که گفته می‌شود مهم‌ترین دور مذاکرات نیز هست، در مناطق مختلف افغانستان، حملات نظامی خود را به شکل کم سابقه‌ای گسترش داده‌اند و با توجه به سابقه‌ای که از طالبان در ذهن داریم از یک سو و اظهار نظر هفته پیش پمپئو از سوی دیگر، می‌توان این گونه استنباط کرد که دور هفتم مذاکرات، به حصول توافق، بسیار نزدیک است و به همین دلیل، طالبان تصمیم دارند با انجام رشته‌ای از خونین‌ترین عملیات‌های نظامی و انتحاری، بیشترین امتیاز را از طرف مقابل بگیرند.

 

اینک، سوال اصلی این است که طالبان، دقیقاً به دنبال چه امتیازی هستند که همزمان با انجام مذاکرات صلح، حاضر می‌شوند با علم به امکان کشته شدن ده‌ها غیر نظامی و پذیرش بدنامی کشتار غیر نظامیان، دست به چنین حملات خونینی بزنند؟

 

روز گذشته و ساعاتی پس از حملات خونین کابل، شیر محمد عباس استانکزی از گفت وگوکنندگان ارشد طالبان با آمریکا ، به رسانه‌ها گفت که این گروه، هرگز با دولت افغانستان وارد مذاکره نخواهد شد، اما به زودی، گفت وگوهای خود با مردم افغانستان را آغاز خواهد کرد.

 

هرچند که اتخاذ این موضع از سوی طالبان، تازگی ندارد، اما تاکید بر آن در حالی که زمزمه نهایی شدن توافقات میان طالبان و آمریکا به گوش می‌رسد، می‌تواند حاوی پیامی خاص و ویژه باشد. به ویژه اینکه طالبان، گفته‌اند حاضرند با مردم افغانستان درباره کیفیت حضورشان در ساختار قدرت گفت وگو کنند.

 

عاقلانه به نظر نمی‌رسد که تصور کنیم عالی‌ترین مقام‌های آمریکایی، هفت دور مذاکره فشرده و سخت را با عالی‌ترین مقامات طالبان در حالی پشت سر گذاشته باشند که در آن، بر سر کلیات فرایند صلح مد نظرشان، توافق‌های اجمالی نکرده باشند و مدام، بر سر موضوعاتی تکراری، بحث و مجادله کرده باشند.

 

آنچه که قطعی به نظر می‌رسد این است که خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان و چگونگی حضور طالبان در ساختار قدرت، دو موضوع اصلی در مذاکرات بوده‌اند که علی القاعده باید یک توافق اجمالی درباره آنها میان دو طرف شکل گرفته باشد تا ادامه مذاکرات بر سر جزئیات این دو موضوع، منطقی باشد.

 

اینک طالبان می‌گویند که با دولت افغانستان، تحت هیچ شرایطی گفت وگو نمی‌کنند و اساساً دولت افغانستان را به عنوان دولت قانونی کشور به رسمیت نمی‌شناسند تا با آن گفت وگو کنند. این موضع، بدین معناست که طالبان، خواستار تمام قدرت هستند و به عنوان دولت آینده، با آمریکا مذاکره می‌کنند. طالبان همچنین نگفته است که برای گفت وگو با مردم افغانستان، از چه مکانیزمی می‌خواهد استفاده کند و اساساً گفت وگو با مردم، چگونه ممکن خواهد بود؟ این گمانه که طالبان، خواهان تمام قدرت است و احتمالاً آمریکا نیز این خواسته را پذیرفته، زمانی از قوت بیشتری برخوردار می‌شود که می‌بینیم تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار است مهرماه آینده برگزار شود نیز به طور همزبان و همزمان، خواستار به تعویق افتادن انتخابات وبرگزاری آن پس از روشن شدن تکلیف مذاکرات صلح با طالبان شده‌اند تا طالبان نیز در انتخابات حضور داشته باشند.توجه به این نکته که بخش زیادی از نامزدهای مذکور، ارتباط‌های گسترده‌ای با سفارتخانه‌های خارجی و از جمله سفارت آمریکا در کابل دارند و تلاش می‌کنند تا سیاست‌های خود را با واشنگتن هماهنگ سازند، می‌تواند در تقویت این گمانه حائز اهمیت باشد که ممکن است، سیگنال تعویق انتخابات و حضور طالبان در این فرایند، از واشنگتن به آنها مخابره شده باشد.

 

با این اوصاف، این وضعیت دور از انتظار نخواهد بود که با روشن شدن مفاد مورد توافق آمریکا و طالبان و امضای تفاهم نامه میان دو طرف، از یک سو انتخابات ریاست جمهوری، بار دیگر به تعویق بیفتد و از سوی دیگر، با ایجاد یک حکومت موقت یا سرپرست، زمینه حضور طالبان در قدرت فراهم شود.امااحتمال می‌رود که با ورود طالبان به قدرت، دیگر انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان برگزار نشود. چرا که سابقه طالبان نشان داده به دنبال ایجاد نظامی با شکل و شمایل امارت اسلامی در افغانستان است نه جمهوری اسلامی. مگر آنکه واقعاً طالبان تغییر کرده باشد چیزی که بعید به نظر می‌رسد.

سیداحمد موسوی مبلغ