رئیس‌جمهور جدید آمریکا پس از حضور در کاخ سفید، بیش از هر زمان دیگری به «چندپارچه کردن عراق » از طریق«تزریق بحران امنیت » در این کشور و منطقه می‌اندیشد. در همین راستا، بایدن و همراهانش بازتولید تروریسم تکفیری را در دستور کار قرار داده‌اند. این استراتژی، از سوی دولت ترامپ نیز دنبال شد اما «قدرت مقاومت» به مانع سختی در مسیر تحقق این خواسته شوم تبدیل شد. نزدیک به یک دهه از بحران‌سازی غرب و مهره‌های تکفیری آن در سوریه سپری‌شده است.آنچه طی سال‌های اخیر در منطقه شامات و به‌طورکلی غرب آُسیا ظهور و بروز پیداکرده است، مصداق عینی «توقف راهبردی آمریکا در منطقه » و متعاقبا«عقب‌گرد اشغالگران از میدان نبرد» می‌باشد. به‌راستی طی سال‌های اخیر در سوریه و عراق  چه تحولاتی رخ‌داده و نقش  محور مقاومت در خنثی‌سازی یکی از عظیم‌ترین و خطرناک‌ترین پروژه‌های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه چه بوده است؟ 

در سال ۲۰۱۳ میلادی، مقامات حزب دموکرات آمریکا( دولت وقت اوباما –بایدن) ، تصمیم به ایجاد «داعش» و هدایت تروریست‌های تکفیری در سرتاسر سوریه ( و متعاقبا عراق و حتی نقاطی از لبنان ) گرفتند. مقامات غربی و صهیونیستی به این نتیجه رسیده بودند که «ایجاد داعش»، نه‌تنها تصویری مخدوش و انحرافی از «دین اسلام» در جهان ایجاد می‌کند، بلکه کوتاه‌ترین مسیر برای سرنگونی حکومت‌های سوریه و عراق محسوب می‌شود. مطابق محاسبات صورت گرفته از سوی دستگاه‌های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، داعش دارای یک «دستور کار عملیاتی» و یک « تاریخ‌مصرف معین» بود. دستور کار عملیاتی داعش، سرنگونی حکومت‌های سوریه و عراق و تبدیل این دو کشور به «زمین سوخته» بود. زمین سوخته‌ای که درنهایت باید در اختیار عربستان سعودی و متعاقبا در کنترل ایالات‌متحده و متحدان صهیونیستی آن قرار می‌گرفت.فراتر از آن، مقامات آمریکایی از طریق سعودی‌ها ( که وظیفه اصلی  تأمین نیروها، تجهیزات و حمایت مالی از داعش و دیگر گروه‌های تروریستی-تکفیری را بر عهده داشتند) ،درصدد تعریف یک «طول عمر حدودا ۶‌ماهه» برای داعش برآمد.

بر اساس نقشه راه آمریکا و متحدان و مهره‌های منطقه‌ای آن، قرار بود داعش نهایتا در عرض ۶ ماه حکومت‌های سوریه و عراق را از بین برده و سپس، خود نیز از این کشورها خارج‌شده یا از بین برود .

درحالی‌که کاخ سفید و متحدان آن کمترین شک و شبهه‌ای در‌خصوص اجرایی شدن کامل و نهایی طرح عملیاتی خود در سوریه نداشتند، رزمندگان مقاومت و شهدای بزرگوار مدافع حرم؛ با ایمان، صلابت و استواری، قدم در مسیر «مبارزه با دشمنان قسم‌خورده جهان اسلام» گذاشتند. محصول و نتیجه رشادت این قهرمانان بی‌ادعا و مظلوم تاریخ بشری ، درهم‌شکسته شدن دژ داعش در سوریه و عراق بود و به عبارت بهتر، نه‌تنها ایالات‌متحده نتوانست به اهداف از پیش تعیین‌شده خود در سوریه و عراق دست پیدا کند، بلکه با  هزینه هنگفت «ساماندهی تروریست‌های شکست‌خورده »مواجه شد. امروز در سال ۲۰۲۱ میلادی قرار داریم. اوباما جای خود را به ترامپ و ترامپ جای خود را به بایدن داد، اما خبری از تسخیر سوریه و عراق توسط مهره‌های متوحش تکفیری آمریکایی-صهیونیستی-سعودی نشد. به‌راستی این ارزش والای کار رزمندگان مقاومت با کدامین مؤلفه و معیار قابل‌اندازه‌گیری و محاسبه است؟

حنیف غفاری