ماجرا شاید از انتخاب سید ابراهیم رئیسی برای ریاست جمهوری و یا کمی قبل تر از آن آغاز شد؛ محمدباقر قالیباف با ردای ریاست مجلس و سید ابراهیم رئیسی پشت میز پاستور.دقیقا از همین بزنگاه بود که زمزمه‌هایی در میان احزاب مختلف به راه افتاد مبنی بر «حاکمیت یک دست برای اصولگرایان ».

همه قوا در دست اصولگرایان است؟

برای مثال عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفته بود یکی از عللی که بسیاری از افراد غیراصولگرا نیز به آقای رئیسی رای دادند، انگیزه یک‌دست کردن قدرت بود.

روزنامه جمهوری اسلامی هم در تایید این موضوع نوشت: ما مردم ایران، به جناح اصولگرای یک حاکمیت یک‌دست بدهکار بودیم که حالا با انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ تحقق پیدا کرده است. هر سه قوه به اضافه شورای نگهبان، نیرو‌های نظامی و سایر اندام‌های حاکمیتی از یک جناح هستند و مردم بدهی خود را پرداخت کرده‌اند، باقی می‌ماند وعده‌های بسیار شیرین و رویایی که این جناح داده است.

 

جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم درباره حضور اصولگرایان در قوای مختلف بیان کرد: ظاهر امر این است که همه قوا در دست اصولگرایان است، در حال حاضر رئیس مجلس و بیشتر نمایندگان در مجلس اصولگرا هستند و این موضوعی است که خودشان هم تایید می‌کنند؛ اما منافع ملی را نباید فدای رفتارهای حزبی و جریانی کرد. در قوه مجریه هم که اهم قواست اگر بتوان رویکرد جریانی را از بین برد و از همه جریان ها استفاده کرد می‌توان امیدوار بود که این جریانات حاشیه‌ای کمرنگ شوند.

حرکت به سوی یک‌دست شدن حاکمیت توهم است

با این حال اما افراد بسیاری در میان جریان اصولگرا نظیر محمدکاظم انبارلویی معاون سیاسی حزب موتلفه اسلامی ادعاهای مطرح شده مبنی بر حرکت نظام به سوی یک‌دست شدن حاکمیت را توهم دانست.

همچنین حسین کنعانی مقدم فعال سیاسی اصولگرا هم گفته است اینکه گمان شود الان هر سه قوا در دستان جریان اصولگرایی قرار گرفته یک اشتباه محاسباتی است. او در ادامه تشریح کرده است که در حال حاضر هم آقای رئیسی و هم آقای قالیباف گفته اند که متعلق به جریان اصولگرا نبوده و به صورت مستقل وارد میدان شده اند و هم اینکه قوه قضائیه هنوز اعلام نکرده است که آقای اژه ای اصولگراست یا غیر اصولگرا؛ بنابراین اینکه یه تابلو بسازیم و بگوییم که الان هر سه قوا در دستان اصولگرایان است یک آدرس اشتباه است و شاید هم رقبای اصولگرایی در پی ایجاد این تصور هستند تا بتوانند به این وسیله نوعی انحصار گرایی را در مسائل اجرایی به اذهان مردم تزریق کنند.

محمد صادق کوشکی عضو هیات علمی دانشگاه هم در رد این موضوع بیان کرده است که در حال حاضر در درون قوه قضائیه حجم بسیار زیادی از نیروهای اصلاح طلب حضور دارند و در درون دولت هم حجم بسیاری از این افراد حضور دارند و در درون مجلس هم افراد اصلاح طلب حضور دارند؛ بنابراین اینکه روسای سه قوه از نیروهای انقلاب باشند دلیلی نمی‌شود که سه قوه در دست نیروهای انقلابی باشد، زیرا ما در درون این قوا هم نیروهای اصلاح طلب بسیاری داریم. اما فعلا صرفا روسای سه قوه نیروهای انقلاب هستند و این به این معنا نیست که وابسته به جریان اصولگرا باشند. برای مثال آقای اژه‌ای هرگز به جریان اصولگرا وابسته نبوده اما از نیروهای انقلابی محسوب می‌شود.

اگرچه وجود حاکمیت یک‌دست در میان جریان اصولگرا و اصلاح طلب موافقان و مخالفان خود را دارد اما شاید مهم‌ترین مساله را بتوان سنگین تر شدن وظیفه اصولگرایان در این میان دانست؛ موضوعی که حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه درباره آن اینگونه پاسخ داده است؛ او وظیفه جریان اصولگرایان را هم سخت توصیف کرده و گفت: در قوه مجریه عامل اصلی رضایت مردم فقط در سطح بالا خلاصه نمی‌شود، بلکه بدنه پایین دولت که سهم بسیاری در نارضایتی تراشی دارد هنوز تغییری نکرده است و باید زمان داد به دولت تا عواملی که در بدنه دولت در صدد نارضایتی تراشیدن برای مردم هستند و چندان هم تعهدی به مبانی انقلاب ندارند را کنار بگذارد تا رضایت مردم تامین شود.طبعا این تفکر که بدون چنین اقداماتی می‌شود رضایت مردم را جلب کرد اشتباه است و چنین تفکری برای اصولگرایان خطر آفرین خواهد بود.