آن روز که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم تا چندین ساعت در بهت و شوک حادثه بودم. راستش اصلا تصور اینکه روزی ایشان نباشند و به شهادت برسند را نداشتم. انگار که بعضی آدمها را آدم میخواهد مادام العمر باشند و بمانند و نروند. آن روز دلمان خوش بود که حضرت آقا را داریم. که هنوز کشتی انقلابمان ناخدایی مقتدر و با صلابت و شجاع دارد. که قرار است پرچم این کشور را خود به دستان با کفایت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برساند. که او هست و خواهد بود .
در جنگ ۱۲ روزه که آنطور روز عاشورا به حسینیه آمد و دلهای همه منتظران و دل نگران های خودش را قرص و محکم کرد هم به این قطعیت رسیدم که او را داریم و خواهیم داشت تا همیشه تا ظهور.
ولی امروز تمام باورهایم شکست و نابود شد. تمام تصوراتم از بودن همیشه او به پایان رسید. هربار فریاد زدم که دروغ است، که شایعه است، که جنگ روانی دشمن است، که فریب اذهان عمومی برای تضعیف نیروهاست.
گریه و ناله و شیون مجری های خبری را که شنیدم دیگر طاقت نیاوردم. خدایا این چه مصیبتی بود که بر سرمان آمد. خدایا این داغ را چگونه تحمل کنیم، چگونه بقبولانیم به خودمان که سیدعلی هم دیگر نیست.
او علمدار ما بود، پشتیبان ما در بحرانها بود، او بهترین اولیاءات بود در ایمان و تقوا و اخلاق و عمل صالح و زهد و عرفان و سیاست و فقاهت و صلابت و شجاعت و تبرّی و تولّی. او فقط یک رهبر نبود برای ما. پدری دلسوز و مهربان بود در همه عرصه ها و برای همه فرزندان امت خود.
او بود که وقتی دلمان از غم مالامال میشد، عزم و اراده ما را راسخ میکرد و نمیگذاشت ما بشکنیم. او بود که همیشه میگفت آرام باشید این حادثه ها می آید و میرود. قرار بود با او در قدس شریف نماز بخوانیم. با او به پیشواز ظهور برویم. با او قلههای فتح و پیروزی را طی کنیم.
میدانیم که همیشه آرزوی شهادت داشت و ۳۷ سال بود که بار سنگین امامت و زعامت این انقلاب را به دوش میکشید و شهادت حق مسلم او بود، ولی همه دلخوشی ما هم او بود که در بزنگاهها دستمان را میگرفت و راه را نشانمان میداد.
در این جنگ هم باز در وسط میدان، محکم و استوار ماند، با خانواده هم ماند و نه تنها در پناهگاه نبود که در محل کارش با زبان روزه به شهادت رسید، آن هم توسط اشقی الاشقیای زمان خود، توسط جنایتکارترین انسانهای روز زمین که فقط بوی گند افتضاحشان در اپستین کل دنیا را برداشته، بماند بقیه فجایع و خرابکاری ها و روسیاهی هایشان.
ما یتیمان خامنهای شهید، در عین حال که برای وطنِ بدون او عزاداریم؛ ولی خوشحالیم که در مسیر درست تاریخ بودیم؛ افتخار میکنیم که مرید کسی بودیم که کوچکترین لکه ای در کارنامه زندگی و سیاست خود و خانوادهاش نداشته است، حالا هم تنها مرهم داغمان، ظهور ولینعمتمان است که وحشت داریم از دنیای بدون او و خاضعانه طلب میکنیم که: اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَة وَلِیِّنا وَکَثْرَة عَدُوِّنا وَقِلَّة عَدَدِنا وَشِدّة الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُر الزَّمانِ عَلَیْنا.
شهادتت مبارک آقای خوبیها
صفورا ترقی